X
تبلیغات
اصول ومبانی ارتباط درتوسعه فرهنگی

اصول ومبانی ارتباط درتوسعه فرهنگی

کارگاه عملی اصول ومبانی ارتباط درتوسعه فرهنگی استاد سهیلی

نگاهی اجتماعی به فیلم چهارشنبه سوری: ایران بادنوروز - فاطمه السادات چمه- جوادیاری میانه

کارگردان :

اصغر فرهادی
• (زادهٔ ۱۳۵۱ در سده-اصفهان) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی است. وی برنده سه جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در سال‌های ۱۳۸۴، ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹ شده‌است
•خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین به عنوان بهترین کارگردان بزای فیلم دربارهٔ الی و هم‌چنین خرس طلایی جشنواره برلین به خاطر فیلم جدایی نادر از سیمین از دیگر افتخارات اوست.
•او اولین فیلمساز ایرانی است که توانسته‌است این جایزه را به خود اختصاص دهد.
زندگی‌نامه
•فرهادی پس از گذراندن دوره لیسانس در رشته تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران، مدرک فوق لیسانس خود در همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرد. او فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۵ در انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرد. نخستین حضور حرفه‌ای او در سینما در فیلم ارتفاع پست ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا در سال ۱۳۸۰ به عنوان فیلمنامه‌نویس بود

•کارگردان
درباره الی (۱۳۸۷)
شهر زیبا (۱۳۸۲)
رقص در غبار (۱۳۸۱)
داستان یک شهر ۲ (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۰) «شبکهٔ تهران»
داستان یک شهر (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۷۸) «شبکهٔ تهران»
•فیلمنامه‌نویس
درباره الی (۱۳۸۷)
دایره زنگی (۱۳۸۶)
کنعان (۱۳۸۶)
شهر زیبا (۱۳۸۲)
رقص در غبار (۱۳۸۱)
ارتفاع پست (۱۳۸۰)
روزگار جوانی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۷

 

 خلاصه داستان فیلم:

•نزدیک عید است و همه مردم مشغول خانه تکانی و استقبال از سال نو هستند. دختر جوانی به نام روح انگیز(ترانه علیدوستی ) که خود را آماده ازدواج می‌کند، روز  چهارشنبه سوری برای کار به خانه خانواده‌ای متوسط وارد می‌شود. فضای پر تنش و غم‌انگیز خانه، به همراه غوغای انفجار ترقه‌های چهارشنبه سوری فضایی بی‌ثبات و ناآرام به وجود آورده‌است.
•مژده(هدیه تهرانی)، خانم خانه، در هیئتی سراپا سیاه و با حرکاتی عصبی، حالتی غریب دارد. مژده به رابطه همسر خود(حمید فرخ نژاد ) و زن همسایه(پانته آ بهرام) مشکوک شده و زندگی خانواده در آستانه نابودی است. دست آخر مرد، به ظاهر در نظر همسرش تبرئه می‌شود و پیش از عید آشتی می‌کنند؛ هرچند تنهایی و دوری آدم‌های قصه ادامه خواهد داشت.
 
 
 
 
 
 

جنبه های اجتماعی فیلم :

موضوع فیلم :
•بی‌اعتمادی، از هم پاشیدگی رشته‌ی خانواده و زندگی زناشویی

•استفاده سمبلیک از عنوان چهارشنبه سوری بیانگر تضاد بیرون و درون است در بیرون خانه آتش و همهمه و جشن و سرور است و کسی از درون خانه‌ها اطلاعی ندارد و نمی‌داند در آن چه می‌گذرد
 
فيلم با سفر دختر جواني از حومه ي جنوبي پايتخت به مركز شهر آغاز مي شود، دختري شوخ و شنگ و سرشار از شور زندگي؛ او را بر ترك موتور لكنته نامزدش     مي بينيم و سپس در ميان هياهوي شركتي كه دختر در آنجا كار مي كند؛ اين شركت خدماتي تامين كننده نيروي كار جهت نظافت خانه هايي ست كه در آستانه سال نو به آن نياز دارند. سر زندگي و نشاط دختر جوان ادامه پيدا مي كند، او بر فراز چيزها و حتي لحظه ها پرواز مي كند
 
شاد و بي قرار؛ آنجا كه لباس سفيد عروسي كرايه اي را  در مستراح شركت به تنش امتحان مي كند يا حتي آنجا كه  شوخ طبعانه مشتري خود را از ميان برگه هايي كه مسئول شركت به دست دارد مثل يك بليط بخت آزمايي انتخاب مي كند- فيلم البته با تاكيد هنري بر همين جزئيات از مستندساري هاي شبه هنري رايج فاصله مي گيرد - و آنگاه او را مي بينيم در برابر درِ ورودي يك مجتمع آپارتماني يِ بزرگ، آدرس به دست؛ او دكمه زنگ را فشار مي دهد. و سپس به آپارتمان مورد نظر وارد مي شود با نگاهي كنجكاو كه كوچك ترين حركات مرد صاحبخانه را زير نظر دارد.
 
فيلمساز با مخاطب خود قراري گذاشته است كه ادامه فيلم لحظه  به لحظه آن را محكم تر مي كند: شخصيت اصلي فيلم همين دختر خدمتكار است، كشف ماجرا از نگاه و درك ويژه يِ او ميسر مي شود و او قرار است در معرض تجربه فشرده اي قرار گيرد كه لابد در نهايت  تحولي   را در او موجب شود. اما از نيمه ماجرا روايت  به سمت اغتشاش مي رود. هرگاه گره هاي اصلي يك  روايت( در داستان، سينما يا تئاتر) خارج از منطق ساخت و سازآن براي مخاطب گشوده شود، چنين اثري با ضعف تاليف روبروست.

در ابتدا همه چيز به خوبي پيش ميرود، ما به همراه دخترك خدمتكار لايه لايه بحران موجود در رابطه زن و مرد فيلم را كشف مي كنيم، شيطنت هاي جوانانه او و يا بعدها نيك خواهي هاي معصومانه اش   براي كمك به ترميم آن بحران با ظرافت هاي سينمايي يِ زيبايي تدوين شده اند اما ناگهان يكي از كليدي ترين نقاط ماجرا خارج از حوزه يِ حضور دختر  خدمتكار آشكار مي شود كه همان ملاقات پنهاني و ارتباط مرد با زن همسايه است؛ در اينجا ناگهان مخاطب در كشف ماجرا از دختر خدمتكارجلو مي افتد و ترفند فيلمساز براي آنكه دخترك از طريق كشف بوي عطر زن و احيانا فندك او در اتومبيل مرد به راز ارتباط آندو آگاه شود، تصنعي خام ونارسا بيش نيست
بر اين اساس لازم نيست دوربين از طريق ديد و نگاه دخترك خدمتكار حركت كند. در اينجا حس هاي راوي( دختر خدمتكار) مي تواند خارج از حوزه حضور او در بسط لحظه هاي  سينمايي به نمايش در آيند مثل  گفتگوي زن و خواهرش در  حمام خانه و يا صحنه زيبا و كاملا سينمايي  حمله مرد به زن در حاشيه خيابان كه هر دو در غيبت دختر خدمتكار در صحنه اتفاق مي افتند و در ضمن هيچكدام قرار داد فيلم را خدشه دار نمي كنند.

روحی هم که فیلم به نحوی سیر شروع بلوغ اوست، در مرز آگاهی قرار دارد. بین گفتن و نگفتن می ماند؛ اما در واقع   می گوید و مژده هم می فهمد. او که اول از مژده و رفتارش منزجر شده بود و در جبهه سیمین قرار داشت در انتها علت رنج و سرگشتگی مژده را فهمید. در واقع گام به گام با نشانه هایی که بر او آشکار می شد، به حقیقت پی برد.

  •کارگر شرکت خدماتی که در آستانه ازدواج با یکی از بستگانش است، برای نظافت به خانه‌ای در یک آپارتمان اعزام می‌شود. خرابی زنگ خانه به‌عنوان یک ابزار مهم برای ارتباط اطرافیان باصاحب خانه و شیشه شکسته پنجره نماد رابطه با بیرون همان ابتدا می‌تواند نشانگر نوعی نابسامانی در خانواده و یا بی‌توجهی همسر به امور فنی به عنوان یک وظیفه مشخص مرد باشد.

دختر کارگر در بدو ورود با انبوهی از وسایل در اتاق‌ها مواجه شده، اگرچه ریخت‌وپاش بودن اتاق‌ها به دلیل رنگ آمیزی است امامی‌تواند نشان‌از نابسامانی و در هم ریختگی زندگی زناشویی و بی‌توجهی و بی‌انگیزه بودن زن خانه به امور خانواده باشد
لباس سیاه مژگان و چهره‌ی غمگینش، تداعی‌کننده آدم "روان نژند" است و هر لحظه به دو زن نظافتچی دستورات مختلف می‌دهد و در واقع شلوغی و به هم ریختگی خانه در بی‌نظمی رفتار و حرکات (مژگان) نیز تجلی پیدا می‌کند.

آهسته صحبت می كند تا كارگر منزل و احتمالاً آدم آن سوی دریچه حرف هایش را نشنوند و در عین حال این آهستگی با نوعی بغض همراه می شود كه به درآمدن صدا از ته گلو تشبیه می شود تا آنجا كه حتی برخی حرف ها قطع می شود و شنیده نمی شود اما این مهم نیست، مهم حسی است كه تهرانی با ظرافت آن را به مخاطب القا می كند و با بازی ای كه در گازگرفتن لب، نشان دادن آن دستمال كاغذی كوچك و مچاله شده و سر نهادن بر شانه خواهر و گفتن جمله به شدت تاثر آور «كاش بابا زنده بود» ارائه می دهد، گویش كلام را با پویش رفتار توامان می كند تا حس زنی عمیقاً دردمند را باور كنیم اما فقط حس را باور می كنیم و نه صحت حرفش را؛ چرا كه تهرانی به موازات این روند نشانه هایی دال بر بیماری ذهنی مژده در اختیارمان می گذارد تا نسبت به سلامت روانش و در نتیجه صدق ادعایش شك كنیم

  دعوا و مرافعه مژده با مرتضی پس از سكانس كتك خوردن در خیابان یكی دیگر از صحنه های درخشان بازیگری تهرانی در این فیلم است كه جیغ و انقطاع صوت و بغض دائمی را درهم می آمیزد و ناگهان كه با ادعای روحی روبه رو می شود، آن آمیزه را به سكوتی چند ثانیه ای كه دال بر بهت است بدل می كند. اما تهرانی با اینكه نقش زنی افسرده و عصبی و سوءظن دار را ایفا می كند، از طبقه اجتماعی پرسوناژ نیز غافل نمی شود. دقت كرده اید كه زمان صحبت كردن با خواهرش هنگامی كه می خواهد به روحی اشاره كند خیلی آرام می گوید: «كارگر» و دوباره درجه صدای بلند را اتخاذ می كند؟

مخاطب در توضیح ناگهانی دختر کارگر درباره بلیط سفر و آرامش مژگان چنین تصور می‌کند که شک زن به مرتضی درباره رابطه شوهرش با زن همسایه ناشی از توهم و بیماری است. اما این تصور و تا حدودی یقین ناگهان از بین می‌رود و مرتضی پسر خود را که برای چهارشنبه سوری به پارک برده است، تحویل دختر کارگر می‌دهد و در کوچه‌ای با سیمین ملاقات می‌کند.

•کارگردان زندگی سیمین را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد و مردی را به عنوان پدر دختر و شوهر سابق سیمین نشان می‌دهد که روبه روی آپارتمان در خودروی خود چشم به پنجره‌ی‌خانه دوخته و چنین تداعی می‌کند که او نیز قربانی رابطه مخدوش است.  
حضور دختر کارگر ونقش سخنان‌تعیین‌کننده وی در سرنوشت دو خانواده جذابیت خاصی به فیلم داده و آن رااز یک درام خانوادگی صرف به‌اثری اجتماعی تبدیل کرده است که تفاوت برداشت‌های متفاوت لایه‌های مختلف اجتماع درباره زندگی و معنای سخنان را نشان می‌دهد
  
 
تفاوتهای فرهنگی  :
کارگردان با تکرار و تاکید روی "چادر" سعی دارد مخاطب را متوجه عنصر حجاب و تفاوت فرهنگی دختر کارگر بامژگان و سیمین و دیگر آدم‌های آن مجموعه آپارتمانی کند. در ابتدای فیلم شاهد گیرکردن "چادر" در زنجیر چرخ موتور و پاره شدن آن هستیم واز چادر بارها در فیلم سخن به‌میان می‌آید، درپایان فیلم نیز پرسش نامزد دختر کارگر این است که چادرت چی شده است.
 
چهارشنبه سوری » آنقدر جا دارد که بشود بعد چند ماه باز هم در مورد آن حرف زد. ورای همه حرفهایی که این فیلم در باره زن، مرد ، ازدواج، خیانت، و همچنین مسایل اجتماعی مثل امنیت، فساد، بچه های خانواده های ناپایدار، خوش گذراندن بیمارگونه افراد اجتماع و غیره می زند؛ نکته ای عمیقتر وجود دارد که ناخودآگاه و خود اگاه همه ما درگیر آن هستیم.
و آن « انتخاب » است و شادی یا رنجی که از آن می بریم. انتخاب اصلی ترین فرق بین انسان و حیوان و نیز بین انسان و فرشته است. اساس آفرینش انسان نیز بر این اساس قرار گرفته است. انسان انتخاب کرد که میوه ممنوعه را بخورد، از بهشت سقوط کند (رنج) ولی به اگاهی خوب و بد (شادی) نایل شود. و از همین جا سیر انتخاب های ما شروع می شود و بهشت و جهنمی را با انتخاب های خود بوجود می آوریم.
 
•مرتضی هم انتخابی داشته و لذتی را تجربه کرده، ولی اکنون در تختخوابشان تنها و سرگشته دراز کشیده (رنج ).سیمین و شوهرش هم انتخاب های خودشان را داشته اند و رنج و تنهایی و سرگشتگی حاصل از آن را.
•اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم رنج آنها که به خاطر لذتی گذرا، انتخاب هایی عجولانه و غیر مسئولانه داشته اند، بیشتر است. تنهایی و عدم امنیت سیمین را در طرد شدن او توسط اهالی ساختمان و مجبور شدن به عوض کردن خانه، می بینیم و از همه زیباتر در صحنه ای که از مرتضی جدا می شود و وحشت زده از ترقه به پشت سر نگاه می کند اما مرتضی نیست
 
فیلمساز به زیبایی عدم امنیت رابطه های لذت جویانه را نشان داده. در این جور رابطه ها تعهدی نیست؛ مرتضی هم که اینطور با هیجان سیمین را می طلبد، چندی دیگر نخواهد بود.
مرتضی هم رنج بیشتری نصیبش شده چون مسئول نبوده. اگزوپری بسیار زیبا عشق و تعهد مربوط به آن را تعریف می کند؛ در کتاب معروفش از قول روباه به شازده کوچولو می گوید: تو مسئول گلی که اهلی کردی هستی. مرتضی با اینکه تجربیات زیادی داشته اما به این بلوغ و آگاهی نرسیده که عشق مسئولیت می آورد. نمی توان با دیدن یک فرد زیبا تر یا خوش مشرب تر یا هر « تر » دیگر، کسی را که اهلی کرده ایم به بهانه کج خلقی یا هر ضعف دیگر ترک کنیم. شازده کوچولو این را فهمید و نزد گلش بازگشت.
 
 
نقاط ضعف فیلم:
 
" چهارشنبه سوري" نيز يك روز بخصوص را زمان تاريخي روايت قصه خود قرار داده است.اما تماشاگر در حين تماشاي فيلم مدام از خود مي پرسد که از بار معنايي اين روز بخصوص چه استفاده  اي شده است، يا چنين روزي به عنوان ظرف يك حادثه عمومي
چگونه در معنابخشي به حادثه اي خصوصي كه تصادفا در همان  روز اتفاق افتاده است مي تواند موثر باشد. آيا    استفاده يِ  نمايشي از امكانات يك روز خاص در رسانه اي كه نشانه ها از  خاصيت مفهوم سازي مضاعف برخوردارند ايجاد توقعات بي پاسخ را سبب نمي شود؟  
با این حساب چهارشنبه سوري" با ضعف تاليف روبروست، چيزي  فراتر از ضعف فيلمنامه؛ اتفاقي كه يك قصه خوب را تلف كرده است!
 
 
نقاط قوت فیلم :
•سکانس پایانی « چهارشنبه سوری » بسیار زیبا و تاثیر گذار نشان میدهد که هر کدام از شخصیت ها چطور در لذت و رنج انتخابی که خود کرده اند، غوطه ورند: مژده را می بینیم که خود را به خواب زده و در تختخواب بچه است، او تصمیم می گیرد با وجود آگاهی از خیانت شوهر (رنج) به خاطر فرزند (شادِِی) بماند.
 
نتیجه گیری:

تقابل رابطه کارگر جوان با نامزدش و نیز ارتباط زن و شوهر در این فیلم بیننده را به فکر وا می دارد. دروغ هایی که در زندگی هممه انسان ها وجود دارد و هیچ هراسی از بین آنها ندارند هر چند باعث به هم خوردن روابط خانوادگی و یا شکل گرفتن این رابطه شود. مردی که به زنش به دروغ قسم می خورد که رابطه ای با هیچ کس نداشته و او را بسیار دوست دارد. کارگر جوان که با دروغی سعی در بر طرف کردن دعوای زن و شوهر می کند. آرایشگری که از گذشته خود هیچ خبری به مرد نمی دهد و عدم اعتماد انسان ها به هم یکی از نکات بارز در این فیلم است
 
 
منابع و مأخذ

 •دانشنامه آزاد وی کی پیدیا

•ایران آکتور
•بی‌بی‌سی فارسی (۲۲ فروردین ۱۳۸۵)
سینما بلاگ
+ نوشته شده در  90/09/11ساعت 18:28  توسط بادنوروز _ یاری میانه   | 

مبارزه با پولشویی - علیرضا پادگانه

 تعريف پولشويي:

طبق تعریف "قانون مبارزه با پولشویی" در ایران، جرم پولشویی عبارت است از:

الف- تحصیل، تملک، نگهداری یا استفاده از عواید حاصل از فعالیت‌های غیرقانونی؛ با علم به این که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در نتیجه­­ی ارتکاب جرم به دست آمده است؛

ب- تبدیل، مبادله، یا انتقال عوایدی به منظور پنهان کردن منشاء غیرقانونی آن با علم به این که به طور مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از ارتکاب جرم بوده یا کمک به مرتکب به نحوی که وی مشمول آثار و تبعات قانونی ارتکاب آن جرم نگردد؛

ج- اخفاء یا پنهان یا کتمان کردن ماهیت واقعی، منشاء، منبع، محل، نقل و انتقال، جابه‌جایی یا مالکیت عوایدی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در نتیجه­ی جرم تحصیل شده باشد.

جرایم منشاء پولشویی:

کارگروه اقدام مالي براي مبارزه با پول شويي (FATF)[1] قاچاق مواد مخدر و جرايم مالي را بعنوان اصلی­ترين منابع عوايد غير قانوني معرفی کرده است. دیگر جرایم منشاء پولشویی طبق نظر این سازمان، در جدول زیر ارایه شده­اند:

 

 

جرایم منشاء پولشویی

1)        شرکت در گروه‌هاي جنايي سازمان يافته

2)        پول تقلبي

3)        تروریسم، از جمله تامين مالي تروريسم

4)        سرقت هنری

5)        قاچاق انسان و قاچاق مهاجر

6)         جرايم محيط زيستي

7)        قاچاق مواد مخدر

8)        قتل و وارد نمودن جراحات شديد به بدن

9)        قاچاق کالا

10)    آدم‌ربايي و گروگان‌گيري

11)    استثمار جنسي

12)    دزدي

13)    قاچاق اسلحه

14)    اخاذي

15)    قاچاق اشياء مسروقه

16)    جعل اسناد

17)    فساد و رشوه

18)    دزدي دريايي

19)    جعل و تقلب

20)    خيانت در امانت

 

ويژگي­هاي جرم پولشويي:

1) پولشویی جرم ثانویه است. برای ارتکاب این جرم باید جرم دیگری از قبیل قاچاق مواد مخدر، آدم­ربایی، فروش اعضای بدن و غیره اتفاق افتاده باشد. ماهیت ثانویه این جرم سبب شده اذهان عمومی جامعه نسبت به آن زیاد حساس نباشد.

2) پول­شویی جرمی سازمان­یافته است. سازمان­یافته بودن این جرم، موجب دشواری تعقیب مجرمین می­گردد. بطور مثال، دزد یا قاتلی که به صورت انفرادی عمل می­کند با پیگیری­های پلیسی و قضایی دستگیر می­شود، ولی در جرم پولشویی مسئولین با سازمان­های مجهزی روبرو هستند که سطوح مختلفی از افراد، از عاملین ساده (مثلاً خرده فروش مواد مخدر) و افراد واسطه ماهر تا افراد تحصیل­کرده و متخصص را در بر می­گیرد. لذا با دستگیری یک مجرم، افراد دیگر به راحتی به کار خود ادامه داده و کار را برای مجریان قانون مشکل می­نمایند.

3) پولشویی جرمی فراملی است. پولشویی لزوماً در یک محدوده جغرافیایی خاص یا در مرزهای حاکمیت یک کشور اتفاق نمی­افتد. سازمان یافته بودن این جرم به عبور آن از مرزها کمک می­کند و برای مرتکبین این جرم، دهکده جهانی معنا می­یابد. با این ویژگی اهمیت‌ همکاری‌های بین­المللی و نقش سازمان­های بین­المللی برای هماهنگی کشورها به منظور مقابله با آن روشن می­گردد.

4) پولشویی جرم فرهیختگان[2] است. در سازمان­های جنایی برای انجام مراحل نهایی پولشویی از افراد متخصص از جمله حسابداران، حقوقدانان، وکلا و کارمندان بانک استفاده می­شود. طبیعت این جرم آنست که برای تمیز جلوه دادن درآمدهای حاصل از جنایت، از سازمان­های آبرومندی مانند بانک­ها و متخصصین بانکی، دفاتر وکالت و حسابرسی استفاده شود.

 

 

انواع پولشویی:

چهارگونه پولشویی قابل شناسایی است:

1-پولشویی درونی: شامل پولهای کثیفی است که از فعالیت مجرمانه و در داخل خاک یک کشور حاصل می شود که در همان کشور شسته می­شود.

2- پولشویی صادر شونده: شامل پول­های کثیف بدست آمده از فعالیت مجرمانه است که در داخل خاک یک کشور کسب و در خارج از آن کشور تطهیر می­شود.

3- پولشویی بیرونی: شامل پول­های کثیف بدست آمده از فعالیت مجرمانه انجام شده در سایر کشورها است که درخارج نیز شسته می­شود.

4- پولشویی وارد شونده: شامل پول­هایی که از فعالیت مجرمانه در سایر نقاط بدست آمده و در داخل خاک یک کشور مورد نظر شسته می­شود، می­باشد.

 

فرايند پولشويي:

اولين مرحله، جاي­گذاري[3] نام دارد. يعني سپردن پول نقد در بستر مالي از طريق بانك­ها يا ديگر موسسات مالي در كشورهايي كه نظارت چنداني روي سپرده­ها صورت نمي­پذيرد. هدف اين مرحله، قطع هرگونه ارتباط مستقيم بين وجوه و جرمي است كه از طریق آن حاصل شده است. عواید فعالیت­های مجرمانه­ی تزریق شده به شبكه مالی رسمی، با هدف تبدیل عواید از حالت نقدی، به ابزارها و دارایی­های مالی تبدیل می­شود يا برای سپرده­گذاری در موسسات مالی خارجی به بیرون از مرزها مستقل می­شود یا برای خرید كالاهای با ارزش مانند آثار هنری، هواپیما، فلزات و سنگ­های قیمتی به كار می­رود یا در قالب سپرده­گذاری در بانك­های داخلی یا دیگر موسسـات مالی رسمی و غیررسمی در می­آید. هدف تطهیرکننده این است که پول نقد را از محل بدست آوردن آن دور نماید تا به این ترتیب از پیگیری ضابطین مصون باشد و سپس آن را به صورت دارایی های دیگر مانند چک مسافرتی، حواله پستی و غیره در آورد.

معمولاً جاي­گذاري عوايد حاصل از جرم، با تقسيم وجوه نقدي كلان به مبالغ كوچك صورت مي‌گيرد. اين شيوه به نحوي است كه وجوه سپرده‌گذاري شده (كمتر از سقف معين پيش‌بيني شده براي گزارش­دهي) متعاقباً به خارج انتقال مي‌يابند و به سرعت استرداد مي‌شوند. مجرمان اين روش را در اغلب كشورها مورد استفاده قرار مي‌دهند (حتي اگر سقف معيني براي گزارش­دهي معاملات نقدي وجود نداشته باشد).

از ديگر روش­هايي كه مورد استفاده تطهيركنندگان پول قرار مي‌گيرد، استفاده از نام بستگان نزديك يا ساير اشخاصي است كه به گونه‌اي با مجرمان در ارتباط هستند.

روش ديگر جای­گذاری اين است كه مهاجران مبالغ جزئي و كم را در يك حساب مشترك مي‌ريزند. گردش اين حساب به نحوي است كه واريز به آن، توسط اشخاص غيرمرتبط يا به صورت مبالغ جزئي صورت مي‌گيرد.

مرحله دوم پنهان كردن منشاء سرمايه يا لايه­گذاري[4] است؛ يعني قطع ارتباط ميان سرمايه و منبع آن تا نتوان در حسابرسي­ها و نظارت­هاي آتي به سرمنشاء آن پي برد. اين كار از طریق ایجاد لایه­های پیچیده­ای از معاملات، با هدف مبهم ساختن فرایند حسابرسی و مجهول گذاشتن هویت طرف­های اصلی معامله و ناممكن نمودن ردگیری منشا عواید مزبور صورت می­گیرد. به عبارت ديگر رد پاي وجوه، براي جلوگيري از تعقيب قانوني آن مخفی می­شود.

سومين مرحله ادغام يا يكپارچه­سازي[5]، يعني ورود سرمايه تطهير شده به اقتصاد رسمي با پوشش قانوني است. به عبارت ديگر، بازگرداندن مجدد وجوه به مجرم به صورتي كه نحوه اكتساب و محل جغرافيايي آن، قابل رديابي نباشد.

فرایند پولشویی ممكن است به صورت جداگانه و متمایز یا به طور همزمان اتفاق افتد. چگونگی استفاده از این مراحل، به ساز وكارهای موجود برای پولشویی و شرایط سازمان­های مجرم بستگی دارد.

 

روش­هاي پولشويي:

شیوه­های تطهیر پول، پیچیده و متنوع است. شیوه­های پولشویی، به عواملی چون نوع جرم انجام شده، نوع سیستم اقتصادی و قوانین کشوری که در آنجا جرم صورت گرفته و نوع مقررات کشوری که درآنجا پول تطهیر می‌شود، بستگی دارد. از معمولی­ترین و مهم‌ترین روش­های پولشویی این است که پولشویان برای کاهش جلب توجه مجریان قانون به عملیات پولشویی، مقادیر زیادی پول نقد را به مقادیر کوچکی تبدیل نموده یا به طور مستقیم در بانک سرمایه‌گذاری کرده و یا با آن ابزارهای مالی چون چک، سفته و غیره خریده و در مکان­های دیگر سپرده‌گذاری می‌کنند.

از شیوه‌های دیگر تطهیر پول می­توان به سرمایه­گذاری موقت در بنگاه­های تولیدی- تجاری ِ قانونی، سرمایه­گذاری در بازار سهام و اوراق قرضه، ایجاد سازمان­های خیریه قلابی، سرمایه­گذاری در بازار طلا و الماس، شرکت در مزایده‌های اجناس هنری و کالاهای قدیمی و انتقال پول به کشورهای دارای مقررات بانکی آزاد مثل کشور سوئیس اشاره نمود.

 

 

پولشویی در کجا انجام می­گیرد؟

بررسی ماهیت جرم پولشویی و شواهد موجود نشان می­دهد که پولشویی در محیطی که شرایط زیر را داشته باشد قابل انجام است:

- کریدور فعالیت­هاي مجرمانه و غیر قانونی وجود داشته باشد.

- بخش­های غیررسمی اقتصادی فعال باشند.

- بخش­های رسمی، به خصوص بازار مالی از کارایی لازم برخوردار نباشد.

- قوانین مبارزه با پولشویی چندان فعال نباشد.

- روش­های پولشویی برای دست اندرکاران بازارهای مالی قانونی، بانک­ها و دیگر عوامل اجرایی، شناخته شده نباشد و به راحتی بتوان درآمد به دست آورده را برای فعالیت­های مجرمانه دیگر به مکان­های دیگر انتقال داد.

 

اثرات پولشويي بر اقتصاد:

پولشویی عملیات بازارها را مختل می‌كند؛ زيرا موسسات مالی متكی به عواید حاصل از فعالیت­های مجرمانه، در مدیریت مناسب دارایی­ها و انجام به موقع تعهدات و عملیات خود با مشكلات و چالش­های بیشتری مواجه­اند. معاملاتی كه برای مقاصد پولشویی انجام می‌گیرد می‌تواند تقاضا برای نقدینگی را افزایش دهد، نرخ بهره و ارز را بی‌ثبات كند، به رقابت غیرعادلانه منجر شود و تورم را در كشورهایی كه مجرمان در آنجا فعالیت می‌كنند به شدت افزایش دهد.

پولشویی اعتبار و در نتیجه ثبات بازارهای مالی را از بین می‌برد؛ چنانچه یك بانك در نتیجه جرم سازمان­یافته سقوط كند، ممكن است تمام سیستم مالی كشور یا حتی نظام مالی كل منطقه مورد نظر، دچار آسیب جدی شود. كشورهای كوچك در مقابل پدیده پولشویی آسیب‌پذیری بیشتری دارند؛ زیرا قدرت اقتصادی حاصل از فعالیت‌های غیرقانونی، تسلط بر اقتصادهای كوچك را برای سازمان‌های مجرم امكان‌پذیر می‌سازد.

ديگر آثار منفي پولشویی عبارتست از:

1- بی­اعتمادی مردم به نظام مالی

2- تغییرات جبری و ناخواسته در تقاضای پول

3- تضعیف بخش خصوصی

4- گسترش فعاليت­هاي مجرمانه زيرزميني در جامعه

5- اثرات منفي بر جمع­آوري ماليات و تشويق فرار مالياتي در جامعه

6- افزايش انحرافات اجتماعي

7- فاسد شدن ساختار حكومت و آسيب­رساني به اعتبار دولت­ها و نهادهاي اقتصادي كشور

8- كاهش اشتغال مولد

9- رشوه­خواري و اختلاس از طريق آلوده نمودن معاملات حقوقي

10- کاهش بهره‌وری در بخش واقعی اقتصاد

11- تخریب بخش خارجی اقتصاد

12- توزیع نابرابر درآمد

13- كاهش كنترل دولت بر سیاست­های اقتصادی.

 

 

سازمان­هاي بين­المللي درگير در امر مبارزه با پولشويي:

كارگروه اقدام مالي براي مبارزه با پولشويي (FATF) نهادي بين­المللي است كه با هدف توسعه سياست­هاي مبارزه با پولشويي در سطح ملي و بين­المللي ايجاد شده است. گروه مذكور صرفاْ نهادي تصميم­گيرنده است كه توسط كشورهاي غربي براي تدوين قوانين و ایجاد تفاهم ملي براي مبارزه با جرم پولشويي شكل گرفته است. این نهاد هر 5 سال يكبار رسالت خود را بازنگري و فنون جديد پولشويي و تدابير لازم براي مقابله با آن را به صورت پويا مورد رسيدگي می­کند. مدت رياست بر گروه كاري اقدام مالي براي مبارزه با پولشويي يك سال است و يك مقام دولتي بلند پايه كه از بين اعضاء برگزيده شده رياست دبيرخانه تخصصي FATF در ستاد مركزي سازمان همكاري اقتصادي و توسعه(OECD)  واقع در پاريس را عهده­دار مي­گردد.

* بر مبناي توصيه هاي FATF مواردی از ضوابط شناسايي مشتري به شرح ذیل می باشد:

- احراز و شناسايي هويت مشتري از طريق اسناد، داده­ها و اطلاعات از منابع موثق

- شناسايي مالك واقعي يا ذينفع و اتخاذ ضوابط و تمهيدات متعارف به نحوي كه مؤسسه مالي اطمينان حاصل نمايد كه ذينفع يا مالك واقعي كيست.

- درخصوص اشخاص حقوقي و نحوه تأسيس آن مؤسسه مالي بايد ترتيبي اتخاذ نمايد كه بتواند اطلاعات لازم درخصوص ساختار، مالكيت و كنترل­كنندگان آن و... را به دست آورد.

- اخذ اطلاعات در خصوص اهداف و ماهيت روابط تجاري.

 

* بر مبناي توصيه­هاي FATF تكليف موسسات مالي در خصوص شناسايي كارگزاران فرامرزي به شرح ذیل می‌باشد :

- اخذ اطلاعات کافي در خصوص طبيعت و ماهيت فعاليت مؤسسه متقاضي روابط كارگزاري و اخذ اطلاعاتي در خصوص شهرت و اعتبار مؤسسه، نحوه نظارت بر مؤسسه به ويژه آنكه آيا قواعد و ضوابط مربوط به مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم در مؤسسه مذكور اعمال مي­گردد یا خیر.

- ارزيابي ضوابط مربوط به مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم در مؤسسه مذكور.

- اخذ مجوز در مورد برقراري ارتباط كارگزاري جديد از مقامات صلاحيت­دار.

- مستندسازي وظايف و مسئوليت­هاي هريك از مؤسسات.

علاوه بر FATF، صندوق بین­المللی پول، سازمان ملل متحد و دفتر مبارزه با جرم و مواد مخدر آن و بانک جهانی نیز در امر مبارزه با پولشویی و تامین مالی دخیل می­باشند.

 

 

مصادیق موارد مشکوک به پولشويي در سيستم بانكي:

1- ارایه مدارک جعلی یا اطلاعات خلاف واقع

2- فعال شدن ناگهانی و بی­دلیل حساب­های راکد

3- افتتاح حساب­های متعدد به نام متقاضی و وابستگان وی

4- درخواست­های خلاف قوانین و مقررات

5- درخواست انجام خدمات بانکی پیچیده و متعدد برای یک موضوع واحد

6- سپرده­گذاری وجوه نقد و انتقال سریع آنها از طریق صدور چک، خرید چک بانکی یا حواله

7- ایجاد گردش حساب صوری با صدور چک­های متعدد به مبالغ بالا و یکسان

8- صدور حواله به سایر بانک­ها بدون انطباق با نوع فعالیت مشتری

9- تسويه قسمت اعظم يا تمام وام دريافتي؛ در حاليكه اين اقدام با درآمد مشتري و دارايي‌هاي وي متناقض باشد

10- ارایه وثیقه تسهیلات کلان برای خود یا دیگران

11- انتقال وجوه ارزی به مناطقی که در آنها فعالیت­های غیرقانونی بسیاری انجام می­گیرد

12- انجام مکرر عملیات و معاملات در شعب متعدد

13- اجتناب مشتري از تماس مستقيم با كارمند بانک یا مؤسسه مالی

14- توجه به حساب­هاي بانكي و نقل و انتقالات آن: اشخاص حقيقي و حقوقي كه حسابشان نشان­دهنده فعاليت تجاري يا بازرگاني نبود و فقط مبالغ بالايي وارد حساب و از آن برداشت مي‌شود.

15- درخواست مشتريان مبنی بر ارسال وجه به خارج از کشور، ضمن آنکه مشتری منتظر رسيدن وجهي به همان مبالغ از جايي ديگر مي‌باشد

16. مشتري مايل نيست مكاتبات به منزلش فرستاده شود

17. مشتري از يك آدرس مشترك براي اسامي متفاوت استفاده مي­كند

18. مشتري تحت مراقبت همراهان خود قرار دارد

19. مشتري توجه غيرمتداولي به سياست­ها، كنترل­ها و سيستم­هاي داخلي شما نشان مي­دهد

20. مشتري شماره تماسي مي­دهد كه يا موجود نيست يا قطع مي­باشد

21. مشتري براي توجيه معاملات بيش از حد لازم توضيح مي­دهد

22. مشتري اطلاعات/ جزئياتي ارایه مي­دهد كه گيج­كننده هستند

23. مشتري اصرار دارد كه معامله به سرعت انجام پذيرد

24. مشتري تلاش مي­كند رابطه نزديكي با كاركنان برقرار كند

25. مشتري از اسامي و آدرس­هاي مختلفي استفاده مي­كند.

 

 

واحد اطلاعات مالي6:

يکي از الزامات بين‌المللي در رابطه با مبارزه با جرايم مالي به طور کلي و مبارزه با دو جرم پولشويي و تأمين مالي تروريسم عبارتست از تأسيس يک واحد اطلاعات مالي. واحد اطلاعات مالي داراي کارکردهای اساسي زیر است:

 

1. دريافت­كننده مركزي اطلاعات گزارش شده

بانك­ها و مؤسسه­های مالي و اعتباري تمامي اطلاعاتي كه قانوناً مكلف به گزارش و ارایه آنها هستند از جمله اطلاعات مربوط به معاملات مشكوك را بايد به واحد اطلاعات مالي گزارش دهند. اين امر اولاً از آن جهت است كه اطلاعات در يك مكان واحد گرد آيند و بنابراين استفاده از آنها به بهترين نحو تسهيل گردد. ثانياً امنيت اين اطلاعات به بهترين نحو تأمين گردد؛ چرا كه واگذاري اين اطلاعات به مراجع مختلف مي­‌تواند موجب افشاي آنها در غير موارد ضروري و در نتيجه قصور در انجام تكاليف مربوط به رازداري بانكي و تجاري گردد.

 

 2. تجزيه و تحليل اطلاعات

واحد اطلاعات مالي تنها دريافت­كننده اطلاعات نيست بلكه وظيفه تجزيه و تحليل اطلاعات دريافتي را نيز بر عهده دارد. بسياري از اطلاعاتي كه به واحد اطلاعات مالي تسليم مي­شوند در ظاهر نشانگر وقوع پولشويي و تأمين مالي تروريسم نيستند و تنها در پرتو تجزيه و تحليل اين اطلاعات است كه مي­توان متوجه اين جرايم شد.

براي انجام اين تجزيه و تحليل­ها لازم است كه واحدهاي اطلاعات مالي به منابع انساني و تكنيكي كافي مجهز باشند و با شيوه­ها و تكنيك­هاي پولشويي و تأمين مالي تروريسم نيز آشنايي كافي داشته باشند.

 

 3. انتشار اطلاعات در سطح داخلي

در صورتي كه تجزيه و تحليل هاي صورت گرفته منجر به اثبات اين مطلب شد كه جرايم پولشويي و يا تأمين مالي تروريسم رخ داده­اند، واحد اطلاعات مالي آنها در اختيار مقامات صالح قضايي قرار خواهد داد.

 

 4. انتشار اطلاعات در سطح بين­المللي

از آنجايي كه پولشويي و تأمين مالي تروريسم غالباً در سطح داخل مرزهاي يك كشور متوقف نشده و در سطح بين­المللي رخ مي­دهد و در بردارنده عناصر خارجي مي­باشد، هر گونه مبارزه با تأمين مالي تروريسم و پولشويي كه فاقد مكانيزم­هايي براي معاضدت بين­المللي باشد، عقيم خواهد بود. بنابراين ضروري است كه واحدهاي اطلاعات مالي، يافته­هاي خود را در سطح بين­المللي نيز مبادله نمایند.

 

 

روند مبارزه با جرايم منشاء و پولشويي در قوانين ايران:

قانون اساسي مصوب سال 1358 در اصل 49 خود چنين مـقـرر کرده است: "دولت موظف است ثروت‌هاي ناشي از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء‌استفاده از موقوفات،‌ سوء‌استفاده از مقاطعه‌کاري‌ها و معاملات دولتي، ‌فروش ‌زمین­هاي موات و مباحات اصلي، داير کردن اماکن فساد و ساير موارد غيرمشروع را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلوم نبودن او به بيت‌المال بدهد".

همچنین در "قانون تشديد مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداري مصوب 28 شهريورماه 1364 مجلس شوراي اسلامي و 15 آبان ماه 1367 مجمع تشخيص مصلحت نظام" و "قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاق موادي به آن مصوب 17 آبان ماه 1376 مجمع تشخيص مصلحت نظام" قـانون­گذار تعقیب اشخاص حقيقي يا حقوقي که از اين طريق اقدامات غيرقانوني و فعاليت‌هاي مجرمانه، مالي را به‌دست مي‌آورند يا اموال عمومي، دولتي و خصوصي مردم را تصاحب مي‌کنند و به حقوق عمومي يا خصوصي تعدي مي‌کنند، را پيش‌بيني کرده است.

قانون مبارزه با پولشويي در تاريخ 2 بهمن ماه 1386 از سوي مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد و آيين­نامه اجرايي آن نيز در سال 1388 به تصويب كارگروه تخصصي شوراي عالي مبارزه با پولشويي رسيد. همچنین در اردیبهشت 1390 ده دستورالعمل از سوی بانک مرکزی برای اجرا به کلیه بانک­ها ابلاغ گردید (در سایت www.cbi.ir موجود می­باشد).



[1]- Financial Action Task Force

[2]- منظور افرادی است که مدارک علمی یا تخصص دارند.

[3] -Placement

[4]- Layering

[5]-Integration

+ نوشته شده در  90/09/26ساعت 9:38  توسط بادنوروز _ یاری میانه   | 

سیری در معضل اجتماعی سرقت - کیومرث رئیسی

سیری در معضل اجتماعی سرقت

مقدمه

سرقت از با سابقه ترین جرایم بشری است که درجامعه های مختلف به شیوه های گوناگون دیده می شود این پدیده درطول زمان دستخوش دگرگونیها وتغییرات زیادی شده اما تنها چیزی که ازبدو پیدایی وشکل گیری آن تا کنون ثابت مانده زشتی ومذموم بودن ماهیت آن است.

با گذشت زمان شیوه ها وروش های سرقت ،نوع اموال واشیاء مسروقه ووسایل وابزار مورد استفاده برای ارتکاب سرقت تغییر یافته، به طوری که امروز برخی از سارقان ازآخرین تکنیکها وتکنولوژیها برای پیشبرد کارخود استفاده می کنند به همین لحاظ شیوه مقابله وروشهای برخورد با آنها متناسب با دگرگونیهای سرقت متحول شده است به تعبیر دیگر چون درعصرما موارد و وسایل گوناگون سرقت وگرایش به آن تغییر یافته،مقابله با آن نیز دشوار تر شده است.

سرقت يک پديده‌ي اجتماعي است و يکي از قديمي‌‌ترين جرايم عليه اموال و مالکيت به‌شمار مي‌رود. و بيش‌تر شهروندان عادي کشور از آن متضرر مي‌شوند. به موازات افزايش آمار سرقت در کشور‌هاي مختلف، در کشور ما نيز آمار ارتکاب سرقت رو به افزايش است که پيامد‌هاي آن سبب متزلزل شدن امنيت داخلي، بالا رفتن هزينه‌هاي توليد، از بين بردن انگيز‌ه‌هاي کار، تلاش و سرمايه‌گذاري در کشور، مصروف نگه‌داشتن بخشي از نيرو‌هاي امنيتي که عوامل اين پديده‌ را مي‌توان چنين برشمرد: عامل اقتصادي، عامل سياسي، عامل اجتماعي، عامل شخصي، نارسايي‌هاي قانوني، عامل قضايي که اين عوامل مي‌تواند اين پديده‌ را هم افزايش دهد و هم کاهش دهد.و سياست‌هاي اسلام در راستاي سرقت و ديدگاهي جامعه شناختي، اين هر دو ديدگاه، تأکيد به عوامل فوق دارند. حکومت اسلامي مسووليت دارد تا زمينه فعاليت‌ و کار را براي شهروندان يک کشور فراهم نموده و مردم آن کشور مشغول به کار گردد تا ميزان ارتکاب به سرقت، کاهش يابد.

تاريخچه سرقت

يکي از قديمي‌‌ترين جرايم عليه حقوق اموال و مالکيت (جرايم مالي) که از آغاز پيدايش مالکيت خصوصي و در ميان جوامع مختلف بشري در سال مختلف وجود داشته، سرقت است. سرقت، به دليل عدم نياز به مهارت خاص. به خصوص در سرقت‌هاي ساده و در مقايسه با کلاه‌برداري که نياز به ضريب هوشي خاصي و مهارت ويژه دارد از سن چهارسالگي که کودک معنا و مفهوم مال و مالکيت را مي‌فهمند تا سال‌هاي پيري قابليت مرتکب شدن را دارد. از سوي ديگر سرقت از جمله جرايم بزرگي است که از قديم‌‌ترين اداور زندگي اجتماعي بشر به زشتي و تنفر تلقي شده و کليه قوانين بشري براي مرتکب آن مجازات سخت تعيين کرده‌اند. در حال حاضر در اکثر کشور‌ها، سرقت بخش عمده فعاليت بزه‌کاران است. برخي از شيوه‌هاي اجرايي سرقت، بيش‌تر در سطح بين‌المللي و به صورت شبکه‌هاي مافياي مشاهده مي‌شود .

در طول تاريخ گذشته به دليل ضعف حکومت‌ها و دولت‌هاي مرکزي سرقت‌ها بيش‌تر از نوع راه‌زني و به صورت مسلحانه و يا سرقت از منازل توأم با هتک فرد بود. در حال حاضر سرقت‌ها بيش‌تر با استفاده از رو‌ش‌ها و شگرد‌هاي جديد و حتی در ميان انبوه جمعيت و در حضور مالک و ماموران صورت مي‌گيرد و از اين لحاظ، جهت مبارزه با سرقت و سارقان، بايد شيوه‌هاي جديدي به کار گرفته شده و نيرو‌هاي امنيتي به آخرين دستاورد‌هاي علمي در زمينه جرم‌يابي دسترسي داشته باشند و قوانين جزايي متناسب با شيوه‌هاي جديد ارتکاب سرقت متحول گردند. به‌هر حال به موازات افزايش آمار سرقت در کشور‌هاي مختلف در کشور‌ما نيز آمار ارتکاب سرقت از تمام نوع آن شديداً رو به افزايش است امنيت مالي و حتی امنيت جاني جامعه را در معرض خطر جدي قرار داده زندگي را در کام مردم تلخ کرده است و اظطراب و بلاتکليفي، بسياري از خانواده‌ها را به ويژه در شهر‌هاي بزرگ کشور تهديد مي‌کند. علاوه بر اين امنيت داخلي کشور نيز از تهديد آن در امان نيست.

 

تعریف سرقت:

برای سرقت تعریفهای متعددی ارائه شده است که به برخی ازآنها اشاره می شود.

-        ربودن خدعه آمیز مال غیر

-        برداشتن چیزی از دیگری بدون اطلاع ورضایت او

-        گرفتن وبردن مال وپول کسی به زور یا مکروفریب

-        ربودن متقلبانه شیء به دیگری

وبالاخره ازنظر قانون سرقت تنها وقتی موجود است که شیء موضوع جرم بدون آگاهی وبرخلاف میل صاحب آن تصرف دارنده قانونی آن به تصرف عامل جرم درآید لازمه آن گرفتن ،برداشتن وکش رفتن است.

سرقت درصورتی موجب حد می شود که سارق دارای کلیه شرایط وخصوصیات زیر باشد:

-        سارق به حد بلوغ شرعی رسیده باشد.

-        سارق درحال سرقت عاقل باشد.

-        سارق با تهدید واجبار وادار به سرقت نشده باشد.

-        سارق قاصد باشد وبداندومتوجه باشد که مال غیر است وربودن آن حرام است.

-        صاحب مال ،مال رادرحرز قرارداده باشد.

-        سارق به تنهایی یا با کمک دیگری هتک حرز کرده باشد.

بطور کلی سرقت به دو صورت انجام می گیرد:

1-    سرقت ساده که سارق بدون توسل به زور شیء را می رباید.

2-    سرقت با توسل به زور وتهاجم که به طور فردی یا گروهی رخ میدهد.

جرم شناسی سرقت

آسیب شناسان اجتماعی هرگونه عملی را که بر خلاف موازین ،مقررات ،قوانین ومعیارهای ارزشی وفرهنگی جامعه باشد جرم می نامند وجرم شناسی به بررسی بزهکاری می پردازد تا علل پیدایی ،تکوین ،پیشرفت ونتایج آنرا دریابد ازاین رو درجرم شناسی پدیده هایی وجود دارد که به عنوان وسیله یا واسطه تجزیه وتحلیلهای پژوهشی وشناخت آسیبهای اجتماعی به کار آید این حکم کلی در مورد سرقت نیز صدق می کند.

علل وانگیزه های سرقت

 

دربررسی علل وانگیزه سرقت می توان ازعوامل متعدد نام برد که چند نمونه آن به اختصار بدین شرح است:

1-    عوامل ذهنی: مانند هوش کم یا زیاد،استعدادهای فردی ونظایر آن.

2-  سن: بی شک تقسیم بندی انواع سرقت برحسب سارقان متعلق به گروههای سنی مختلف متفاوت است تا جایی که برای مثال می توان گفت بسیاری ازآنچه بزرگسالان دررفتار کودکان دزدی می نامند ازنظر روانشناسان کودک ممکن است صرفا کنجکاوی باشد.

3-  جنس: چون بطور معمول قدرت بدنی زن ازمرد کمتر است یا به تعبیر زیست شناسان مرد بیش اززن قدرت تحرک دارد، بنابراین موارد ارتکاب سرقت مخصوصا سرقتهایی که به طریقی با قدرت وتحرک بدنی ارتباط دارد بین دو جنس متفاوت خواهد بود به عنوان مثال دختران بیشتر اشیاء کوچک را می ربایند وپسران غالبا وسایل الکتریکی و وسایل نقلیه (دوچرخه،موتور سیکلت،اتومبیل)را به سرقت می برند.

4-  وضعیت بدنی: زشتی وزیبایی ،نقص عضو،بلندی یا کوتاهی بیش ازحد ممکن است ازعوامل موثردرارتکاب انحراف باشد گاه دیده شده که اشخاص تنومندوقوی پنجه که ازتاثیر هیکل خویش آگاهی دارند برای خود حقی تصور می کنند عکس آن هم صادق است به این معنی که گدایی یا جیب بری درافراد ضعیف الجثه بیشتر دیده می شود اما آنچه بیش ازهمه دراین پدیده تاثیر دارد عوامل روانی عاطفی واجتماعی ،اقتصادی است هرچند به یک تعبیر ضعیف تر می توان عوامل دیگر وازجمله مورد فوق را نیز ازاین عوامل دانست.

 

علل وانگیزه های  روانی،عاطفی سرقت

علل وانگیزه های  روانی،عاطفی سرقت را می توان بشرح زیر برشمرد:

1- فقر عاطفی: فقر عاطفی از عوامل فردی سرقت است کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند معمولا درخانواده هایی رشد یافته اند که دراثر طلاق ازهم پاشیده شده یا والدین تربیت مناسبی را برای فرزندان درنظر نگرفته اند. مرگ یکی از والدین وتبعیض بین فرزندان حالتهایی چون انزواطلبی ،افسردگی واختلالات رفتاری درکودکان بوجود می آورد واین عوامل به نوبه خود ارتکاب جرم را تسهیل می کند .

"رابرت مرتن" درنظریه بی هنجاری خود می گوید که افراد هرجامعه یک سلسله هدفهای پذیرفته شده فرهنگی را دنبال می کنند که برای نیل به یک سلسله ابزار ووسایل نیاز دارند هنگامی که افراد به شیوه های مشروع ازرسیدن به هدفها یا وسایل حصول به آن هدفها مایوس شوند به نوآوری،یا طغیان وشورش دست می زنند زیرا وقتی درجامعه بر هدفهایش بیش از حد تکیه شود ووسایل رسیدن به این هدفها نادیده انگاشته گردد وقوع سرقت قابل پیش بینی است چون سرقت نوعی نوآوری دررسیدن به هدف تلقی می شود.

2- ناکامی: ناکامی یا محرومیت اصطلاحی است که درزمینه شکست درارضای تمایلات بکار می رود ومراد ازآن عدم امکان نیل به هدف است.وقتی انسان میل دارد به هدفی برسد ولی به علت برخورد با مانع یا موانعی چند به آن هدف دست نمی یابد می گوییم درآن ناکامی ایجاد شده است ."دولارد ودوب" معتقدند که شیوع فراوان سرقت ودیگر تبهکاریها درمیان گروه های فقیرتروافزایش آن.وقتی میان امیال شدید سرقت ودیگر تبهکاریها درمیان گروه های فقیرتروافزایش آن.وقتی میان امیال شدید ما وهدفهایمان سدهای نا شکستنی ونا گذشتنی مثل جوانی که درخانواده ای فقیر وبی چیز تولد یافته ودرکودکی محبت ندیده وسالها مورد بی مهری وبی توجهی واقع شده احتمالا دربزرگی به غارتگری اموال دیگران دست می زند واین امر برای او رضایت خاطری را فراهم می آورد که همواره درجستجوی آن بوده است.

3-  حسادت : حسدآرزوی زوال نعمت برای دیگران است گاه فرد با توجه به عدم امکان دستیابی به موقعیت ومنزلت دیگران رشک وحسد می برد وچون نمی تواند به مانند صاحبان اموال مالک آنها گردد دست به دزدی میزند.پریچارد می گوید تمایل به دزدی گاه یکی ازخصوصیات جنون اخلاقی است وگاه اگر هم تنها خصوصیت آن نباشد با ارزشترین آنهاست.

4-  تجربه های دوران کودکی : حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است ازفرد شخصیتی جامعه ستیز بسازد که دربزرگسالی اورا به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد چنین فردی دارای کجروی های چندی است وازجمله اذیت وآزار دیگران ونیز سرقت اموال آنها لذت می برد زیرا وقتی دست به چنین کاری می زند گمان می کند انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است.

5-  احساس نا امنی: وضعیت مغشوش خانواده،ستیز و... اختلاف بین پدر ومادر ورفتار خشونت آمیز والدین ازعلل مهمی است که جوان را دچار نگرانی وناامنی کرده درخود فرو می برد وبه کناره گیری ازدیگران به ویژه پدر ومادر می کشاند جوان درچنین شرایطی رابط خود را با والدین گسسته ،گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیازهای مادی ومعنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین بخاطر محدودیتها وسختگیریهای نابجای آنها دست به سرقت بزند.

6-   خود نمایی: برخی ازجوانان برای نشان دادن صفت کله شقی وجرات حادثه جویی که برای آنها بسیار ارزشمند است به بزهکاری روی می آورند وظاهرا مصرف مواد مخدر یا دست زدن به سرقت برای یک جوان اورا در چشم همگانش کسی نمی سازد ازاین رو فرد با موقعیتهای مساعدی برای ارتکاب جرم روبرو می گردد وبه دزدی وغارت اموال دیگران دست می زند واموال مسروقه را با افتخار دراختیار دیگر دوستان می گذارد وبدین وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خود را برآورده می سازد.

7-  محبت زیاد: زیاده روی درمحبت نیز مانع رشد وتکامل شخصیت کودک می گردد کودکان نازپرورده که درمحیط خانواده تمام توقعات وخواسته هایشان بدون چون وچرا انجام می گیرد دراجتماع نیز انتظار دارندتمام آرزوهای آنان به زودی برآورده شود درصورت عدم توفیق وروبرو شدن با شکست تصور می کنند که همه برعلیه آنان قیام نموده عداوت دارند درنتیجه ترسو،خودخواه،پرمدعاوپرتوقع بوده با قبول عضویت درباندهای مختلف سرقت،می خواهند ازجامعه انتقام بگیرند.

 

علل اجتماعی اقتصادی سرقت

اهمیت شرایط اجتماعی واقتصادی درتبیین علل سرقت بر کسی پوشیده نیست ،

"لا کسانی " درباره تاثیر محیط اجتماعی می گوید که اگر نتوان آن را عامل انحصاری شناخت ولی برترین ومهمترین عامل سرقت ودیگر بزهکاری ها است نظراورا میتوان در دوفرمول زیر خلاصه کرد:

-        هرجامعه فقط دارای تبهکاران مخصوص بخود است.

-   محیط اجتماعی به مثابه مزرعه ای ویژه کشت تبهکاری است میکروب قابل کشت درآن ،تبهکار است واهمیت این عنصر فقط آنگاه آشکار می شود که محیط مناسب برای رشد خود بیابد.

برخی از عوامل اجتماعی افتصادی سرقت را می توان به شرح زیر دانست:

1-  فقر مادی: فقر ومحرومیت مادی را شاید بتوان گفت ازمهمترین عوامل به وجود آورنده سرقت است فردی که دچار این آسیب است ازیک سوازلحاظ روانی احساس حقارت ومغبون بودن می کند وازجامعه طلبکار می شود وازسوی دیگر چون جامعه را مسئول محرومیت وفقر خود می پندارد نوعی احساس انتقام کشی دراوپرورش می یابد به این ترتیب کوشش اوبرای فقر زدایی چه بسا درمجاری غیر قانونی وضد اجتماعی فتاده به سرقت یا جنایت کشیده شود برای مثال درسالهای اخیر بر اثر رشد تورم وفاصله گرفتن هزینه ها ازدرآمدها ،نرخ سرقت،درجامعه ما رو به تزاید بوده است اکثر این سارقان ازقشر فقیر جامعه بوده،ازدرآمد کمی برخوردارند.

2-  فقر فرهنگی: روانشناسان اجتماعی جرم وکجرویها را سرپیچی از هنجارها،رسمها،سنتها وقوانین جامعه می دانند.رسمها وسنتها وقوانین هرجامعه به عنوان مجموعه ای از اززشها ی فرهنگی آگاهانه یا ناآگاهانه ای است که ازنسلها ی قبل به نسلهای بعد منتقل می شود مورد احترام است وتجاوز به آن جرم محسوب می گردد.

فقر فرهنگی نقش اساسی درایجاد جرم دارد دزدان اکثرا بی سوادند وبی سوادان دراثر فقدان امکانات رشد فکری برای پیشرفت وترقی خود ازشیوه های دیگر فرهنگی مثلا ازتوانمندی های جسمی بهره می گیرند"ساترلند"درتبیین علل جرم به عوامل قومی،مهاجرت،ناسازگاریهای برخی ازگروهها وعدم رشد خرده فرهنگها توجه دارد وتبهکاری را مساله ای ناشی از تعارض فرهنگی می شناسد.

3-  طبقاتی بودن جامعه ونابرابریهای اجتماعی:نظریه تضاد بر پیامدهای شخصی واجتماعی تمرکز ثروت وقدرت دردست عده ای معدود درجامعه تکیه دارد طرفدان این نظریه تا حدی تبیینهای متفاوتی را درباره چرایی بروز نا برابریهای اجتماعی عنوان می کنند "چامبلیس وسیدمن" عقیده دارند که چنین شرایطی در هر جامعه عنوان پیچیده ای که دارای نظام طبقاتی باشد به وجود می آید. "کوئینی "نظام سرمایه داری را منشاء چنین نابرابریهایی می داند.

"کوهن" آسیب شناس اجتماعی پاره فرهنگها را از مشخصه های اصلی جوامع طبقاتی می داند که احتمال کجرویهای اجتماعی را فزونی می بخشند زیرا عواملی چون سرقت دربین برخی از گروههای نوجوان وجوان ممکن است بصورت هنجار درآمده باشد درحالی که همین عمل ازنظر غیر عادی ونا به هنجار تلقی شود.

4-  شهر نشینی وزاغه نشینی: گسترش بی رویه شهرها وانبوهی جمعیت هردو ازعوامل جرم زا هستند درشهرها فرد با روابطی دست به گریبان است که غیر شخصی بوده غالبا آنچه را می خواهد دراین گونه روابط نمی یابد وبا مسایلی ناشی ازضعف روابط شخصی یعنی آنچه که بی توجهی نسبت به شناخت واقعی او است مواجه می شود.

افرادی که درمحله های پرجمعیت شهرهای بزرگ زندگی می کنند با شرایط اجتماعی واقتصادی سختی روبرو بوده مشکلات عدیده ای را به دوش می کشند زندگی برای کودکان درچنین شرایطی مانند زندانی است که هیچ راه گریزی بر آن متصور نیست انبوهی وتراکم جمعیت که ازویژگیهای محله ها وزاغه ها است موجب
می شود تا فردبتواند درزندگی داخلی وخصوصی خود مسایل ومشکلات شخصی را بروز دهد ناچار آن راازدیگران پنهان می دارد ازاین رو سرقت،فحشاء اعتیاد ودیگر آسیبهای اجتماعی که به طور عجیبی در مکانهای شلوغ وفقیر نشین شهری رواج دارد ازبین نخواهد رفت مگراینکه شرایط وعوامل اقتصادی واجتماعی که موجب پیدایی این مسایل شده دگرگون شود وازبین برود.

5-  ازهم پاشیدگی خانواده وعدم امنیت عاطفی کودک: آسیب شناسان اجتماعی یکی از عمده ترین علل بزهکاری کودکان را ستیز درخانواده می دانند ومعتقدند جدایی والدین نقش بسیار منفی وویرانگری در شخصیت کودکان دارد وزمینه را برای ارتکاب بزهکاری درآنان فراهم می آورد بیشتر بزهکاران آغاز سرکشی خود را جدایی پدر ومادر ،اختلاف خانوادگی ومتشنج بودن خانواده ذکر کرده اند جای تردیدی نیست که خانواده نقش مهمی را درپایه ریزی شخصیت کودک بر عهده دارد کودک امنیت عاطفی خود را که درشکل ذهنی شخصیت اواهمیت به سزایی دارد در آغوش خانواده به دست می آورد بنابراین هرنوع خدشه ای که به این امنیت عاطفی وارد شود درروند طبیعی شکل گیری شخصیت کودک اختلال ایجاد می کند.

طبیعی است که یک شخصیت دارای اختلال گرایش به بزهکاری دارد تا به یک شخصیت طبیعی وسالم .ازاین رو فردی که دارای اختلال شخصیت است خود را به انواع بزهکاری وازجمله سرقت آلوده سازد.

6-  معاشرت با دوستان ناباب: "ساترلند"درنظریه پیوند افتراقی(انتقال فرهنگی) خود می گوید: رفتارمجرمانه مانند هرنوع رفتار دیگری آموختنی است ازاین رو داشتن دوستان ناباب وتاثیر معاشرت با آنها درکشیده شدن فرد به سوی سرقت نقش اساسی دارد به موجب تحقیقی که درایران انجام شده 42 درصد سارقان تحت بررسی دوستان نابابی داشته و75 درصد آنها با چنین دوستانی رفت وآمد زیاد وطولانی داشته اند.

7-  بیکاری: بیکاری عامل مهم دیگری درایجاد فقر است وفقر نیز از عوامل اصلی سرقت وجرم محسوب
 می شود بیکاری ازدو جهت در ازدیاد سرقت نقش دارد:

یکی وجود فرصتهای اضافی وخالی بودن اوقات فراغت:وقتی افراد جامعه به ویژه جوانان فرصتهای اضافی داشته باشند واین فرصت ها ازمجرای درست وصحیح نتواند مورد استفاده قرار گیرد طبعا به روشهای غیر اصولی وضد اجتماعی کشیده می شوندموارد بسیاری ازدزدیها یا تبهکاریها که ازروی بی حوصلگی یا برای تنوع وسرگرمی صورت می گیرد نمونه هایی ازاین نوع است.

ودیگر نداشتن درآمد کافی برای گذراندن زندگی: هرفرد بیکارناچارباید به نحوی زندگی خود را بگذراند وبرای این گذراندن باید درآمدی داشته باشد چون کسب چنین درآمدی نمی تواند ازراهها وشیوه های درست وقانونی تامین شود چه بسا فرد به راههای غیر قانونی کشیده شود وازطریق دزدی هزینه گذران زندگی خود را تامین کند.

8-  مهاجرت به شهرها واثرات روانی-اجتماعی آن:اثرات هرنوع مهاجرت در دگرگونیهای اجتماعی کم وبیش مشابه است اما ازنظر جرم شناسی مهاجرت روستائیان به شهرها حایز اهمیت خاصی است مهاجرت مشکلات عدیده را درپی دارد جوانان یا خانواده هایی که به انتظار داشتن زندگی بهتر وبا امید یافتن کاری مناسب به شهرهای بزرگ روی می آورند درمشکلات فراوانتری غرق می شوند وچون به خواسته های خود نمی رسند به کارهای خلاف وغیر قانونی کشیده می شوند براساس پژوهشی درایران "مهاجرت"درزندگی 33 درصد سارقان تحت بررسی به صورتهای مختلف نقش داشته است.

اثرات روانی مهاجرت مهمتر ازتاثیر مادی آن است معمولاشهریها به روستاییان به نظر حقارت نگریسته وازلحاظ فرهنگ خود را برتر می دانندودر محافل خود آنان را نمی پذیرند جوانانی که به تنهایی محیط خانواده را رها می سازند وبه امید تحقق بخشیدن به آرزوی خود زادگاه خویش را ترک می کنند غم انگیزترین سرنوشت مهاجران را دارند وظن بروز حالات انحرافی وارتکاب جرایم در آنان بیش ازمهاجران خانوادگی یا گروهی ودسته جمعی است.

 

 

نگاهی به پدیده جرم سرقت درایران

 

برخی از جرم شناسان تعداد جرایم را برحسب هریکصد هزار نفری به یک نفر عنوان معیاری برای مقایسه بکار می برند این معیار که تراکم تبهکاری نامیده می شود نسبت تعداد جرایم واقع شده دریک سرزمین به مساحت آن نیز شامل می شود نظر به اینکه سازمان پلیس بین المللی برای مقایسه جرایم درکشورهای عضو این سازمان ازنسبت تعدادجرایم در یکصد هزار نفر جمعیت استفاده می کند درنوشته حاضر این ملاک مورد استفاده قرار گرفته است.

بررسی آماری پدیده سرقت طبق آمار رسمی منتشر شده ازسوی مرکز آمار ایران نشان می دهد که بین سالهای 1375 تا 1379 میزان سرقت مرتبا درحال افزایش بوده است.

طی 5 سال گذشته روند سرقت در کشور ازنوسان قابل توجهی برخوردار بوده است درطی این سالها کمترین میزان سرقت درحدود 93 هزار مورد درسال 1375 وبیشترین حدود 114 هزار مورد درسال 1379 بوده است درسال 1383 حدود 12454 مورد سرقت نسبت به سال 1382 اضافه شده است درهمان حال آمار رسمی 1384 نشانگر کاهش سرعت افزایش سرقت است.

بنابراین آنچه گذشت علل سرقت را می توان رشد سریع جمعیت،فزونی رشد بی رویه مهاجرت به شهرهای بزرگ،افزایش فقر به ویژه درقشرهای آسیب پذیر جامعه،زندگی درحاشیه شهرها،بیکاری،اعتیاد،بی توجهی به امور معنوی واخلاقی،وتوجه بیش ازاندازه به ارزشهای مادی دانست.

پیشنهادات لازم برای کاهش سرقت درجامعه

هرگاه بیماری ازهرجهت مورد بررسی ومطالعه قرارگیرد وعلل وعوامل آن بخوبی مشخص شود محققا درمان آن بسیارساده ترخواهد بود سرقت نیزبه عنوان یک آسیب اجتماعی واختلال رفتاری دارای علل وانگیزه هایی است که باید آن را شناخت وبصورت ریشه ای درمان کرد دربیان علل وانگیزه های سرقت از زمینه های مختلف چون محرومیت های عاطفی،روانی،مادی،معنوی،نابسامانیهای اجتماعی وخانوادگی ومعاشرت با دوستان ناباب سخن به میان آمدوگفته شد که اگرخانواده زیربنای تربیت کودک راازهمان آغاز تولد درست بنا نسازد چه بسا اصلاح بعدی رفتاربا مشکلات فراوان همراه خواهد شد.

بنابراین می توان راههای زیررا به عنوان عوامل کاهش سرقت پیشنهاد کرد:

1-  پدران ومادران به جای اینکه به فرزندبگویند مواظب باش بهتراست بگویند چگونه باش ،چه کارهایی را انجام بده وازچه اعمالی برحذر باش باید به زبان ساده وبا مثالهای قابل فهم،معنا ومفهوم دزدی را برای کودک روشن کنند وزشتی آن را به اوبنمایانند تا دستش به این عمل زشت آلود نگردد.

2-  هیچ جامعه ای نمی تواند ادعا کند که بدون فقرزدایی وبدون ناکامی زدایی قادر خواهد بود سرقت را ریشه کن کند بنابراین ازبین بردن فقروتهیدستی با توجه به تاثیر مهمی که اوضاع ناسامان اقتصادی دربروز چنین آسیبی داردازمهمترین کارها است.

3-  کنترل ومراقبت پدرومادردرمورد دوستان ناباب وبه طور کلی دوستان فرزندان خود یک ضرورت است زیرا عدم توجه پدرومادربه چنین مسایلی کرارا ازسوی سارقان عنوان شده است.

4-     کاهش فاصله ارتباطی والدین با فرزندان به نحوی که فرزندان آنان را به عنوان دوست خود تلقی کنند.

5-  فراهم آوردن زمینه سالم پرورش شخصیت کودکان ونوجوانان به وسیله مربیان ومعلمان بطوری که فرد به گونه ای بار آید که ازامور جرم زا بگریزد ودر برابر آن به دفاع ازحیثیت اجتماعی واعتقادی خود بپردازد تنبیه ومجازات مسکنی بیش نخواهد بود.

6-  لازم است پدران ومادران درصورت مشاهده رفتار انحرافی درفرزندان خود،بلافاصله مساله را جدی گرفته ،زمینه آنها را قبل ازآنکه ریشه بدوانند قطع کنند.

7-  نظام آموزش وپرورش باید طوری طراحی شود که نوجوانان وجوانان را با کاروفعالیت اجتماعی آشناسازد واین آشنایی وسیله ای باشد برای تامین معاش وکسب درآمد،به ویژه برای آنانی که ازبیمه مالی کمتری برخوردارند زیرا چون نوجوان احساس استقلال مالی کند وعزت نفس خودرا حفظ شده ببیند به تعدیل وکنترل رفتارهای خود دست خواهد زد.

8-  تغییرمحیط اجتماعی می تواند درتربیت بزهکاران موثر باشد زیرا شرایط مساعدومحیط خانوادگی وتربیتی مناسب برای تحول وپیشرفت اواز اهمیت بسزایی برخوردار است برای بزهکار باید شرایطی فراهم شود که احساس تنهایی وبی کسی نکند وعشق به زندگی ونیاز به دوست داشتن ودوست داشته شدن دراو تقویت شود زیرا اگر زمینه های بزهکاری شناخته نشود وریشه های آنها قطع نگردد بزهکاران علی رغم مجازات نه تنها اصلاح نمی شوند بلکه درجمع دوستان ناباب تجربه ها ومهارتهای بسیاری را می آموزند وحتی با تشکیل باند وبا آمادگی بیشتر برای ارتکاب جرمهای بعد وارد جامعه می شوند.

9-  ترجیح دادن پیشگیری بردرمان به منظور حذف زمینه های مساعد برای ابتلای افراد به آسیب های اجتماعی ازاهمیت فراوان برخوردار است برای دست یافتن به جامعه ای سالم باید پیشگیری رابردرمان ارجح داد زیرا با اجرای برنامه های پیشگیری وبا صرف هزینه وامکانات کمتری می توان افراد رازیر پوشش قرارداد درحالی که برنامه های بازپروری ودرمان به دلیل نیاز به انواع تخصص ها واماکن ویژه نگه داری هزینه بسیاربالایی را می طلبد به علاوه پوشش آن متوجه عده کمی ازافراد جامعه می شود ودرعین حال بازدهی ونتیجه گیری آن بسیار اندک است.

10-  مبارزه مداوم با رشد بی رویه مشاغل کاذب تا بدین وسیله ازسیل مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها جلوگیری شود دیده شده که مشاغل کاذبی چون کوپن فروشی،نوارو... مجرایی برای فریب دادن وآماده کردن جوانان بی گناهی است که به امید رفاه نسبی عازم شهرهای بزرگ می شوند.
11-  آموزش اجتماعی وتربیتی به خانواده ها برای بالا بردن سطح فرهنگ خانواده وپرورش احساس مسئولیت والدین درقبال فرزندان خود ونیز تاسیس موسسات آموزشی مناسب به منظور تعلیم حرفه وفن ونیز ایجاد کانون های رفاهی وتفریحی مناسب به وسیله دولت یا بخش خصوصی .
12- ایجاد اشتغال برای بیکاران وجلوگیری ازولگردی واجرای بیمه دوران بیکاری ونیز ایجاد محیط های مناسب ورزشی وآموزش صحیح ورزش ازطریق رسانه های گروهی وهمچنین آموزش اعتقادی وپرورش باورهای مذهبی درافراد برای استحکام مبانی ایمان درخانواده ها،زیرا پرورش اعتقادات وآموزش اصول مذهبی به دوعلت اساسی موجب جلوگیری ازارتکاب اعمال خلاف به ویژه سرقت می گردد.

الف) انسان مومن چون درونی صاف وچشم ودلی پاک دارد هوا وهوس دردل اندیشه اورا راهی ندارد وهیچ نیرویی اورا ازراه درست منحرف نمی سازد چنین انسانی نیازمندیهای خود را ازراه حلال وازطریق مشروع تامین می کند.

ب) علت دوم اعتقاد به حلال وحرام است انسان پرهیزگار ازآنچه منع شده وحرام است می پرهیزد ودامن خود را آلوده نمی سازد ازاین رو ایمان واعتقاد به اصول مذهبی قوی ترین ومطمئن ترین راه بازداری ازگناه ،خلاف،جرم وهرگونه اعمال ناپسند است.

آثار و پيامد‌هاي سرقت

امروزه به خاطر پچيدگي روابط اجتماعي و وجود رابطه اجتناب نا پذير در زندگي شهروندان، سرقت نه تنها که باعث از بين رفتن اموال شخصي افراد مي‌شود بلکه به بيش‌تر از آن امنيت جامعه را نيز متزلزل مي‌سازد و از طريق ديگر انگيزه کار و تلاش و سرمايه‌گذاري را از بين مي‌برد. سرقت موجب افزايش هزينه‌هاي توليد مي‌شود و بخش‌هاي زيادي از بيت‌المال و ساير امکانات کشور بايد صرف پيش‌گيري از پديده سرقت و مبارزه با تبهکاران و سارقان اداره زندآن‌ها، تامين زندگي خانواده‌هاي زندانيان و غير آن شود، که آثار زيانبار آن بر مصرف کننده‌ها و شهروندان تحميل، اضطراب و نگراني دامن گير خانواده‌ها مي‌شود و از لحاظ سياسي، امنيت داخلي مخدوش و موجبات نا رضايتي و اعتراض مردم را فراهم مي‌کند با توجه به مطالبي که گذشت ضعف مقررات مربوط به سرقت آشکار‌تر مي‌شود. زماني که بيش‌تر جرايم غير قابل گذشت تلقي مي‌شوند. رايج‌‌ترين و زيانبار‌‌ترين جرم مالي (سرقت) قابل گذشت بوده جنبه خصوصي آن به جز در برخي فروض، غلبه داده مي‌شود به عبارت ديگر از ديدگاه قوانين موضوعه و آراي وحد رويه و نظريه‌هاي مشورتي اداره حقوقي اصل بر اين است که در جرم سرقت تنها مال باخته متضرر مي‌شود و اخلالي را نظم و امنيت کشور به وجود نمي‌آيد مگر آنکه خلافش در دادگاه ثابت شود .

نتیجه گیری:

با توجه به آنچه گذشت در مبارزه با سرقت بايد عوامل اين پديده را شناخت و به طور همه جانبه و با همکاري نيرو‌هاي امنيتي و مردم به آن همت گماشت، رسانه‌ها و مراکز فرهنگی در ترويج فرهنگ ايثار، گذشت، مواسات اسلامي، تکامل اجتماعي و به خصوص در اشاعه فرهنگ قناعت بايد بکوشند و با فرهنگ تجمل‌گرايي مبارزه کنند و در تقويت بنيان‌هاي مذهبي همت گمارند و هم‌چنين بايد مجلس نمايندگان (ولسي جرگه) قوانين مناسب با سرقت‌هاي مختلف را وضع و اصلاح کند، موسسات خيريه در شناسايي افراد مستحق و کمک به آنان بکوشند، دولت زمينه لازم را براي تلاش همه مردم فراهم سازد و با ارايه لوايح از انباشت ثروت جلوگيري کند مردم نيز با آموختن نکات ايمني براي حفظ اموال آن را به کار گيرد، تا ارتکاب سرقت به سهولت صورت نگيرد بايد نياز‌هاي مالي و معيشتي نيرو‌هاي امنيتي تأمين گشته و به تکنيک‌هاي جديد براي جرم‌يابي مجهز گردند، تا با قاطعيت و احساس مسووليت در حفظ امنيت و کشف جرايم و دستگيري مجرمان، به وظايف خود عمل کنند، بايد قوه قضاييه با احساس مسووليت بيش‌تر در برخورد با سازمان حرفه‌اي ،اين گونه تبهکاران را به قضات با تجربه، عالم، شجاع و با شهامت بسپارد. بالاخره از لحاظ فرهنگي بايد تلاش کرد تا سرقت به صورت منکر اجتماعي جلوه کند به طوري‌که کنترل اجتماعي در اين زمينه اعمال گردد و سارق به عنوان فرد ضد اجتماع احساس انزوا کند.

منابع:

1-     جامعه شناسی انحراف ومسائل جامعه تالیف دکتر داورشیخاوندی.

2-     آسیب شناسی اجتماعی،تالیف هدایت الله ستوده.

3-     اینترنت(مقاله سرقت پدیده اجتماعی آقای سید محمد احسانی)

+ نوشته شده در  90/09/19ساعت 11:17  توسط بادنوروز _ یاری میانه   | 

قتل :میناعینی - الهام اعتصامی -پگاه علیمرادی

 

 موضوع قتل در5شمارۀ روزنامۀ جام جم كه در آبان ماه به چاپ رسيده،بررسی و از نظر محقّقين كار مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

در ابتدا مقدّمه ای در باب موضوع قتل تهيّه و تدوين شده،سپس به هر شمارۀ روزنامه،شماره ای اختصاص داده شده و موضوع پرداخته شده،دسته بندی نوع قتل،همراهی مطلب با عكس،جنسيت مورد بررسی،نوع مطلب،منبع خبر،سطح زيرچاپ،درصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه،نقاط ضعف و قوّت خبر از ديد محقّقين و در نهايت درصد هرنوع قتل و درصدی كه در اين 5شماره به موضوع قتل اختصاص داده شده،و ساير جزئيات جدول بندی،ذكر و مورد بررسی قرار گرفته است. در پايان پيشنهادات محقّقين جهت رفع كم و كاستيهای صفحۀ حوادث روزنامۀ جام جم ارائه شده است. 

-         در بين همۀ انواع خشونت،قتل نفس يا آدم كشی(جان كسی را عمداً و غير قانونی گرفتن،خطرناكترين و در عين حال نادرترين نوع خشونت در جوامع است.احتمال اينكه كسی توسط  ديگری بقتل برسد،حتّی از احتمال خودكشی او نيز كمتر است.امّا جدّی ترين نوع خشونت است؛زيرا آسيب وارده از آن بر قربانی به هيچ روی قابل جبران نيست و برای نزديكان او نيز بسيار سنگين و كمر شكن است.

قاتلان ايرانی عمدتاً مرد،جوان،كم سواد يا بی سواد،مجرّد و از طبقات محروم جامعه اند و به دلايلی مانند:

1)      خارج بودن از حالت عادی،

2)     پنهان كردن كجرفتاری يا جرمی ديگر،

3)    اختلافات عقيدتی و اخلاقی،

4)    اختلافات و درگيريهای قومی و قبيله ای،

5)    مسائل جنسی و ناموسی،

6)     اختلافات مالی و ملكی،مرتكب قتل شده اند.

قتلهای ناشی از مسائل جنسی و ناموسی بيشترين نسبت قتل(حدود20%)را بخود اختصاص می دهند.

ابزار يا شيوه های قتل را می توان بصورت زير دسته بندی  كرد:

1)      اسلحۀ گرم ( جنگی و شكاری )

2)     اسلحۀ سرد (برنده و كوبنده )

3)    خفه كردن

4)    غرق كردن

5)    خوراندن سم

6)     پرت كردن از بلندی

در ايران استفاده از اسلحۀ سرد برای قتل متداول تر است.براساس آمار بيشترين نرخ آدم كشی در كشور در طول سالهای1375 تا 1381به سيستان و بلوچستان و پس از آن به ترتيب استانهای كرمان،هرمزگان،كرمانشاه،فارس،ايلام و سمنان قرار دارند.كمترين نرخ قتل نيز در استان گيلان و پس از آن به ترتيب استانهای گلستان،چهارمحال و بختياری،آذربايجان شرقی و زنجان قرار دارند.

واقعيّت تكان دهنده اين است كه:

1)      بيشتر قاتلان از طبقه محروم جامعه اند؛

2)     نرخ آدم كشی در كشورهای فقير در مجموع بيشتر از كشورهای غنی است؛

3)    نرخ آدم كشی افراد،گروهها و جوامعی كه پيشينۀ خشونی دارند،بالاتر است؛

4)    نرخ آدم كشی در شهرهای بزرگ بيشتر است؛

5)    مردها بيشتر از زنان آدم می كشند؛

6)     جوانان كمتر از20سال بيش از بزرگسالان آدم می كشند؛

از گاندی نقل شده8خطای فاحش به خشونت می انجامد:

1)      ثروت بدون تلاش؛

2)     لذّت بدون وجدان؛

3)    معرفت بدون شخصيّت؛

4)    تجارت بدون اخلاق؛

5)    علم بدون انسانيّت؛

6)     عبادت بدون ايثار؛

7)    سياست بدون اصول؛

8)    قانون بدون مسئوليّت؛صاحبنظران در تبيين اين موضوع كه چرا آدم،آدم می كشد؛دسته بندی سه گانۀ زير را قائلند:

1)نظره پردازان بيو‍‍ژنيك علّت را در جسم آدم؛

2)نظريه پردازان سايكوژنيك علّت را در روح آدم؛

3)نظريه پردازان سوسيوژنيك علّت را در محيط اجتماعی آدم،يعنی در جايی

بيرون از روح و جسم او جستجو ميكنند.

رديف

تاريخ

موضوع پرداخته شده

دسته بندی نوع قتل

تصوير خبر

جنسيت مورد بررسی

نوع مطلب

سطح زير چاپ

درصد مطلب از كل روزنامه

1

21آبان1390

قتل دختر2ساله توسط پدرش

خانوادگی

ندارد

مرد

گزارش

24cm²

 

 06/0%

2

14آبان1390

قتل خانواده توسط خواستگار

خانوادگی

دارد

مرد

گزارش

143cm²

4/0%

3

12آبان1390

قتل برسر تقسيم ارثيه

خانوادگی

ندارد

مرد

گزارش

48cm²

13/0%

4

14آبان1390

قتل خانواده ای بدست مردان نقابدار

قاچاق موادّمخدّر

دارد

مرد

گزارش

60cm²

16/0%

5

7آبان1390

قتل مأمورنيروانتظامی بدست قاچاقچيان موادّمخدّر

قاچاق موادّمخدّر

ندارد

نامشخّص-احتمالاً مرد

گزارش

55cm²

15/0%

6

12آبان1390

قتل17زن بازنشسته توسط زن40ساله بمنظور سرقت

سرقت

ندارد

زن

گزارش

42cm²

11/0%

7

5آبان1390

قتل پيرزن و نوۀ9ساله اش بمنظور سرقت

سرقت

دارد

مرد

گزارش

240cm²

6/0%

-         تاريخ :شنبه 21 آبان 1390

-         موضوع پرداخته شده :مرد 34 ساله ای( كلمبيايی ) كه در اسپانيا زندگی ميكند،اقدام به بريدن سر دختر 2 ساله اش كرد.

-         دسته بندی نوع قتل :قتل خانوادگی

-         همراهی مطلب با عكس :       ندارد.

-         جنسيت مورد بررسی :مرد.

-         نوع مطلب :گزارش.

-         منبع مطلب :گزارش پليس اسپانيا-ايسنا-آسوشيتدپرس

-         سطح زير چاپ مطلب : 4*6=24cm²

-         درصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه : 06/0%

-         نقاط ضعف خبر از ديد محقّقين :

الف)چاپ چنين خبری در يك روزنامۀ فرهنگی از آنجا كه خشم و انزجار عمومی مخاطبان را نسبت به چنين فرد و اقداماتی برمی انگيزد،بايد همراه يك مقالۀ آسيب شناسی باشد كه نقش آموزش دهنده و پيشگيرانه داشته باشد. چاپ اين قبيل اخبار در روزنامه در چند سطر مختصر و كوتاه جز اينكه خشم همگان را برانگيزد كار ديگری انجام نمی دهد.مخاطبين در برابر خبری قرار می گيرند كه آتش خشم را در وجودشان شعله ور نموده،ولی آبی برای فرونشاندن اين آتش در دسترس خود نمی يابند.

ب)صحبتی از اينكه مجازات چنين فرد پدر نمايی چيست و چه مجازاتی انتظارش را می كشد بميان نيامده.

پ)هيچ اطّلاعی از اينكه اعضای ديگر خانوادۀ اين پدر و فرزند چه كسانی بودند،ديده نمیشود.آيا افراد ديگر خانواده با فرد مجرم هم عقيده و نظر بوده و هيچ اعتراضی نسبت به عمل انجام شده نداشته اند؟يا بشدّت لطمه ديده و دچار صدمۀ روحی شده و خواستار مجازات فرد مجرم هستند؟آيا فرد مجرم سابقۀ انجام اعمال خشونت باری از اين دست را داشته؟آيا سابقۀ بيماری روحی-روانی داشته؟وصدها سؤال ديگر كه در رابطه با چنين خبر تأسف باری بی پاسخ مانده است.

ت)نياز مبرم به پاسخ اين سؤال كه واقعاَ چه مسائلی باعث پيدايش چنين قساوتی در افراد می شود؟ريشه،منشأ وعلل چنين اقدامات تأسف باری توسط انسانها چيست؟

 

-         تاريخ :شنبه 14 آبان 1390

-         موضوع پرداخته شده :قتل 3 عضو خانواده توسط خواستگار قاتل

-         دسته بندی نوع قتل :قتل خانوادگی

-         همراهی مطلب با عكس :دارد.(مردی با لباس يكدست آبی پشت ميله های زندان دستانش را به نشانۀ ناراحتی،تأسف و پشيمانی روی صورت گذاشته و صورتش را پوشانده است.)

-         جنسيت مورد بررسی :مرد.

-         نوع مطلب :گزارش.

-         منبع مطلب :خبرگزاری مهر

-         سطح زير چاپ مطلب :11*13=143cm²

-         درصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه :4/0%

-         نقاط ضعف خبر از ديد محقّقين :

الف)بايد اين موضوع بطور جدّی مورد بحث و بررسی قرار گيرد كه چرا سلاحهای گرم به اين راحتی در دسترس عموم افراد قرار میگيرد؟كه افراد پس از خشمگين شدن و دعوا و نزاع بر سر ساده ترين مسائل می توانند افكار شومی را كه در اين حالات به فكر و ذهنشان خطور می كند عملی نمايند و حتّی بدست آوردن اينگونه وسايل زمانبر و سخت و بعنوان يك ريسك شناخته نشده كه افراد را از انجام اين امور باز دارد. در صورتی كه اگر اين وسايل بسختی بدست آيند،مسلّماّ با گذشت زمان از شدّت خشم افراد كه زمام عقل و اختيارشان را بدست گرفته،كاسته شده و می توانند منطقی تر فكر كرده،به عواقب كار خود بيانديشند.اينكه چه عاقبت و سرانجامی پس از عملی كردن نقشه های شوم ذهنی شان انتظار آنها را خواهد كشيد؟اينكه چه مصيبتی دامنگير خانوادۀ خود مجرم خواهد شد؟اينكه عملشان واقعاّ چه سود و نفعی خواهد داشت و فرصت تصميم گيری عاقلانه برای افراد مهيّا شده و چه بسا راه آرامش و منطق را يافته و از انجام نقشۀ خود منصرف شوند.امّا متأسّفانه خبر حاكيست حتّی در يك شهرستان كوچك مانند نورآباد لرستان(محلّ وقوع جرم)اين سلاحها براحتی قابل دسترسی هستند.

ب)صحبتی از خانوادۀ قاتل بميان نيامده.آيا پس از شنيدن جواب رد از جانب خانوادۀ دختر سعی در تسكين جوان خود كرده و راههای تازه و جديد و اميدهای نو را در دلش زنده نموده اند يا خانواده نيز با قاتل همراهی و همكاری نموده و در واقع زمينه چين قتل بودند و آتش خشم و كينه را در دل جوان خود تقويت نمودند؟

پ) اطّلاعی از اينكه محلّ دستگيری مجرم كجا بوده،داده نشده!سكونت قاتل درمحلّ زندگي خود نشان از آن است كه پس از انجام قتل هيچ نوع احساس عدم امنيّت و تحت تعقيب قانون بودن را نكرده و اگر مجرمان پس از انجام جرائم واقعاً چنين احساس و افكاری داشته باشند فاجعه و مصيبت برای جامعه محسوب خواهد شد و بايد دنبال راه چاره بود!و اگر متواری شده و پليس او را در محلّ اختفاء يافته،چنين خبری بايد با افتخار بيان شود كه نشانگر اقتدار نيروهای امنيّتی و انتظامی جامعه خواهد بود و تأثير بسيار مثبتی پس از بيان اينگونه خبرهای تأسف بار بر مخاطبين خواهد گذاشت و نيز درس عبرت برای مجرمانی از اين دست كه احساس خطر نمايند و بخود اجازه عملی  كردن نقشه های شوم ذهنی شان را ندهند.

ت) نكتۀ بسيار جالب و تأسف باری كه ذهن مخاطب را بخود مشغول می نمايد :

در خبر بيان شده فرد جوان به اعتياد و شرارت شهرت داشته!!!چرا و به چه علّت فردی كه از نظر انجام هر نوع خلاف و جرمی شهرت دارد بايد آزادانه ميان مردم رفت و آمد كرده و بخود اجازۀ تشكيل خانواده دهد؟آيا اجازۀ تشكيل خانواده به چنين فردی دامن زدن آشكار به افزايش جرم و جنايت نيست؟آيا فرزندان چنين فردی بدرستی تربيت می شوند و افراد سازنده و مفيدی در جامعه خواهند بود؟چرا فردی كه بانجام جرائم متعدد و آزارو اذيت شهرت دارد بجای پشت ميله های زندان در جامعه آزادانه موجبات ترس و رعب و وحشت افراد را فراهم و سبب چنين فجايعی می شود؟به چه تضمين چنين فردی كه بارها از نظر قانون مجرم شناخته و دستگير شده باز هم در جامعه با آسودگی خاطر وارد و تصميم به تشكيل خانواده می گيرد؟

ث) و باز هم جای خالی مقاله های آموزشی همچنان بچشم می خورد.مقاله ای درمورد نحوۀ رفتار و برخورد والدين با فرزندان،آموزش راه و روشهای تربيت صحيح فرزندان،چگونه می توان اعتماد بنفس،خودباوری،ايمان،قدرت شنيدن نه،قدرت نه گفتن را در فرزندان ايجاد و روز به روز افزايش داد كه با شنيدن يك كلمۀ خلاف ميل خود دست به اينگونه اقدامات نزنند.وجود و حضور خدا را باور كرده،به خودباوری دست يابند،به استعدادها و نيروهای درونی خود ايمان بياورند.

-         نقاط قوّت خبر از ديد محقّقين :

-         دستگيری متّهم در كمتر از 48 ساعت توسط نيروی انتظامی با همكاری سربازان گمنام امام زمان كه احساس امنيّت و اقتدار نيروهای امنيّتی و انتظامی را در جامعه القا می كند.

-          

 

-         تاريخ :5شنبه 12 آبان 1390

-         موضوع پرداخته شده :مردی بر اثر تقسيم ارثيه 2 برادرش را به قتل رسانيد.

-         دسته بندی نوع قتل :قتل خانوادگی

-         همراهی مطلب با عكس :ندارد.

-         جنسيت مورد بررسی :مرد.

-         نوع مطلب :گزارش.

-         منبع مطلب :خبرگزاری مهر

-         سطح زير چاپ مطلب :6*8=48cm²

-         درصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه : 13/0%

-         نقاط قوّت خبر از ديد محقّقين :

-         از معدود گزارشهايی است كه بصورت كامل به تمامی موضوعات قابل بيان در يك خبر و گزارش پرداخته است،از جمله اينكه:

الف) محلّ شكلگيری و انجام قتل در قزوين بوده است.

ب)جنايتكار بر سر تقسيم ارثيه 2برادرش را با شليك گلوله از اسلحه شكاری به قتل رسانده و از سال ها قبل بر سر اين موضوع با برادرانش اختلاف داشته و بصورت تلفنی 2برادر ديگرش را نيز تهديد كرده است.

پ)متّهم تحت پيگيری است.

 -         تاريخ :شنبه14 آبان 1390

-         موضوع پرداخته شده :قتل يك خانوادۀ مكزيكی توسط مردان نقابدار

-         دسته بندی نوع قتل :قاچاق موادّ مخدّر

-         همراهی مطلب با عكس :دارد- اسلحه ای در دستان يك مرد كه رو به دوربين نشانه گرفته است.

-         جنسيت مورد بررسی :مرد.

-         نوع مطلب :گزارش.

-         منبع مطلب :گزارش آسوشيتدپرس

-         سطح زير چاپ مطلب :6*10=60cm²

-         رصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه :16/0%

-         كل درصد اختصاص يافته به 2خبر مرتبط با موضوع در روزنامه :56/0%

-         نقاط ضعف خبر از ديد محقّقين :

الف) خبر بسيار مبهم است و فقط از كشته شدن 5تن كه 4نفرشان زن و دختر و يك پسر بچّه 7ساله بوده،توسط افراد نقابدار در مكزيك خبر میدهد كه بطرز وحشيانه با شليك64گلوله خانواده را بقتل رساندند.

ب) خيلی واضح بيان شده كه پليس هيچ انگيزه و مضنونی را در اين زمينه مدّنظر و در معرض اتّهام ندارد و بيان چنين خبری باعث آسودگی مجرمين خواهد شد.

پ) خبر دارای تناقض است.از طرفی بيان شده هيچ انگيزه و مضنونی در زمينۀ جنايت مدّنظر پليس نيست و از طرفی بيان شده قاتلان از قاچاقچيان موادّمخدّر هستند و اعلام نشده كه اگرمضنونين قاچاقچيان موادّمخدّر هستند به چه دليل اين شك و اتّهام در مورد آنان وجود دارد؟چه نشانه هايی بدست آمده كه نشانگر مداخلۀ  قاچاقچيان موادّمخدّر در اين زمينه است؟

-         تاريخ :شنبه7 آبان 1390

-         موضوع پرداخته شده :يك مأمور نيروی انتظامی در جريان درگيری با قاچاقچيان موادّمخدّر در محور خاش زاهدان به شهادت رسيد.

-         دسته بندی نوع قتل :قاچاق موادّ مخدّر

-         همراهی مطلب با عكس :ندارد.

-         جنسيت مورد بررسی :نامشخّص احتمالاً مرد

-         نوع مطلب :گزارش.

-         منبع مطلب :ايسنا

-         سطح زير چاپ مطلب :11*5=55cm²

-         درصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه :15/0%

-         نقاط قوّت خبر از ديد محقّقين :از نظر خبر‍ی و گزارشی جامع و كامل و به بيان اطّلاعات مورد نياز مخاطب پرداخته است.

-         نقاط ضعف خبر از ديد محقّقين :- باعث آزردگی خاطر است كه تشكّر و قدر دانی شايسته ای به پاس خدمت و زحمات وايثار شهيد به ميان نيامده است. بيان تسليت و رسيدگی و همدردی با خانوادۀ شهيد،قدردانی از خانواده ای كه عزيز خود را در راه حفاظت و تأمين امنيّت جامعۀ ما از دست داده است،حداقل كاری است كه می توان در جهت تسكين خانوادۀ شهيد انجام داد.

-         تاريخ :5شنبه12 آبان 1390

-         موضوع پرداخته شده :زن40سالۀ روسی17زن بازنشسته را بمنظور سرقت و تأمين نيزهای اوّليّۀ زندگيش به قتل رسانيد.

-         دسته بندی نوع قتل :سرقت

-         همراهی مطلب با عكس :ندارد

-         جنسيت مورد بررسی :زن

-         نوع مطلب :گزارش.

-         منبع مطلب :گزارش روزنامۀ روسی تلگراف

-         سطح زير چاپ مطلب :6*7=42cm²

-         درصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه :11/0%

-         كل درصد اختصاص يافته به 2خبر مرتبط با موضوع در روزنامه :24/0%

-         نقاط ضعف خبر از ديد محقّقين :

     الف) خبر به شدّت پليس روسيه را زير سؤال می برد.زيرا قاتل توانسته17قتل را در طول مدّت8سال بانجام برساندو تمامی مقتولين،زنان سالخوردۀ بازنشسته كه با تبر و به يك شكل به قتل می رسيدند.اين گزارش می تواند بعنوان يك هشدار جدّی برای پليس امنيّتی روسيه بحساب می آيد و بايد به تقويت نيروهای خود و گسترش امنيّت و نمايش اقتدار خود بپردازدكه ترس و وحشت عمومی جامعه را كه در اثر چنين جناياتی در جامعه بوجود می آيد را كمی تخفيف دهند.

ب)در كنار اين خبر هشدار به زنان سالخورده ای كه به تنهايی زندگی می كنند وجدّی گرفتن اقدامات امنيّتی و يكسری توصيه های آموزشی برای پيشگيری از چنين اقداماتی ضروری بنظر می رسد.

پ) بيان شده قاتل جهت برآوردن نيازهای اوّليّۀ خود دست به چنين جناياتیزده.اين نكته تلنگری به دولت و مسئولين می باشد كه به خود آيند و چاره ای جهت تأمين نيازهای اوّليّۀ مردم بيانديشند و بسيار مناسب است اگر در كنار خبر مقاله ای خطاب به دولتمردان جهت توجّه بيشتر به امكانات و رفاهيات مردم می آمد.

 -         تاريخ :5شنبه5 آبان 1390

-         موضوع پرداخته شده :اعدام محكوم29ساله ملقّب به شغال سياه كه زن سالخورده و نوۀ9ساله اش را پس از آزار و اذيت و سرقت بطرز دلخراشی به قتل رسانده.

-         دسته بندی نوع قتل :سرقت

-         همراهی مطلب با عكس :دارد تصوير فرد نقابدار در حال آماده نمودن چوبۀ دار در كنار مجرم كه با دستان بسته در حال تماشای مهيّا نمودن مقدّمات اعدام است.

-         جنسيت مورد بررسی :مرد

-         نوع مطلب :گزارش

-         منبع مطلب :خبرگزاری مهر و جام جم

-         سطح زير چاپ مطلب :16*15=240cm²

-         درصد اختصاص يافته به موضوع در روزنامه :6/0%

-         نقاط ضعف خبر از ديد محقّقين :

-         الف)  آنچه از مطالعۀ اين خبر تكان دهنده و تأسف بار می توان نتيجه گرفت و در ذهن انسان جرقه می زند تنها مبتلا بودن قاتل به بيماری روحی_روانی می باشد.زيرا قاتل سال ها مورد لطف و توجّه و محبّت خانوادۀ همسايه قرار گرفته و با وجود اين كه ازدواج كرده،از تجاوز به دختر9ساله نيز نمی گذرد.بهرحال كمبود اطّلاعات قابل توجّهی در اين گزارش به چشم می خورد.بطور حتم پس از دستگيری قاتل علّت ارتكاب جنايت از وی پرسيده شده،ولی در گزارش هيچ علّتی برای جنايت ذكر نشده است.

ب) هيچ صحبتی از خانواده ای كه فرد قاتل در آن پرورش يافته نشده.آيا خانوادۀ تنگدستی بودند؟آيا سابقۀ چنين جرائم و جناياتی توسط افراد ديگر خانواده وجود داشته؟آيا محيطی كه قاتل در آن پرورش يافته از لحاظ روحی_روانی به وی فشار آورده و او را مبتلا به يك فرد روانپريش نموده؟آيا در زندان با قاتل جلسات مشاوره و جويا شدن از علّت قتل صورت گرفته؟و هزاران سؤال بی پاسخ ديگر كه در اين گزارش به چشم می خورد!!!

 1-    كمبود مقاله های آموزشی جهت پيشگيری از جرائم و جنايات؛پيشنهاد می شود مقالاتی كه سطح اطّلاعات و آگاهی افراد جامعه را از لحاظ امنيّتی بالا و اقدامات حفاظتی و امنيّتی را به افراد جامعه آموزش دهد،به مطالب روزنامه افزوده شود.آموزش رعايت احتياط در تمامی مسائلی كه بطور روزمره افراد با آن مواجه می شوند و عدم اطمينان و اعتماد سريع به ديگران و آموزش برقراری ارتباطات صحيح و اصولی با آنان.

2-   پيشنهاد ميشود مطالبی جهت تشويق مخاطبين به برقراری رابطۀ نزديك و دوستانه با پليس به مطالب روزنامه افزوده شود.اينكه هر نوع مورد مشكوكی را به پليس گزارش دهند،ترس و هراسی از همكاری با پليس نداشته باشند،اگر مورد تهديديا خطر يا برخورد با افراد ناباب و خطرناك  مجرم قرار گرفتند سريعاً به پليس اطّلاع دهند و اطمينان نمايند كه نتيجۀ بسيار بهتری را بدست خواهند آورد.

3-  در ميان20صفحۀروزنامه با عناوين مختلف ورزش،حوادث،سلامت،محيط زيست،دنيای مجازی و تبليغات ريز و درشتی كه بسياری از سطح روزنامه را دربرگرفته است،نبود صفحه ای با عنوان آسيب شناسی جامعه،در جامعه ای كه ادّعای دارا بودن فرهنگی غنی و بالا را می كند واقعاً تعجب آور و ناباورانه است!واقعاً به ذهن هيچيك از دست اندركاران فرهنگی و مديران مسئول روزنامه ها نمی رسد كه وجود چنين صفحاتی در روزنامه در جامعۀ كنونی ما كه با بيكاری و بسياری معضلات جوانان دست و پنجه نرم می كند چقدر ضروری و حياتی است؟آيا فقط بيان اين اخبار جنايی و دستگيری مجرمين و مجازات و به دار آويختن آنها كافی است و برای هميشه به مشكلات و معضلات پايان می دهد؟اگر تنها با بيان اين اخبار معضلات و مشكلات حل می شد باز شاهد وقوع چنين جرائمی آن هم در سطح وسيعتری بوديم؟آيا بهتر نبود به بررسی های عميقتر و ريشه يابی و آسيب شناسی و پيدا كردن منبع و منشأروانی وقوع چنين جرائمی  می پرداختيم؟

4-   پيشنهاد می شود ستونی با عنوان والدين كه آنها را مورد خطاب قرار می دهد و زير نظر يك روانشناس متبحّر می باشد افزوده شود.در هر شماره به نكته ای كه والدين در برخورد با فرزندان خود يا با يكديگر در مقابل چشمان فرزندان بايد رعايت نمايند،آموزش های لازم و ضروری را دهد.قسمتی از ستون به پرسش و پاسخ ميان والدين و مشاور و روانشناس روزنامه اختصاص يابد كه والدين بتوانند مشكلات خود يا فرزندانشان را در ميان گذاشته و پاسخ های مفيد و مؤثّر دريافت نمايند.طبيعی است محيط خانواده تأثيرگذارترين محيط بر شكلگيری شخصيّت و رفتار و روح و روان فرزندان و آينده سازان جامعه خواهد بود.از اين رو مديريت صحيح محيط و روابط خانوادگی تحت نظارت افراد مجرّب بسيار مفيد بنظر می رسد و روزنامه بعنوان يك رسانۀ جمعی بايد قسمتی از مسئوليّت اجرای اين وظيفۀ خطير را عهده دار شود.

5-   پيشنهاد ايجاد ستونی با عنوان تعاملات اجتماعی كه نحوۀ صحيح برخورد افراد با يكديگر در جامعه را آموزش دهد،حقوق افراد جامعه را به آنها بشناساند،انتظاراتی كه افراد جامعه از ما بعنوان يك شهروند دارند را آموزش دهد،رعايت حقوق يكديگر،طرز رفتار صحيح در اماكن عمومی و در شرايط مختلف اجتماعی را معرفی و گوشزد نمايد،رفتار قانونمند را آموزش دهد و در هر شماره به آموزش رفتاری خاص و نكته ای مفيد در باب تعاملات اجتماعی بپردازد.اينكه در جامعه چه رفتارهايی را داشته و رعايت نمائيم كه در برخورد با ديگران دچار مشكل نشويم.

6-   موضوعي كه بسيار توجّه را جلب می نمايد در تمامی اين اخبار صحبتی از محيط خانوادگی قاتل،تعداد اعضای خانواده،خصوصيات اخلاقی،شغل،شيوۀ رفتاری كه در خانواده رايج و شايع بوده،نحوه و شكل و صورت زندگی قاتل به چه صورت بوده،افراد پيرامون قاتل از كودكی تا بزرگسالی را چه كسانی تشكيل داده؟آيا قاتل در زندان مورد مشاوره های روانشناسی قرار گرفته؟اگر بله؛مشكل روحی_روانی خاصّی كه قاتل با آن درگير است چگونه مشكلی و علل شكلگيری آن چيست؟پيشنهاد می شود و بنظر می رسد تشريح اين مسائل بسيار مفيدتر و سودمندتر از اين است كه بشرح جزئيات وقوع قتل پرداخته شود تا آموزشی باشد برای افرادی از اين قماش كه آمادگی يادگيری هر نوع جرم و جنايتی را دارند.

رديف

نوع قتل

نسبت

درصد

1

خانوادگی

7/3

43%

2

سرقت

7/2

28.5%

3

قاچاق موادّمخدّر

7/2

28.5%

 

رديف

عكس گزارش

نسبت

درصد

1

ندارد

7/4

57%

2

دارد

7/3

43%

رديف

نوع خبر

نسبت

درصد

1

گزارش

7/7

100%

 

رديف

جنسيت

نسبت

درصد

1

مرد

7/6

86%

2

زن

7/1

14%

 (( درصدسطح زيرچاپ اختصاص يافته به اخبارحوادث قتل درمجموع5شماره روزنامۀ موردبررسی))34/0%cm²

(( درصداختصاص يافته به اخبارحوادث قتل در مجموع5شماره روزنامۀ مورد بررسی))6/1%

 

+ نوشته شده در  90/09/10ساعت 18:32  توسط بادنوروز _ یاری میانه   | 

طلاق - محمدرضا سلیمی

طلاق

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است. طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زن و شوهر ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی، موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد

آثار طلاق

نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند. معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند، اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق به ازدواج مجدد تن در دهند

طلاق و کودکان

کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند، ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند. طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد.

تاریخچه

طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله میان‌رودان، یونان، ایران، مصر و چین وجود داشته‌است. کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست. هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.

به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند. با این حال، در سال ۱۹۸۶ در ایرلند پارلمان طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال ۱۹۶۹ لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است.

طلاق در ایران

در جمهوری اسلامی ایران، مرد با مراجعه به دادگاه حق تقاضای طلاق دارد. زن نیز در شرایط خاصی می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. بعضی از این شرایط عبارت‌اند از:

  • ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه
  • اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر
  • ابتلای زوج به یکی از انواع مشروبات الکلی
  • محکومیت قطعی زوج به بیش از پنج‌سال حبس
  • ضرب و شتم یا سوء رفتار زوج که برای زوجه غیرقابل تحمل است.
  • ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی و جسمانی

در طلاق، خواندن صیغه طلاق در حضور دو مرد شاهد لازم است.

طلاق در قانون مدنی ایران

در سال ۱۳۵۴ قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ به تصویب رسیده و آزادی مرد در طلاق را محدود به موارد خاصی نمود و پنج شرط دیگر در ماده ۱۱ قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶ برای امکان درخواست طلاق اضافه شد که عبارت بودند از زندانی شدن زن یا مرد برای دوره‌ای مشخص، اعتیاد، ازدواج مجدد مرد بدون رضایت زن، ترک زندگی خانوادگی از طرف هریک از آنها، محکومیت قضایی هر یک از آنها که موجب لطمه به حیثیت خانوادگی دیگری شود. علاوه بر موارد قانون ۱۳۴۶، در قانون ۱۳۵۴ این توضیح آمد که ماده ۱۱ هم برای زن و هم برای مرد اعتبار دارد

در اسلام

طلاق در اسلام منفورترین حلال نامیده شده‌است و از این واقعه عرش الهی می‌لرزد.

قرآن به مردان مسلمان سفارش می‌کند که از طلاق همسرانشان خودداری ورزند؛ و سازش را بهتر دانسته استدر شرایط ناسازگاری زن و شوهر، قرآن پیشنهاد کرده‌است که داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده زن با هم بحث کنند

کسانی که به ترک هم‌خوابگی با زنان خود سوگند یاد می‌کنند، می‌بایست چهارماه، قبل از نافذ شدن طلاق، انتظار بکشند و اگر باز هم اصرار داشتند، حکم اجرا می‌شود

اگر طلاق پیش از نزدیکی صورت پذیرد و شوهر برای زن مهری تعیین کرده باشد، می‌بایست نصف آن‌چه معین کرده، به زن بپردازد

قرآن نوعی طلاق رجعی را که در آن، مرد به زن خود می‌گوید پشت تو چون پشت مادر من است، زشت می‌شمارد

در ازدواج دائم، مرد می‌تواند همسرش را طلاق دهد؛ مشروط به این‌که زن در مدت عادت ماهانه و یا باردار نباشد. برای تقاضای طلاق از سوی زن، عموماً شرایطی در پیمان ازدواج معین می‌شود. مثلاً اگر زن در پیمان ازدواج شرط کرده باشد که هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا با او بدرفتاری کند، تقاضای طلاق خواهد کرد. در صورت ناتوانی شوهر از دادن نفقه، زن می‌تواند تقاضای طلاق نماید. همچنین، ابتلای شوهر به بیماری روانی یا جسمانی که باعث اختلال در زندگی زناشویی شود؛ می‌تواند دلیلی برای تقاضای طلاق از سوی زن باشد.

عموماً میزان طلاق در جامعه‌های اسلامی، کم‌تر از میزان طلاق در جوامع غیراسلامی‌است. بسیاری از شوهران که زنان را مورد سوءاستفاده و سوء‌رفتار قرار می‌دهند، از طلاق دادنشان خودداری می‌کنند. در بسیاری از کشورهای اسلامی، دادگاه‌های خانواده برای اجرای عدالت تأسیس شده‌اند.

به‌گفتهٔ کاظم صدیقی فقیه شیعه در خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ ولی فقیه حق طلاق همسر رئیس‌جمهور را دارد، وی گفته است که این نظریه را اولین بار از یکی از وزرای دولت جمهوری اسلامی ایران شنیده و به آن معتقد است

در آئین بهاییت

بهاءالله، شارع بهائیت در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند ذکر می‌کند ولی در نظر می‌گیرد که اگر زن و شوهری واقعا نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود: شوقی افندی، ولی‌امرالله می‌گوید:«امر طلاق بسیار مذموم و قبیح و مخالف رضای الهی است»

بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یک سال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده می‌شود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آن‌ها به کلی از هم جدا شده و می‌توانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعین می‌کند، بپردازد ولو آنکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد. در دین بهائی طلاق به درخواست زن نیز صورت می‌گیرد و این به عنوان یکی از موارد رعایت یکی از تعالیم دین بهائی با نام تساوی حقوق زن و مرد برشمرده می‌شود.

جنبههای مختلف طلاق

محققی به نام بوآن اظهار می‌دارد که وقتی ازدواج از هم می‌پاشد، در اثر آن چندین نوع طلاق ایجاد می‌شود:

  • طلاق عاطفی زمانی رخ می‌دهد که ازدواج دستخوشی تباهی می‌شود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه یابد.
  • طلاق قانونی
  • طلاق اقتصادی ، که در رابطه با پول و توافقهای مالی (مانند مهریه است.
  • طلاق هم والدی ، که در ارتباط با نگهداری و سرپرستی از فرزند ، خانواده‌های تک والدی ، یا حق ملاقات یا فرزندان است.
  • طلاق اجتماعی ، که در زمینه تغییر روابط با جمع دوستان همسر رخ می‌دهد.
  • طلاق روانی ، که در حضور مسائل مربوط به بازیابی خود پیروی فردی و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمیر «من» و نه «ما» است.

اثرات طلاق

پس از طلاق ، به دلایل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسیب شود. بسیاری از افرادی که متارکه کرده‌اند خود را شخصی ناپسنده و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می‌دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، با یکدیگر فرق دارند. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان چیزی به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بیشتر احتمال می‌رود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند. به همین خاطر است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان گزارش می‌کنند. طلاق برای زنان تنش‌زاتر و گسلنده‌تر است تا مردان. ممکن است این زنی باشد که تردید کمتری درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراری زندگی جدید مشکلات بیشتری خواهد داشت.

آدمیان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، بسیار متفاوت‌اند، بسیاری از هم می‌پاشند، اما برخی دیگر ، نوعی تعالی عاطفی را تجربه می‌کنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقی کنیم، در این صورت ، پدیده‌ای غمبار قلمداد خواهند شد. اما برای بسیاری از کسانی که طلاق گرفته‌اند، انتخاب‌هایی که در اختیار واداشته‌اند یا طلاق بوده است و یا یک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن این انتخابها برخی شواهد حاکی از آن است که طلاق می‌تواند شخصا مفید و سودمند باشد. محققین به این نتیجه رسیده‌اند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشیده‌ای که ویژگی آن نزاع و جنجال است، آسیب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانه‌ای باشد که در اثر طلاق فروپاشیده است.

 کنار آمدن با طلاق

سازگاری با طلاق به عوامل بسیاری وابسته است: نگرش در مورد ازدواج ناموفق ، شخصیت فرد و محیط اجتماعی. برای کنار آمدن با طلاق ، کمکهای بیرونی از سوی متخصصان بهداشت روانی و گروههای خود یاری متشکل از افراد مطلقه (مانند والدین بی همسر) در دسترس هستند. همچنین حتی هنگامی که طرفین عزم خود را برای طلاق جزم کرده‌اند مشاوره با زوجها می‌تواند مفید واقع شود. برخی از فنون مسئله گشایی و مهارتهای حل تعرضی هم که برای بهبود ازدواجها بکار میروند می‌تواند برای کمک به حل آسیبهای ناشی از جدایی موثر باشد.


 

 کرمانشاه رکورد دار افزایش آمار طلاق: یک طلاق در هر 2 ساعت

بنا به آمار منتشر شده در مورد طلاق در ایران، این پدیده در سال‌های اخیر در کل کشور افزایش یافته اما آهنگ این افزایش در استان کرمانشاه پرشتاب‌تر از بسیاری از استان‌های کشور بوده است. به شکلی که به‌طور میانگین، حدودا در هر 2 ساعت یک طلاق در این استان انجام می گیرد.

بنا به گزارشی که همشهری آنلاین منتشر کرده، سال گذشته 4هزار و 174طلاق در استان ثبت شده است که در مقایسه با سال پیش از آن (88) که این رقم 3 هزار و 670 بود، 13درصد افزایش نشان می‌دهد. این در حالی است که آمار ازدواج ثبت شده در همین استان 3/3 درصد کاهش داشته است.     
این در حالی است که اکنون میانگین کشوری، یک طلاق در برابر هر 6/5 ازدواج است. مدیرکل ثبت‌احوال استان کرمانشاه می گوید : «با آمار عجیب و در عین حال نگران‌کننده‌ای روبه‌رو هستیم ؛ کاهش تولد، افزایش فوت، کاهش ازدواج و افزایش طلاق جای تأمل دارد.»

نگاهی به آمارهای سالیان گذشته نشان می‌دهد که از سال 1380 به بعد طلاق سیر صعودی در کشور پیدا کرده است.

بررسی تعداد طلاق به نسبت کل جمعیت هر استان گویای آن است که در سال گذشته استان‌های تهران، کردستان، کرمانشاه و خراسان ‌رضوی بیشترین و استان‌های ایلام، چهارمحال و بختیاری و یزد کمترین میزان طلاق را به خود اختصاص داده‌اند؛ به عبارت دیگر کرمانشاه در مقایسه با جمعیت‌اش پس از استان تهران پر طلاق‌ترین استان کشور است.

رحمان مردانی، وکیل دادگستری و کارشناس ارشد حقوق، طلاق در کرمانشاه را با 3 موضوع اعتیاد، بیکاری و مشکلات معیشتی در ارتباط مستقیم می داند.

از مهرداد درویش پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه در سوئد پرسیدم با در نظر گرفتن این که این سه معضل برشمرده شده در همه شهرهای ایران می تواند وجود داشته باشد، آیا می توان افزایش آمار طلاق در کشور را تنها به سه معضل ارتباط داد ؟ (این مقاله در این تاریخ منتشر شده چهارشنبه 27 ژوئیه 2011 - آخرین تغییرات در این تاریخ انجام شده است. چهارشنبه 27 ژوئیه 2011 -نوشتۀ

 همساني در ازدواج :

به گفته كارشناسان، ازدواج هايي كه در آنها هماهنگي بيشتري ميان زوجين وجود دارد موفق ترند و كمتر به طلاق مي انجامند. تشابهاتي مانند طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دين مشابه داشتن، هم زبان بودن و... به نظر مي آيد كه يك ازدواج موفق را رقم مي زند.

 علل عمده طلاق در ایران :

دکتر غلامعباس توسلی ، یکی از مهمترین دلایل طلاق را اختلاف سلیقه بین زوجین می داند . این جامعه شناس توسعه شهرنشيني، صنعت، بالا رفتن سطح سواد، برهم خوردن انسجام خانوادگي و اجتماعي، درهم ريختن سنت هاي كهن و از بين رفتن زندگي پدرسالاري و مردسالاري را از عوامل افزايش طلاق در جوامع تلقي مي كند. دكتر مرادي بر افزايش آگاهي زنان و نيز افزايش درخواست طلاق از سوي اين گونه زنان تأكيد مي كند و مي گويد: درگذشته تنها راه زن سوختن و ساختن بود درحالي كه زنان امروزي از حق و حقوقشان آگاهند و برخي در راه احقاق اين حق، طلاق را تنها راه مي دانند.

نگاه مردسالارانه جامعه و تحقير زن از سوي مرد و قوانين كشور يكي از دلايل طلاق در ايران است كه دكتر شكوهي از آن به عنوان مهم ترين عامل ياد مي كند. به عقیده وی،اصلي ترين دليل طلاق در طبقات اجتماعي پايين، مشكلات مالي و اقتصادي است درحالي كه در طبقات بالاي جامعه افزايش آگاهي زنان آنها را به اين راه حل سوق مي دهد . Ayaran.com

یکی دیگر از عوامل مهمی که در افزایش میزان طلاق موثر بوده است ، راه یافتن زنان به عرصه های اقتصادی و استقلال مالی آنان بوده است ، به نحوی که مانند گذشته زنان به خاطر نیازهای مالی تن به ازدواج نداده و یا مجبور به ادامه آن نیستند .

طاهره مجدزاده، مشاور اجتماعی،می گوید:در گذشته تنها راهی که جوانان برای یافتن استقلال می شناختند، ازدواج بود اما اکنون جوانان ازدواج را مانع بزرگی برای استقلال می دانند به طوری که فکر می کنند که گرفتار شدن در چهارچوب خانواده و تعهداتی که این مساله ایجاد می کند، مانع از رسیدن به بسیاری از آرزوها و آرمان های آنان می شود ، بنابراین یا ازدواج نمی کنند و یا اینکه به بهانه های مختلف حاضر به قطع ارتباط زناشویی خود می شوند . niksalehi.com

طلاق در کشورهای توسعه یافته :

یک مطالعه رفتاری در دانشگاه دولتی اکلاهما نشان می دهد که دلیل عمده برای طلاق ، عدم تعهد ( 85% ) و همچنین بحث و کشمکش زیاد ( 61% ) می باشد .

دلایل دیگری که برای طلاق ارائه شده عبارتند از :

خیانت(58%)،ازدواج زود هنگام ( 43% )،عدم آمادگی مناسب پیش از ازادواج( 42%)

مسائل مالی ( 41% )،اجبار خانوادگی ( 30% )،پشتیبان خانواده خود نبودن ( 29% )

اختلافات مذهبی ( 21 % ) ) ترجمه از :( okmarriage.org

آمار ازدواج و طلاق در آمریکا نشان می دهد که ازدواج در آمریکا از سال 1970 ، 50% کاهش داشته است زیرا بیشتر مردم آمریکا « زندگی با هم »را انتخاب می کنند . بدین معنی که آنها با هم زندگی می کنند بدون اینکه تعهد قانونی داشته باشند .

افراد برای فرار از تعهدات ازدواج ، زندگی با هم را ترجیح می دهند . مطالعات ثابت کرده است که این نوع زندگی در قبل از ازدواج ، امکان طلاق را به بیش از 85% افزایش می دهد . ( ترجمه از :( ezinearticles.com

پیشگیری از طلاق : 

دکتر شکوهی بهترین راه برای جلوگیری از چنین معضلی را آموزشهای قبل از ازدواج می داند . میل به پیشگیری از طلاق در میان بسیاری از زوجین وجود دارد . در اکلاهما مراکز بسیاری برای کمک به زوجین وجود دارد تا آنها این میل را در« کانون مهارتهای پیشگیری از طلاق » بفهمند .

برنامه پیشگیری و افزایش ارتباطات (PREP)*، یک برنامه آموزشی است که در سراسر ایالت اکلاهما برای مبارزه با طلاق و تحکیم  ازدواج ها  استفاده می شود

طلاق بحرانی جهانی

طلاق یک پدیده و اقدام مذمومی است که زشتی و ذمت این عمل و اقدام بر همه افراد در همه جوامع آشکار است ، اما بروز همین پدیده در کشورهای مختلف و در بین جوامع متفاوت است.
طلاق در کشورهای غربی به دلیل آنکه پایه های انسجام و ماندگاری خانواده ها چندان استوار نبوده به سرعت اتفاق می افتد و براساس آمار و اطلاعات مطبوعات غربی بیشتر این جدایی ها ریشه در مسایل اخلاق دارد ، اما زوجین در فاصله ای کوتاه اقدام به ازدواج مجدد می کنند.        
در کشورهای آسیایی و در حال توسعه طلاق به سرعت اتفاق نمی افتد ، اما با صنعتی شدن جوامع در آسیا و جهان سوم این پدیده در این جوامع نیز رو به رشد است.
براساس سنت ها طلاق در کشورهای آسیایی در نوع خود بسیار متفاوت تر از غرب است و در حالی که در کشورهایی مانند ایران که معمولا مردم " خانواده ها " با هم دیالوگ های طولانی در شبانه روز دارند ، رخ می دهد؛ و این وضع می تواند کل یک خانواده را دچار مشکل سازد همانطور که ارد بزرگ می گوید :  "گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد". اما این شرایط در کشور ژاپن دقیقا برعکس است زنان و مردان ژاپنی در  سکوت و کمترین صحبت ممکن در حال جدا شدن از هم هستند. 
نتایج یک تحقیق و بررسی در ژاپن فاش کرده است که زوج های ژاپنی در طول شبانه روز بسیار اندک با یکدیگر صحبت می کنند و در فکر گرفتن طلاق هستند.
این بررسی نشان می دهد که 40 درصد از زوج های ژاپنی بسیار کم صحبت هستند و کمتر از 30 دقیقه در شبانه روز با هم صحبت می کنند.        
زنان ژاپنی بیشتر از مردان به گرفتن طلاق فکر می کنند و عملا زندگی با همسر خود را غیر ممکن می دانند.
نتایج این بررسی از هزار و 200 زوج ژاپنی فاش کرد که زوج هایی که در سن بالای 40 سالگی به سر می برند، کمترین زمان را برای گفت‌وگو با یکدیگر صرف می کنند که از نیم ساعت در شبانه روز کمتر است.
این در حالی است که بیش از یک سوم این زوج ها، هیچ عشق و علاقه ای به شریک زندگی خود ندارند و در اندیشه جدا شدن هستند. 
در عین حال زنان ژاپنی اشتیاق بیشتری برای جداشدن از همسران خود نشان می دهند.     
این بررسی نشان داد که عمده ترین شکایت زنان از شوهرانشان، سیگار کشیدن زیاد، نوشیدن مشروبات الکی و نامرتب بودن ظاهر آنهاست در حالی که شوهران از شلختگی، نداشتن مهارت در آشپزی و اندام نامناسب زنان خود رنج می برند.        
رسانه های داخلی ژاپن از افزایش طلاق در این کشور در سال 2007 خبر دادند، بعد از اینکه قانون جدیدی در این کشور به همسران سابق حق داد نیمی از حقوق و درآمد فرد را تصاحب کنند        
در ایران نیز میزان طلاق کم نیست و براساس آمارهای ارایه شده از مراجع ذیربط به ازای 12تا14ازدواج در ماههای اخیر در سال 1386حدود پنج یا شش مورد به طلاق می انجامد .
کارشناسان اعتقاد دارند که شهر نشینی و زندگی صنعتی " ماشینی" این بلا را بر سر خانواده ها آورده است و نفوذ فرهنگ غرب و وجود ماهواره ها و وسایل ارتباط جمعی در این زمینه بی تاثیر نیست.     
ما امیدواریم که مسوولان دست اندر کار و کارشناسان طرح و فکری عملی بیندیشند تا هر چه بیشتر از میزان طلاق ها در کشور کاسته شود و کانون خانواده ها گرم و گرمتر بماند

منابع

1.ساناساریان، الیز؛ ص.۱۴۶ تا ۱۵۳

2.لوح مبارک ۱۴ شهرالرحمة سنه ۹۵ خطاب به محفل روحانی ملی ایران

3.کتاب احکام، معارف مقدماتی، صفحه ۱۵ و ۱۶

4. کتاب روانشناسی طلاق

5. ابوداوود 3:13

6. 654123.persianblog.ir/post/156

+ نوشته شده در  90/09/10ساعت 10:52  توسط بادنوروز _ یاری میانه   | 

بزهکاری - محمد علی شایا

تعريف بزهكاري

بزهكاري يك پديده بسيار پيچيده اجتماعي است  كه در محيط هاي اجتماعي مختلف به شكل هاي متفاوتي ديده مي‌شود. تعريف بزه و رفتار بزهكارانه در هر جامعه اي توسط قوانين حقوقي و هنجارهاي اجتماعي آن جامعه مشخص مي‌شود. اگر چه در بيشتر جوامع، بزه به عنوان رفتاري قابل تنبيه از طرف قانون تعريف شده است، اما صرفاً در تبيين آن، مفهوم حقوقي مسئله كافي نيست. بزهكاري به معناي تعدادي متغير از اعمال ارتكابي عليه احكام قانوني كه مي‌تواند ماهيت هاي مختلفي داشته باشد، وجه مشترك تمام جوامع انساني است. صرف نظر از موضوع اختلاف ماهيت، اين اعمال تقريباً هميشه توسط قانون تعريف و پيش بيني مي‌شود. در تعريف رفتار بزهكارانه به طور كلي قرن هاست اعمالي مانند قتل، دزدي، نزاع، تخريب، كلاهبرداري، تجاوز، غارت، وحشی گری و آتش افروزی به عنوان رفتار بزهكارانه پذيرفته شده است و تقريباً همه جوامع براي آن تعريف مشخصي دارند. تنها تفاوت مشهود در ميزان و نوع تنبيهي است كه بر اساس قوانين حقوقي آن جامعه تعيين مي‌شود. علاوه بر رفتار هاي ذكر شده، رفتار هاي ديگري هم هستند كه بر اساس ارزش ها و تغيير در ارزش ها يا بر حسب زمان و مكان بزه تعريف مي‌شوند و در جُرم شناسي، مورد توجه قرار مي‌گيرند. مثل قوانين مربوط به رانندگي در حالت مستي كه در بعضي از جوامع به طور كلي در طول زمان، دگرگون شده تا امروز به عنوان جُرم شناخته شده است و از نظر قانوني و حقوقي مشمول مقررات كيفري مي‌باشد. ماهيت اين جرائم با جرائمي كه در بالا ذكر شد متفاوت است. دوركهيم (Durkhim) جامعه شناس فرانسوي بزه را چنين تعريف مي‌كند "هر عملي وقتي جرم محسوب مي‌شود كه احساسات قوي و مشخص وجدان جمعي (گروهي) را جريحه دار سازد". بر اساس اين تعريف به نظر مي‌رسد كه براي تعريف بزهكاري همه جوامع نمي‌توانند با يكديگر هم صدا باشند زيرا قضاوت جامعه در مورد ارزش هاي اجتماعي ـ فرهنگي باعث مي‌شود عملي جرم شناخته شود، نه خصوصيات آن عمل به همين علت تعريف حقوقي بزه و رفتار هاي بزهكارانه در اثر تغيير باورها، ارزش هاي يك جامعه مي‌تواند دگرگون شود دگرگوني هايي كه در اين موضوع مشاهده مي‌شود، طبيعتاً مطالعه بزهكاري را مشكل كرده و در عين حال گسترش ميدهد، تا حدي كه امروزه بزه شناسي، دامنه مطالعه خود را به پديده انحراف از هنجار ها نيز گسترش داده است. بدين معنا كه منحرف ضمن اينكه از نظر قانوني مجرم نيست، اما مجري و مطيع قانون هم نيست از ديدگاه روانشناختي اهميت موضوع رفتار انحرافي، بيم از رفتار بزهكارانه در آينده را مطرح مي‌كند. با توجه به مقدمه فوق به نظر مي‌رسد كه در رويكردهاي مختلف به موضوع بزهکاری به گونه اي متفاوت توجه شده است و تعريف بزه از ديدگاه حقوقي، جامعه شناسي و جرم شناسي متفاوت است.

 تعريف بزه در رويكرد هاي مختلف

رويكرد حقوقي جرم

           اگر بپذيريم كه بزه، تخطي از نظام هنجاري جاري در جامعه است كه از طريق قانون جزا مي‌تواند قابل پيگرد باشد، مي‌توان بزه را هر عملي تعريف كرد كه توسط قانون موجب اِعمال كيفر از طرف مقام قضايي است. پيروان اين رويكرد هر عملي را كه بر خلاف اخلاق و عدالت اجتماعي باشد جرم مي‌نامند و هدف از تدوين قوانين كيفري را جلوگيري از رفتار هايي مي‌دانند كه به نحوي به جامعه و افراد آن آسيب مي رساند و نظم اجتماعي را مختل مي كند.

رويكرد جامعه شناختي

رويكرد جامعه شناختي بزه عمدتاً بر نظريات دوركهيم استوار است. اگر چه اين نظريات عمدتاً پيچيده هستند اما تأثير آن ها در جرم شناسي، غير قابل انكار است. بر اساس اين نظريه همانطور كه قبلاً نيز توضيح داده شد "جرم پديده طبيعي است و از فرهنگ، تمدن و فضاهاي هر اجتماعي ناشي مي‌شود". سير تكاملي فرهنگ ها باعث مي‌شود مفهوم بزه، نوع و كيفيت آن نيز دگرگون شود و تجدّد گرايي نيز در اين ميان نقش مهمی پيدا کند  به همين علت اين رويكرد در تعريف بزه به هنجار هاي اجتماعي توجه ميكند و عملي را جرم مي‌داند كه بر خلاف هنجار هاي جامعه باشد و احساسات و وجدان گروهي يا جمعي را متأثر كند.

رويكرد جرم شناسي

از ديدگاه جرم شناسي، ناسازگاري افراد و عمل ضد اجتماعي، جرم ناميده مي‌شود. جرم شناسان نه تنها هر عملي را كه طبق قانون براي آن مجازات قائل شده اند جرم مي‌نامند، بلكه معتقدند كه اعمالي كه در قوانين كيفري براي آنها مجازاتي پيش بيني نشده ولي براي جامعه مضر است، نوعی جرم مي‌باشد و نياز به بررسی دارد. ديدگاه کلی اين رويکرد در تعريف بزه به فعل يا ترک فعل که برای جامعه خطرناک باشد اعتقاد دارد، مانند اعتياد به عنوان فعل و يا عدم رعايت مقررات رانندگي به عنوان ترك فعل.

  تعريف انواع بزه هاي معمول

در اكثر جوامع اعمال زير بر اساس تعريفي كه براي آن بيان شده است به عنوان جرم شناخته مي‌شود و از نظر قوانين حقوقي مشمول تنبيه هستند.

 قتل عمد (Homicide) : عملي كه بدون دليل قانوني سبب مرگ ديگري شود.

تجاوز (Rape): انجام اعمال جنسي و غير قانوني با زور در مورد زنان.

غارتگري(Robbery) : برداشت و يا قصد برداشت به زور و يا تهديد آميز متعلقات ديگران.

نزاع  (Assault): قصد غير قانوني در آسيب رساندن و جريحه دار كردن عواطف مردم از طريق لفظي و يا فيزيكي، نوع شديد آن منجر به ضرب و جرح مي‌شود.

تجاوز به حريم(Burglary) : ورود غير قانوني با زور و يا بدون زور به خانه مسكوني، اداره، كارخانه، محل كار و ... به قصد استفاده و دزدي.

دزدي(Larceny theft) : برداشت ويا سعي در برداشت غير قانوني اموال ديگران بدون توسل به زور مثل جيب بري .

دزدي وسائط نقليه (Motor vehicle theft) : برداشت و يا سعي در برداشتن غير قانوني وسائل نقليه كه به ديگران تعلق دارد.

آتش افروزي (Arson) : ايجاد خسارت عمدي از طريق آتش زدن اموال شخصي ديگران و يا اموال عمومي مردم

كلاهبرداري (Fraud) : قصد عمدي در فريب دادن ديگران به منظور نفع شخصي.

وحشي گري (Vandalism) : غارتگري خصمانه، وارد كردن خسارت به عمد به اموال خصوصي و يا عمومي مثل شكستن شيشه هاي اماكن عمومي و حمله به مردم.

فحشا (Prostitution) : انجام رابطه نامشروع و غير قانوني جنسي و يا تبليغ آن.

رويکرد ها در مورد علل بزهكاري

ديدگاه های مختلف در مورد علت بزه باعث طرح رويکردهايي به عنوان چارچوب نظری در اين مورد شده اند که در ذيل به شرح آن ها مي‌پردازيم:

رويکرد  شكل ظاهري (Body type theories)  

رويكرد شكل ظاهري يكي از قديم ترين نظريه هاي بزهكاري است كه بر اساس ساختار زيستي و ظاهري بدني بزهكاري را تبيين نموده است. اين رويكرد در مورد بزه، نظري كاملاً متفاوت با رويكرد هاي ديگر دارد. شلدون و كراچمر انديشه تأثير ريخت بدني در پاسخ هاي فرد را نسبت به موقعيت، مطرح نمودند و بر اساس آن سه تيپ شخصيتی اندومرفيك، مزومرفيك و اكتومرفيك را معرفي كرده اند. در مطالعات شلدون نشان داده شده است که تيپ هاي شخصيتي تأثير بسياري در رفتار بزهكارانه دارند. بعد ها مطالعات گلاك(Glueck)، در مورد 500 نفر كه بزهكاري آن ها ثابت شده است در مقابل 500 نفر غير بزهكار، تيپ شخصيت مزومورف را خشمگين تر و مساعد تر براي رفتار بزهكارانه تعريف كرده است. اگر چه در مطالعه او چهل و دو عامل فرهنگي اجتماعي نيز با بزهكاري همبستگي داشته اند. در ارزيابي اين رويكرد دي موي مي‌نويسد، آنچه در باور اين انديشه امروزه باقيمانده است در نقش هاي شخصيتي هنرپيشگانی است كه در فيلم هاي سينمايي و يا تلويزيون مشاهده مي‌كنيم. معمولاً نقش هاي خشن و بزهكارانه را افراد زشت صورت ايفا مي‌كنند و نقش هاي مثبت توسط افراد جذاب ايفا مي‌شود. بعضي از مطالعات نيز در تأييد موضوع به نتيجه قضاوت هاي قضات پرداخته اند . يافته هاي برخي از آن ها نشان مي‌دهند تمايل قاضي در تأييد بيگناهي افرادي است كه از جذابيت ظاهري بيشتري برخوردارند.

رويكرد ساختار زيستي

اين رويكرد به دور از هر ارتباطي بين شكل ظاهري و اختلالات ذهني، بر تأثير نقش شخصيت زيستي فرد در رفتار بزهكارانه تأييد دارد مثل تأثير ژن ها بر رفتار. در اين نظريه ها مسئله توارث و ژن ها به طور جداگانه بررسي مي‌شود. سابقاً مسئله توارث در رفتار بيشتر مورد توجه قرار مي‌گرفت در حاليكه در نظريه هاي نوين به مسئله ژن ها و بزهكاری به نوعي ديگر نظر دارند. ديدگاه هاي نوين اين رويكرد به تغييراتي كه در اثر تخريب ژنتيكي در ژن ها بوجود مي‌آيد تأكيد مي‌کنند. در نظريات جديد زيست شناختي تأثير مستقيم زيستي در رفتار بزهكارانه مورد حمايت نيست، در عوض شرايط زيستي خاص را در فرد كه باعث بروز الگوهاي رفتاري غير عادي است پيش مي‌کشد. به طور خلاصه مي‌توان اذعان كرد رويكرد زيست شناختي به تعامل بين عوامل زيستي و محيط اجتماعي بيشتر تأكيد دارد تا تأثيرات خالص زيستي. به همين دليل در ديدگاه هاي جديد اين مكتب نظريه هاي زيست شناختي تحت عنوان رويكرد زيستي ـ اجتماعي بيان مي‌شود. بررسي جرم از ديدگاه زيستي ـ اجتماعي عواملي مانند توارث، غدد، سيستم عصبي، ژن ها و تغييراتي را كه در پاسخ تغييرات محيطي بوجود مي‌آيد مورد توجه قرار مي‌دهند. براي مثال مطالعاتی كه در سال هاي 1980 در زمينه جرم و عوامل زيستي انجام شده است. نشان داده اند كه هيپوگليسمي با جرائم و رفتارهاي ضد اجتماعي در ارتباط است. در چند مطالعه نيز همبستگي زيادي بين جراحت هاي مغزي و رفتار بزهكارانه يافت شده است. تأثير اختلالات رواني مادر در حاملگي هاي پيچيده نيز در رفتار بزهكارانه فرزندان در بعضي از مطالعات،تاييد شده است. در ارزيابي اين رويكرد پيشنهاد مي‌شود موضوع جرائم و تخلفات از ديدگاه زيست شناختي لازم است به صورت رويكردي چند عاملي مورد توجه قرار گيرد. اگر چه ممكن است حضور چند عامل زيستي عامل خطر بزهكار شدن در فرد را تقويت كند اما تعامل مسائل روانشناختي و اثرات عوامل اجتماعي درمسئله بزه بايد در نظر گرفته شود (لاندمن : (Lundman.

رويكرد روانشناختي

در رويكرد هاي روانشناختي نيز علاوه بر عوامل زيستي، عوامل موقعيتي در تبيين رفتار بزهكارانه مهم به نظر مي‌رسند. به همين جهت بسياري از پژوهش هاي زيست شناختي در مسئله بزهكاري، توسط روانشناسان انجام شده است. برخي از نظريه هاي روانشناختي معتقد است؛ رفتار بزهكارانه ريشه در يادگيري رفتار مشاهده شده دارد موضوعي كه در بحث هايي كه در رويكرد هاي جامعه شناختي رفتار بزهكارانه نيز مطرح است. به طور اختصاصي تر رويكرد هاي روانشناختي بيشترجنبه هاي روانپزشكي مسئله را در تبيين بزه مهم مي‌دانند تا موضوع زيست شناختی را، نظريه های اين رويکرد عمدتاً عنصر شخصيت را در بررسی رفتارهاي بزهكاري؛ آنچه كه اصطلاحاً شخصيت ضد اجتماعي ناميده مي‌شود را مورد بحث قرار مي‌دهند. زمينه تاريخي اين نظريه ها از انديشه هاي فرويد و ديدگاه هاي فرويد نشأت گرفته است. بررسي هاي نوين اين رويكرد در پژوهش هاي كاسپي (Caspi) و مافيت(Moffitt) نشان مي‌دهد، خشم، اضطراب، بي‌ثباتي شخصيتي، عواطف منفي ازعوامل مرتبط و مستعد كننده رفتار بزهكارانه است و افرادي با خصوصيات ذكر شده در مقايسه با افراد معمولي بيشتر در خطر بروز رفتار انحرافي هستند. ارزيابي اين رويكرد، بيانگر آن است كه افراد داراي شخصيت هاي دروني هستند كه با جرم و رفتار بزهكارانه در ارتباط است. اما از طرفي ديگر نگاهي به ماهيت پژوهش هاي روان شناختي كه عمدتاً از طريق روان سنجي انجام ميشود خود خالي از اشكال نيست و انتقادات خود را به همراه دارد، به طوريكه مشكلات بررسي هاي روان سنجي و روانشناختي باعث شده است كه جرم شناسان با تمام علاقه اي كه به ديدگاه هاي روانشناختي بزه دارند اين پژوهش ها را بي معنا بدانند. به طور خلاصه مي‌توان اظهار داشت كه رويكرد روانشناختي، هنوز نتوانسته است به روشني تأثير شخصيت را در بزهكاري نشان دهد. شايد پيشنهاد موجّه تر، بررسي تحليل موقعيت وقوع رفتار و شخصيت متفقاً رهگشا باشد.

رويكرد وضعيت اقتصادي 

در تقابل بين ديدگاه هاي زيست شناختي و روانشناختي ودر مطالعه بزه عده اي نيز عامل اقتصادي را مورد بررسي قرار داده اند. در رويكرد تأثير عامل اقتصادي به موضوع بزهكاري، مسئله فقر و بيماري به طور گسترده مطالعه شده اند. موضوع فقر و دلايل ارائه شده از تأثير آن در بروز رفتار بزهكارانه ايجاب مي‌كند كه محله هاي فقير نشين و محله هاي غني نشين با همديگر مقايسه شوند تا بتوان ادعا كرد كه فقر به عنوان عامل تأثيرگذار شناخته شده است. در مطالعاتي كه از سال هاي 1970 به بعد انجام شده است، آمارهاي موجود حاكي از آنند كه درصد زيادي از افرادي كه در 49 ايالت آمريكا در پايين تر از خط فقر هستند هيچكدام از هفت بزه مهم را که به عنوان شاخص هاي جرم  از طرف سازمان FBI تعيين شده، مرتكب نشده اند. اما در مقابل به پژوهش هايي بر مي‌خوريم كه ميزان درآمد، تحصيلات و تك والدي را در بزهكاري مؤثر شناخته اند اما سهم وضعيت اقتصادی را تبيين نکرده اند. پژوهش در مورد بيكاري به عنوان يك شاخص درآمد نيز نشان مي‌دهد ارتباطي بين بيكاري و بزهكاري نوجوانان يافت شده است (گلاسر و رايس). در ارزيابي رويكرد اقتصادي نيز همانند رويكرد روانشناختي مي‌توان ادعا نمود، تأثير نابرابری های اقتصادی در بزه بيشتر از تأثير عامل فقر است. اگر چه اکثر پژوهش ها نشان داده اند، ارتباطی بين فقر و بزه وجود دارد؛ ليکن فقر را به عنوان عامل اصلی بزه مطرح نشده است، به طوري که با افزايش و کاهش افراد فقير بزهکاری نيز افزايش و يا کاهش يابد.

رويکرد کنترل اجتماعی

به عقيده هيرشی بزهکاری به عنوان يک مسئله اجتماعی بايد در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همالان و ساير ارگان ها يا مؤسسات اجتماعی که نوجوان به نوعی در آنها عضويت دارد، بررسی گردد. هيرشی معتقد است که بزهکاری وقتی اتفاق مي‌افتد که قيود فرد نسبت به اجتماع ضعيف شوند يا به طور کلی از بين بروند. اين قيود را تحت چهار مفهوم کلی خلاصه مي‌کند:

وابستگی : حساسيتی است که شخص نسبت به عقايد ديگران در باره خود نشان مي‌دهد، در حقيقت يک نوع قيد و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعايت هنجار های اجتماعی مي‌کند. اين وابستگی را هيرشی همپايه وجدان و يا مَنِ برتر مي‌داند.

تعهد : ميزان مخاطره ای است که فرد در تخلف از رفتارهای قراردادی اجتماع مي‌کند. بدين معنی فردی که خود را نسبت به قيود اجتماعی متعهد مي‌داند از قبول اين مخاطرات پرهيز مي‌کند. اگر وابستگی را همپای وجدان بدانيم، تعهد همپايه عقل سليم يا خود است.

درگير بودن : ميزان مشغوليت فرد در فعاليت ها مختلف است، که باعث مي‌شود او وقت برای انجام کار خلاف نداشته باشد. مثل درگير شدن در سرگرمی های مدرسه، خانه و اشتغال به فعاليت های فوق برنامه.

باورها : ميزان اعتباری است که فرد برای هنجار های قراردادی اجتماع قائل است، در حالی که مي‌تواند طبق ميل خود از آنها تخلف کند، ولی به آن ها پايبند باقی مي‌ماند، مانند باور به نيکوکاری، حسن شهرت و غيره. در يک آزمون تجربی در نظريه کنترل اجتماعی هيرشی، اطلاعات از طريق پرسشنامه از 724 دانش آموز در چهار دبيرستان و سه مرکز اصلاح و تربيت به دست آمد. نتيجه حاكي از اين بود که نظر هيرشی وقتی برآورده مي‌شود که متغير دوستان بزهکار در تحليل وارد شود. يافته های اين پژوهش بيشتر با نظريه پيوند افتراقی، سازگار بودند تا با نظريه اصلی هيرشی در باره علل بزهکاری

رويکرد پيوند افتراقی

بنابراين نظريه نزديکان و همالانی که بزهکار باشند در تشکيل و تقويت نگرش بزهکاری کمک مؤثر مي‌کنند و فرد را به سوی بزهکاری سوق مي‌دهند. نظريه پيوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جايگاه اجتماعی او از حيث رابطه اش با خانواده، با محله و رفقا و مصاحبين در نظر مي‌گيرد. اين نظريه ابتدا از سوی ساترلند و کرسی مطرح گرديد و بعدها توسط دوفلور و کوينی به صورت زير فرمول‌بندی شد :

“انگيزه ها، نگرش ها و روش هايی بزهکارانه اند که به طور مؤثر به ارتکاب مکرر جرائم مي‌انجامد. پيوستن با بزهکاران يا جدا شدن از غير بزهکاران (پيوند افتراقی) به فراگيری مطالبی مي‌انجامد که موافق تخلف از قوانين است. تکرار و غالب کمّی مطالبی که تعاريفی موافق بزهکاری و قانون شکنی ارائه مي‌کنند بر فراگرفته هايي که ضد بزهکاری‌اند منجر به پذيرش بزهکاری مي‌شوند”.

نظريه کنترل اجتماعی با تکيه  بر نيروهای درونی فرد و به اصطلاح با تمرکز به حضور روان شناختی افراد صاحب نفوذ در ذهن کودک و نوجوان به تبيين و چگونگی جلوگيری از بزهکاری مي‌پردازد. در همين حال از تأثير نيروهای منفی محيط بيرون غافل مي‌ماند. در عوض در نظريه پيوندهای افتراقی با توجه انحصاری به نيروهای بيرونی از تأثير حفاظتی نيروهای درونی غفلت مي‌کنند. طبيعی است که شخص با توجه به توانايي نسبی اين نظريه ها و پي بردن  به نقص آنها، بتواند نظريه ای تلفيقی که از ترکيب آن دو پديد مي‌آيد، بنا نهد.

در يک بررسی تجربی ديگر ناظر به آزمون نظريه پيوند افتراقی، پژوهشگر به کاری فراتر از داشتن پيوند های ارتباط با همالان بزهکار، والدين بزهکار، و  تعاريف بزهکاران از اعمال بزهکاری را بررسی مي‌کند. بررسی بر روی پرسشنامه های گردآوری شده از 1588 دانش آموز غير سياهپوست، متغيرهای گوناگونی از قبيل نظارت و حمايت خانواده، دوستان بزهکار و تعداد آن ها، محله جرم خيز، شنيدن تعاريف مساعد و نامساعد برای تخلف از قوانين، کيفيت مدرسه از لحاظ وجود دانش آموزان بزهکار و تأثير آنها بر شدت بزهکاری، مورد تحليل های گوناگون آماری قرار مي‌گيرند. يافته ها حاکی از عدم کفايت نظر ساترلند و کرسی مبنی بر اينکه زندگی خانوادگی وقتی در بزهکاری اهميت دارد که الگو های بزهکاری برای تقليد وجود داشته باشند، مي‌باشد.

از مطالب فوق پيداست که با مسئله ای با اين پيچيدگی نمي‌توان به وسيله بررسي های ساده و با روش های تحليلی ابتدايي يک متغيره و با ساده نگری صرف روبرو شد. به همين جهت بررسی جامع در مورد مسئله بزهکاری نياز به يک چارچوب نظری و طراحی انديشيده شده برای اندازه گيری متغيرهای دخيل دارد.

رويکردهای التقاطی

در حاليکه نگرش های اختصاصی به موضوع منجر به استفاده از چارچوب نظری خاص آن رويکرد در پژوهش ها گرديده است، عده ای نيز ديدگاه های التقاطی را مورد توجه قرار داده و با ديد وسيعتری به موضوع نگريسته اند. يکی از مطالعات کلاسيک در اين زمينه پژوهشی است که توسط مشکانی و مشکانی انجام شده است.

نظريه تلفيقی اين پژوهشگران شامل دو مؤلفه است که مجموعاً چارچوب نظری پژوهش را تشکيل مي‌دهد و به صورت مدل تحليلی در آلگوريتم 1 ـ نشان داده شده است. مؤلفه اول را کنترل های خانوادگی، اجتماعی، روابط عاطفی کودک و نوجوان با افراد مهم در زندگی او از قبيل اقوام، معلمين، دوستان صالح و غيره تشکيل مي‌دهند که نقش بازدارنده در گرايش به بزهکاری دارند. مؤلفه دوم از نيروهای وارده بر کودک و نوجوان از طرف والدين بزهکار، محله جرم خيز و کسانی که به نحوی گفتار و رفتارشان بر کودک و نوجوان اثر مي‌گذارند و او را در جهت بزهکاری سوق مي‌دهند، تشکيل مي‌دهد. بديهی است که بين مؤلفه اول و دوم کشمکشی در بين است و تعامل بين آن دو است که نهايتاً موضع کودک و نوجوان را نسبت به بزهکاری تعيين مي‌کند. جمعيت مورد مطالعه در پژوهش 140 نوجوان پسر در کانون اصلاح تربيت و 15 دختر در زندان اوين بخش زنان مي‌باشد . يافته های پژوهش نشان مي‌دهد نتايجی کـه از تلفيق دو نظريه پيوند افتراقی و کنترل اجتماعی از اين آزمون تجربی حاصل شده است، نشانه يا شاخص مؤلفه وابستگی نوجوان به خانواده و مؤلفه وضع سلامت خانواده با شدت بزهکاری مؤثر است. بدين ترتيب که هر چه پيوند های عاطفی نوجوان با خانواده بيشتر مي‌شود و روابط پدر و مادر با فرزندان سالم تر و امن تر باشد بزهکاری کاهش مي‌يابد . مؤلفه اعتقادات مثل  اعتقاد به حلال و حرام و ثواب يا گناه و فکر به گناه از شدت بزهکاری مي‌کاهد. مؤلفه های مربوط به پيوند های افتراقی و مؤلفه ارتباط نوجوانان با دوستان و اقوام نشان مي‌دهد وجود همسايگان خلافکار و محله جرم خيز در بزهکاری مؤثر است.

  پيشگيري از بزهكاري

پيچيدگي ماهيت بزهكاري پيشگيري را نيز مشكل مي‌كند و رهيافت هاي چندگانه اي را كه مي‌طلبد كه كليه عوامل خطرزا را در نظر بگيرد. از ديدگاه بهداشت عمومي در پيشگيري بزه، استراتژي ها و مداخله ها در سه سطح كلي همانند ساير مسائل بهداشتي و اجتماعي طبقه بندي مي‌شود. اين سه سطح شامل پيشگيري نوع اول يا اوّليه پيشگيري نوع دوم يا ثانويه و پيشگيري نوع سوم يا ثالثيه است كه بر اساس سطوح مختلف براي هر جامعه اي متغير است.

پيشگيري اوّليه (سطح اول) : ايجاد يك محيط سالم

در پيشگيري اوّليه به ريشه مسئله و عوامل خطرزاي محيطي توجه مي‌شود. اين نوع پيشگيري سعي بر آن دارد كه امكان درگير شدن با مسئله طوري پيش برود كه هرگز محلي براي رشد مسئله وجود نداشته باشد. به همين علت استراتژي هاي برنامه ضرورتاً طوري انتخاب مي‌شوند كه بتوانند عوامل مخاطره آميز را كاهش دهند، وضع قوانين كه بعضي از محدوديت ها را ايجاب مي‌كنند از آن جمله اند. براي مثال در جامعه اي كه حمل اسلحه آزاد است،  اين آزادي خود يك عامل خطرزاي امكان درگير شدن با مسئله بزه است . بنابراين منع حمل اسلحه يكي از استراتژي ها در آن جامعه خواهد بود. در جدول شماره 1 نمونه اي از استراتژي های پيشگيري نوع اول معرفي شده اند.اگر چه تناقضاتي در بعضي از يافته هاي پژوهش در مورد كنترل بزه وجود دارد ليکن اکثر يافته ها بيانگر آنند كه برنامه هاي پيشگيري مستقيماً تأثير زيادی در كاهش رفتار هاي بزهكارانه نداشته اند در مقابل به پژوهش هايي نيز بر مي‌خوريم که نشان داده اند مداخله اوّليه جامعه و خانواده متفقاً در كنترل بزهكاري تأثير دارند. عمده برنامه ريزي هاي اين مداخلات بر اساس يافته هايي است كه نشان مي‌دهند عوامل خانوادگي مانند : طلاق، مرگ والدين، كثرت اولاد، فقدان حمايت هاي رواني و بي توجهي به نياز هاي عاطفي فرزندان بي انضباطي در خانواده، وجود فرد بزهكار يا ناسازگار اجتماعي، خيانت زن يا شوهر، اختلافات خانوادگي، طرد از خانواده، فقدان زمينه هاي تربيتي مناسب در خانواده، مسكن نامناسب از نظر فضاي فيزيكي و فقر در تقويت و يا كنترل بزهكاري نقش دارند. عوامل اجتماعي مانند، بي سوادي، رشد بي رويه جمعيت، صنعتي شدن، اختلافات طبقاتي، قوانين تحميلي، بي عدالتي اجتماعي، بيكاري، جنگ، محيط اجتماعي نامناسب (زندگي در جوار بزهكاران)، فقدان امكانات تفريحي سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشيني، زورمداري سياسي، در كنترل و رشد بزه مؤثرند. به همين جهت استراتژي هاي مداخله اي خانواده گرا  و جامعه گرا در پيشگيري نوع اول اهميت پيدا مي‌كنند. خلاصه اينكه در سطح اول پيشگيري عمده مسئوليت به عهده خانواده و جامعه است. بسياري از ديدگاه هاي روانشناختي، سن مناسب براي سطح پيشگيري نوع اول را قبل از 8 سالگي مي‌دانند.

پيشگيري ثانويه (سطح دوم) : كاهش عوامل خطرزا

در پيشگيري ثانويه هدف كلي دور نگهداشتن فرد از فعاليت هايي است كه خطر بر چسب بزه را در فرد تقويت مي‌كند. مثل كنترل خشم و خشونت، كنترل هاي خانواده بر رفتار هاي ضد اجتماعي و دوري از دوستان بزهكار. پيشگيري نوع دوم نيز مانند پيشگيري نوع اول استراتژي هاي برنامه ريزي خود را بر اساس يافته هاي پژوهش ها طرح مي‌كند و تأكيد زيادي بر فرد و يا ارتباطات فرد دارد. به همين جهت استراتژی های پيشگيری نوع دوم از طريق يادگيری مهارت هاي زندگي اجتماعي از يك طرف و محيط اجتماعي و ارتباطات فردي از طرف ديگر تأكيد مي‌كند. اهميت اين سطح به عنوان سطح پيشگيري كمك به افراد در معرض خطر است.

پيشگيری ثالثيه (سطح سوم) : کنترل موقعيت خطر

پيشگيری سطح سوم سعی مي‌کند موقعيت مسئله را اصلاح و يا در آن مداخله کند و هدف آن پيشگيری از تکرار فعاليت هايي است که جرم شناخته مي‌شود.  برای اين نوع پيشگيری لازم است درگير مسائلی مانند تنبيه، جريمه و بازتوانی از طريق نظام حقوقی و قضا شود. پيشگيری نوع سوم برنامه ريزی مداخله ای و اداره موقعيت های خطرناک (Management Crisis Situation) را بر اساس فعاليت هايي تنظيم مي‌کند که ممکن است باعث بزهکاری شوند.

استراتژي هاي پيشگيري از بزهكاري

بهترين تمرين ها برای برنامه ريزی پيشگيری با توجه به نو بودن مسئله استفاده از روش های مطالعه طولی و طراحی تصادفی است. ارزشيابی های زيادی در مورد برنامه های پيشگيری  در همه سطوح انجام شده است ليکن نتايج اين پژوهش ها و ارزشيابی ها نتواسته اند اين ادعا را ثابت کنند که طرح های مداخله ای موفقند . مرکز کنترل بيماری های آمريکا (Centers for Diseases Control : CDC) استراتژی های جامعی را در مقابله با مسئله بزهکاری جوانان پيشنهاد کرده است که عبارتند از :

ـ استراتژی های خانواده گرا

اين استراتژی ها مهارت هايي را جهت تمرين آماده کرده است مانند آموزش والدين در مورد روش های فرزند پروری، مهارت های ارتباطی بين کودک و خانواده و حل مشکلات کودک و خانواده بدون تخلف و تنبيه.  ملاقات های خانگی (home  visit strategies) که قادرند منابع خطرزا را در خانه معرفی کنند و زمينه های راهنمايي لازم برای نگهداری و رشد سالم کودکان را در خانه فراهم کنند.

                               جدول 1 ـ استراتژي هاي پيشگيري از بزهكاري 

جامعه

كنترل شخصي

رشد اجتماعي

 

 

 

 

 

خانواده

 

·      قبل از ازدواج : آموزش در مورد اهداف زندگی مشترک.

·      قبل از تشكيل نطفه :  ممنوع كردن باروري براي كسانيكه در معرض عوامل خطرزاي مختلف و چندگانه قرار گرفته اند ( اين موضوع نقض قوانين حقوق بشر است).

·      هنگام تولد : فراهم كردن شرايط مناسب براي وضع حمل به طوريكه تمام عوامل خطر را در نظر داشته باشند.

·      بعد از تولد : ايجاد وابستگي كودك به خانواده

·      حمايت های جامعه در آماده کردن جوانان برای تشکيل خانواده.

·      حمايت هاي مربوط به دوران بارداري .

·      مراقبت هاي حين زايمان توسط پزشك و تيم پزشكي

·         تأمين بهداشت

·         تأمين مسكن

·         مراقبت از خانواده براي ايجاد وابستگي از طريق آموزش

·      افزايش تعداد سازمان هاي حمايتي

 

همتايان

 

·         آگاهي از قوانين اجتماعي

·         قطع ارتباط با دوستان بزهكار

·      درگير كردن اطفال در فعاليت هاي اجتماعي سالم

·      شناساندن حس همكاري

 

 

مدرسه

·         ايجاد نظم و انضباط

·      تقويت رفتار هاي مناسب از طريق پاداش دهي

·      افزايش مهارت هاي اجتماعي و ارتباطي و زندگي

·      مشخص كردن ارزش هاي جامعه توسط مدرسه، خانواده، بچه ها

·      درگير كردن بچه ها با تكاليف درسي به صورت پروژه هاي گروهي

·      تعيين تكاليف درسي كه بخشي از وقت كودكان به آن اختصاص يابد

 

 

كار

·      شرايط ورود به كار طبق قانون تعريف شود

       ( محدوديت هاي مربوط به سن شروع كار رعايت                                                    شود).

·      كار نيمه وقت بدون تنظيم قرارداد انجام شود.

·      حقوق زمان بيكاري پرداخت شود.(در مورد افرادی که شرايط احراز را دارند)

·         کار تمام وقت

·         آزادي صنعتي

·         ادغام كار با مطالعه

 ـ استراتژی جامعه گرا

اين استراتژی مهارت های لازم برای حل مشکل و مشکلات را فراهم مي‌کند به طوريکه کودکان قادر باشند به جای برخورد بزهکارانه و متخلفانه مسئله را به طريق درست حل نمايند.

جدول 2 - گام های طراحی استراتژی های مؤثر پيشگيری و درمان

 

 

گام اول

تشخيص

اوّلين اقدام در موضع پيشگيری، بررسی کمّی و کيفی داده های قبلی است که به نوعی شيوع رفتار های بزهکارانه را در جامعه تاييد مي‌کند . مقايسه مشکلات، تبيين عوامل خطر، آگاهی از آمار سازمان های مختلف بهداشتی تربيتی، نظر سنجی از جامعه و محققينی که در زمينه بزه مطالعه مي‌کنند ضرورت دارد.

 

گام دوم

شناخت گروه هدف

بعد از تشخيص رفتار بزهکارانه، جامعه درگير را برای مداخله مشخص کنيد. مطالعه در مورد ويژگی های گروه هدف و عوامل زمينه ای آن بر اساس برنامه ريزی و مشخص کردن استراتژی های مداخله است. توجه داشته باشيد که استفاده از برنامه مداخله ای بايد آسان و قابل دسترس باشد.

گام سوم

تبيين هدف ها

و تحليل آن

سومين اقدام مشخص کرن هدف های برنامه مداخله است.

تحليل هدف ها از نظر قابليت دسترسی و سهولت در دسترسی در اين مرحله انجام مي‌شود.

گام چهارم

طراحی و اجرا

اين مرحله برای دسترسی به هدف ها برنامه ريزی مي‌شود . منابع حمايت کننده و درگير مشخص مي‌شوند . آموزش های لازم جهت مداخله صورت مي‌گيرد و برنامه طراحی شده به اجرا در مي‌آيد.

گام پنجم

نظارت و ارزشيابی

در آخرين مرحله، برای پايش و ارزشيابی طرح مداخله برنامه ريزی  مي‌شود . نظارت در طول برنامه سبب مي‌شود برنامه به همان نحو پيش بينی شده، پيش رفت نمايد. عمل ارزشيابی مي‌تواند اثر بخشی برنامه و نکات قوت و ضعف را مشخص کند.

 

ـ استراتژي های پايشی

بيشتر بر پايه الگو های تربيتی مثبت بزرگسالان استوار است و مي‌تواند خطر رفتار بزهکارانه را کاهش دهد. در تدوين استراتژی ها مداخله توصيه هايي شده است که در جدول 2 خلاصه شده است.توجه داشته باشيد در برنامه های پيشگيری از بزهکاری مدل برنامه پيشگيری پزشکی که شامل تشخيص و درمان باشد چندان کارآيي ندارد. بهترين رهيافت در برنامه ريزی استراتژی های هدف گرا و جامعه گرا است. اگر چه بايد توجه داشت که يک برنامه هرگز جوابگوی همه جوامع نيست. اما عناصری از برنامه كه لازم است مورد توجه قرار گيرند عمدتاً مشترکند. اين نقاط مشترک عبارتند از : توجه به افراد در معرض خطر، توجه چند جانبه در مداخله، توجه و حمايت از مجريان برنامه و ارزشيابی برنامه های پيشگيری

  طفل بزهکار :

   تعریف طفل بزهکار :

اصولا بزهکاری عبارت است از جرائم کم اهمیت و چون اطفال معمولا مرتکب این نوع جرائم می شوند ، در مورد  اطفال استفاده  از واژه بزهکاری  بهتراز استفاده از واژه مجرمیت است .

با یک تعریف ساده میتوان گفت ، طفل بزهکار فردی است که قبل از رسیدن به سن هیجده سالگی ، مرتکب جرمی شود .

 تاریخچه ی واکنش اجتماعی در مقابل اطفال و نوجوانان بزهکار:

اصلاح بزهکاری نوجوانان نخستین بار در انگلستان و در قرن نوزدهم ( سال 1815 میلادی ) مطرح شد . در آن دوران جرائم کودکان و نوجوانان افزایش یافته بود ، از آن پس واژه ی بزهکاری اطفال در تمام کشورها متداول گردید . در آمریکا لایحه ی مربوط به تاسیس دادگاه اطفال در سال1891 در شیکاگو به مجلس قانونگذاری ایلینویز تقدیم شد . این لایحه درسال 1899 به تصویب رسید و به صورت قانون در آمد . همزمان با تصویب این قانون دادگاه های اطفال ونور تشکیل گردید و این اولین دادگاهی بود که رسما شروع به کار کرد . فکر تاسیس دادگاه های اطفال به سرعت در تمام ایالت ها پیدا شد و امروز در تمام ایالات آمریکا دادگاه اطفال وجود دارد.

همچنین در سال 1909 در شیکاگو سازمان بسیار مهم و ارزنده ای به نام موسسه ی پیسکوپاتیک جوانان تاسیس گردید که کار اصلی آن ، تحقیق و بررسی در رفتار وسلوک نوجوانان و همکاری نزدیک با دادگاه اطفال شهرشیکاگو بود .

در کشور ما تا قبل از تشکیل دادگاه های اطفال  ( مصوب سال 1338  ) مرجع قضایی واحد  و صلاحیت داری  برای رسیدگی به بزهکاری اطفال پیش بینی نشده بود . با تصویب این قانون دادگاه ویژه اطفال تشکیل شد .

متاسفانه با تصویب قانون اصلاح برخی از مواد قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1361 و تشکیل دادگاه های کیفری 1 و 2 ، حسب رای وحدت رویه قضایی شماره 6 23 / 2 / 64 ، دادگاه ویژه اطفال از نظام قضایی حذف و رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان بر حسب نوع و شدت جرم ارتکابی در صلاحیت دادگاه های کیفری 1 و 2 قرار گرفت .

از نظر تاریخی بنظر می رسد که اقدامات مقابله ای با بزهکاری اطفال و نوجوانان و در عین حال ریشه یابی آن خیلی دیر انجام شده واین موضوع از جمله مسائلی است که نهایتا به یک یا دو قرن پیش باز می گردد .

 قوانین مربوط به بزهکاران صغیر در حیطه بین الملل :

اسناد و قطعنامه های مختلفی از سوی سازمان ملل صادر شده است که بعضی از آن ها به مثابه قانون است و جنبه الزامی دارند و در مقابل برخی دیگر از این اسناد جنبه ارشادی داشته و فاقد جنبه الزام است .

در مورد اسناد الزام آور ناظر بر اطفال بزهکار باید گفت که تنها معاهده حقوق کودک ، از این جنبه الزام آوری برخوردار است . این معاهده از طریق مراقبت های اساسی آموزشی و بهداشتی ، رسیدگی به حقوق کودکان را آغاز کرده و در عین حال از کودکان و نوجوانان در مقابل بهره کشی و سو استفاده های مختلف من جمله بهره کشی در زمینه کاری حمایت می کند .

در مورد اسناد ارشادی ناظر بر اطفال بزهکار در زمینه عدالت کیفری اطفال می توان به مجموعه قواعد حداقل سازمان ملل متحد درباره مدیریت و اعمال عدالت کیفری اطفال و همچنین قواعد ملل متحد راجع به حمایت از اطفال محروم شده از آزادی اشاره کرد .

 آمار و ارقام مربوط به بزهکاری اطفال و نوجوانان :

در كوششي براي شناخت سبب شناسي بزهكاري روز نبيوم (1989) دريافت كه نوجواناني كه پيوند قومي با والدينشان دارند كمتر مستعد براي انجام بزهكاري هستند . فالانري و همكاران (1999) گزارش داده‌اند كه نوجوانان بدون والدين به ويژه در زمان ساعات بعد از مدرسه استعداد بيشتري براي دست زدن به اقدامات بزهكارانه دارند. فيشرراستون و همكاران (1993) عنوان كرده‌اند كه در جوانان خانواده‌هاي والديني سالم (زوج والديني) مشكلات مدرسه كمتري  نسبت به كودكان خانواده‌هاي تك والديني گزارش مي‌شود .

طبق گزارشی که یکی از حقوقدانان به نام گادلی برای سومین کنگره جرم شناسی تهیه کرده بود ، نشان می داد که هفتاد درصد از کودکان و نوجوانان بزهکار، خانواده گسسته و در هم ریخته داشتند و آمار مشابه در کشور ایران بر روی اطفال کانون اصلاح وتربیت شهر تهران ( 1348 –       1351 ) نشان داد که بین چهل تا پنجاه درصد این اطفال متعلق به خانواده های از هم گسیخته بوده اند .

همچنین در پژوهشی علمی دیگری که در بند اصلاح و تربیت اردبیل به انجام رسیده ، از لحاظ فراوانی بزهکاری نشان داده شده که بیشترین رقم بزهکاری را نوجوانان بین هیجده تا بیست سال مرتکب شده اند (8/53 درصد) . از لحاظ سطح تحصیلات نیز نتایج بدست آمده حاکی از اینست که دقیقا یک رابطه معکوس بین فراوانی بزه و تحصیلات این افراد بزهکار وجود دارد . در واقع هر چه سطح تحصیلات آن ها افزایش یافته ، درمقابل فراوانی ارتکاب جرم در آن ها کاهش یافته است . در مورد رابطه تعداد خانوار افراد بزهکاردر مقابل فراوانی بزه نیز باید گفت که در کل نوجوانان بزهکار با خانواده پر جمعیت ، بیشتر ازنوجوانان بزهکار با خانواده کم جمعیت مرتکب اعمال ضد اجتماعی می شوند  .از اطلاعاتی که این پژوهش بدست آمده ، به خوبی نمایان است که خانواده بزهکاران دچار نوعی اختلال و اشکال به صور مختلفی همچون ازدواج مجدد ، اعتیاد و ...  می باشند .

 عوامل موثر در بزهکاری اطفال و نوجوانان:

عوامل گوناگونی در بروز بزهکاری موثر است و تنها نمی توان علت خاص و واحدی را برای آن در نظر گرفت . عوامل مختلفی نظیر عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، فیزیولوژیکی و ... در کنار هم باعث می شوند که بزهکاری در نوجوانان واطفال به منصه ی ظهور برسد .

نقش خانواده:

محیط خانواده اولین محیطی است که فرد در آن رشد می کند و هنجارها را می آموزد . علی رغم اینکه بسیاری از عوامل در وقوع بزهکاری اطفال و نوجوانان دخیل اند اما در گام نخست این خانواده ها هستند که نقش تعیین کننده ای در سرنوشت اطفال دارند . چنانکه با تربیت درست می توانند کودک را به راه صحیح هدایت کنند ویا شرایط و محیط را برای تحقق بزهکاری توسط اطفال مهیا سازند . معمولا والدین اطفال یا نوجوانان بزهکاراز نظر رفتاری یا بسیار خشن وسخت گیر هستند و یا نسبت به فرزند خود بسیار بی توجه و سهل انگار هستند . غالبا والدین این دسته از اطفال و نوجوانان در ارتباط برقرار کردن با فرزند خود دچار اشکال هستند و نمی توانند به درستی به تکالیف خود نسبت به فرزندشان عمل کنند .

دانشمندان با پژوهش ها ی اجتماعی ، وضع نابسامان محیط خانوادگی را در بروز جرائم تایید کرده اند و اذعان داشته اند که وضع خانوادگی شخص رابطه ی مستقیم با بروز حالت خطرناک و بزهکاری وی دارد . از نظر تحصیلات و مسائل فرهنگی ، فرزندان خانواده های سطح پایین و متوسط به مراتب بیشتر از فرزندان خانواده های روشنفکر وسطح بالای جامعه در معرض ارتکاب جرائم مختلف هستند . بنابراین نباید سیاست جنائی خاص بزهکاران صغیر و نوجوان را ازسیاست حمایت خانواده جدا دانست . به عبارت دیگر حمایت درست از نهاد مقدس خانواده  و نظارت اساسی  و کارشناسانه بر آن سبب کاهش جرائم خاص صغار و نوجوانان خواهد شد .

به نظر روانشناسان اگر شخصی در محیط خانواده از نظر رفع نیاز های اساسی جسمی و روانی مانند نیاز های عاطفی ارضا نشود ، به احتمال فراوان در آینده ای نه چندان دور به طرق مختلف به اعمال ضد اجتماعی دست زند . عدم وجود محبت ، ارتباطات صمیمی ، تفاهم متقابل و در عین حال وجود تشنج در خانواده ، ازهم گسیختگی خانواده ، طلاق ، فوت والدین و... از جمله عواملی هستند که در وقوع بزه توسط نوجوانان واطفال موثر است .

همچنین نحوه تنبیه والدین در مقابل سرپیچی های کودک و شلوغ کاری های وی نیز طبق بند 1 ماده 59 قانون مجازات اسلامی و همچنین  تبصره 2 ماده 49  باید همراه با دو شرط  باشد . اولا تادیب اطفال باید در حد متعارف باشد و ثانیا این تنبیه باید ضرورت داشته باشد . در واقع این دو ماده به نوعی جنبه پیش گیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان دارند .

متاسفانه در قوانین موضوعه ما مبنا و معیاری برای  ضرورت تنبیه اطفال آورده نشده است و به نظر می رسد که این مساله توسط عرف جامعه تعیین می شود . بسیاری از فقیهان در مورد حد و میزانی که تنبیه ضرورت پیدا می کند ، نظرات گوناگونی داده اند که خود جای بحث دارد و در این مجال نمی گنجد .

 عوامل اجتماعی:

جامعه ای که از یک ثبات و پایداری اجتماعی برخوردار نیست و دائما دچار هرج و مرج و بی نظمی از قبیل جنگ ، شورش ، اختلافات طبقاتی ، آلودگی هوا ، وضع بد سکونت ،  جمعیت بالا و ... باشد ، قطعا شرایط و بستر مساعدی را برای ارتکاب بزه فراهم می کند و بالعکس جامعه ای که ازیک ثبات و نظم اجتماعی واقعی برخوردار است ، می تواند به مرور زمان ریشه های بزهکاری و عوامل آن را در خود بخشکاند  .

 عوامل اقتصادی:

فقر از عوامل اصلی ایجاد بزهکاری است . کمبود امکانات نظیر امکانات بهداشتی ، خوراک ، پوشاک و مسکن باعث می شود نیازهای اشخاص بر طرف نشده و موجب تحریک وترغیب  آن ها به ارتکاب بزه های مختلفی می شوند . درچنین شرایطی برخی از والدین از کودکان خود برای ارتکاب جرائمی همچون سرقت استفاده می کنند و یا با وادار کردن فرزندانشان به تکدی گری آن ها را وسیله ای برای امرار معاش قرار می دهند .

 نقش دوستان و همسالان:

از دیگر عوامل موثر در بزهکاری اطفال ، دوستی با افراد فاسد و بی بند وبار است . نوجوان اغلب رفتار خود را با الگوهای رفتاری دیگر دوستانش همانند سازی می کند و به شدت از آنان تاثیر می پذیرد . نوجوانی که از خانواده طرد می شود برای جبران کمبود های عاطفی و روانی اش ، برای کسب حمایت و تایید به دوستان هم سن و سا ل خود روی می آورد . وی به دنبال افرادی می گردد که مانند خودش هستند . از این رو احتمال دارد با تحریک و تشویق دوستان نا باب خود دست به اعمال ضد اجتماعی و خلاف بزند .

 عوامل روانشناختی:

روانشناسان عوامل گوناگونی را برای بزهکاری اطفال احصا کرده اند . بزهکاری با صفات روانشناختی مختلف و متنوعی همراه است که برخی از آنها عبارتند از هوش کمتر از متوسط ، خلق و خوی پرخاشگرانه و ... . روانشناسان ثابت کرده اند که بزهکاران نسبت به دیگرافراد به مراتب از عزت نفس پایین تری برخوردار بوده اند .   

اگر به گذشته ی اطفال و نوجوانان بزهکار توجه داشته باشیم ، خواهیم دید که اکثر قریب به اتفاق آن ها ، به نحوی از انحاء مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند . در مباحث روانشناختی ، این نظریه در بین قشری از روانشناسان وجود دارد که اگر کودکی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته ، فردی برون گرا باشد ، در آینده خود به طرق مختلفی در مقام انتقام برخواهد آمد . همچنین میزان آزار و اذیت و مدت زمان این آزار و اذیت از عوامل موثر ارتکاب بزه در اطفال و نوجوانان است که این عوامل تحت عنوان کودک آزاری بحث مفصل و جداگانه ای را می طلبد که در این مجال نمی گنجد و به توضیح مختصر در مورد آن بسنده کردیم .

 علت های دیگر بزهکاری:

از عواملی که سبب افزایش بزهکاری اطفال و نوجوانان می شود ، می توان به مهاجرت از روستا به شهر و مشکلات مربوط به حاشیه نشینی اشاره کرد .

بعضی از جرم شنا سا ن  معتقدند که امروزه مهاجرت های داخلی و همینطور بین المللی ، یکی از دلایل عمده ی افزایش نرخ بزهکاری مخصوصا در میان نسل اول مهاجران است .

همچنین پیشرفت و گسترش وسائل ارتباط جمعی می تواند از دیگر عوامل بزهکاری باشد . بدین صورت که پخش فیلم های رزمی و جنگی ، نشان دادن روش های سرقت و ... هر کدام به نوعی می تواند تاثیراتی منفی بر کودکان بگذارد و در عین حا ل موجب سوق دادن آن ها به ارتکاب  بزه های گوناگون گردد .

همانطور که در عالم واقع می توان گفت ، عامل مستقیم و مباشر اصلی این نوع جرائم خود طفل یا نوجوان است و عنصر مادی جرم توسط وی واقع می گردد . در عین حال درعالم مجازی می توان گفت عوامل دیگری نیز مانند عدم ثبات اجتماعی ، فقر، خانواده ی از هم گسیخته و ... به عنوان معاونان جرم دروقوع اینگونه بزه ها موثر هستند و به طورغیرمستقیم و به وسیله ی تحریک و ترغیب اطفال یا نوجوانان تاثیر خود را بر عمل آن ها می گذارند .

در مورد اطفالی که مرتکب جرائم گوناگون می شوند ، باید به این نکته مهم توجه داشت که بدلیل شرایط سنی حساس و ویژه این قشراز افراد جامعه ، نباید عناوینی همچون مجرم یا بزهکاربالفطره را در مورد آن ها به کار برد . در واقع برچسب زنی و به کاربردن این عناوین از لحاظ روحی و شخصیتی می تواند تاثیرات زیانباری بر اطفال داشته باشد .

متاسفانه طبق مطالعاتی که در مورد اطفال بزهکار انجام شده ، این موضوع مشخص شده که برچسب زنی زیر عنوان مجرم یا نقص کننده قانون به مراتب از سوی خانواده ها بیشتراز نهادهای کیفری انجام می گیرد!  

به هر حال شایسته است برای  ریشه کن شدن مساله بزهکاری اطفال و نوجوانان و پیشگیری از وقوع اینگونه جرائم در آینده  ودر نهایت رسیدن به جامعه ای مطلوب که  نظم و امنیت نسبی و در عین حال عدالت اجتماعی بر آن حاکم باشد ، در اتخاذ روش متناسب با وضعیت کودکان و نوجوانان تلاش شود . زیرا ممکن است برخورد نسنجیده و غیر کارشناسانه ، نتیجه معکوس به بار دهد و موجب تشدید وضعیت انحرافی و بزهکاری این قشر از افراد جامعه گردد .  

 نقش خانواده در بزهكاري فرزندان

در مطالعه علل رفتار مجرمانه هميشه بايد عوامل چندگانه موجد جرم و تاثير متقابل آنها را در يكديگر مورد نظر قراردهيم. برحسب مورد ممكن است تاثير يكي از اين عوامل از عامل ديگر بيشتر باشد، ولي هيچ گاه يك عامل واحد، علت كليه رفتارهاي مجرمانه نيست.

در بزهكاري، عوامل اجتماعي و رواني هردو بر يكديگر اثر ميگذارند و با يكديگر همبستگي دارند. عوامل دسته اول در محيط وجود دارد و فرد را تحت تاثير قرار ميدهد. عوامل دسته دوم نيز در درون شخصيت موجود است و در مقابل محيط واكنش نشان ميدهند و روشن است كه از لحاظ كيفيت و كميت، تغيير پيدا ميكنند و ممكن است به صورتهاي بيشمار با يكديگر تركيب يابند.

انسان ممكن است از سه راه به انجام فعاليت هاي مجرمانه وادار شود:

۱- وقتي تمايلات ضد اجتماعي در معرض نفوذ عوامل جرم زا قرار گيرد و تحت تاثير اين عامل، بيشتر برانگيخته شود.

۲- وقتي در شخص به علت احساس گناه عميق كه در اثر افعال قبلي او به وجود آمده، يك ميل شديد براي مجازات شدن بوجود آمده باشد.(يعني از طريق ارتكاب جرم جديد ، براي خود مجازات تهيه ميكند)

۳- شخصي كه از لحاظ عاطفي، احساس ضعف و عدم اطمينان ميكند، ممكن است براي مخفي داشتن اين احساس، روحيه‌اي دفاعي و پرخاشگر در خود به وجود آورد.

در پيدايش عمل مجرمانه بايد سه عامل را در نظر گرفت:

۱- تمايلات مجرمانه(ت)

۲- وضعيت كلي(و)

۳- مقاوت ذهني و عاطفي شخص در مقابل وسوسه(م)

كه ماحصل آن فرمول و قانون چگونگي پيدايش يك عمل مجرمانه است:

(عمل مجرمانه حاصل جمع تمايلات مجرمانه شخص به اضافه وضعيت كلي او تقسيم بر ميزان مقاوت او است.) تمايلات مجرمانه شخص و مقاومت وي در مقابل آنها ممكن است به عملي ضد اجتماعي يا مجرمانه منجر شود، و يا به صورت رفتاري كه مورد تاييد اجتماع است درآيد، و اين امر بستگي به آن دارد كه از تمايلات مجرمانه و مقاومت ،كداميك قويتر باشند.

همه افراد داراي تمايلات و ضد تمايلاتي هستند. عمل مجرمانه تنها وقتي ممكن است روي دهد كه مقاومت شخص كافي نباشد و نتواند فشار تمايلات مجرمانه و وضعيت خاص را تحمل كند.

مشكلترين كار، تشخيص ميزان مقاومتي است كه شخص ممكن است در موقعيت هاي خاص در مقابل ارتكاب جرم داشته باشد. مقاومت داراي ريشه هاي عاطفي، فكري و اجتماعي است و اين سه عامل با تشكيل فراخود و رابطه آن با خود، و موقعيت شخص، ارتباط نزديكي دارد. وقتي شخص از يك بيماري رواني كه ريشه جسماني دارد رنج ببرد، مسلم است كه مقاومت عاطفي و جسماني او كمتر خواهد بود.

عامل اصلي در مقاومت، فراخود يا به زبان عاميانه وجدان است زيرا فراخود،خود را مورد تهديد قرار ميدهد و به آن دستور ميدهد كه فقط مرتكب اعمال خوب شود.

بدين ترتيب وقتي شخصي مرتكب جرم ميشود، احساس گناه ميكند، در صورتي كه وقتي عمل خوبي انجام ميدهد، احساس رضايت و خوشي ميكند.

 نقش خانواده:

خانوده كوچكترين واحد اجتماعي است كه بوسيله ازدواج زن و مرد تشكيل مي شود و با تولد فرزندان تكامل مي‌يابد. اهميت زندگي خانوادگي براي كودكان به مراتب از افراد بالغ بيشتر است. چراكه در اينجا است كه كودك اولين تجربيات خود را در زيستن با ديگران مي آموزد. در محيط خانواده است كه پايه رشد و فعاليت هاي آينده كودك گذاشته ميشود. اينكه در روابط ما با سايرين عشق و محبت حكمفرما است يا خصومت و نفرت، تا حد بسيار زيادي به تربيت خانوادگي بستگي دارد.

اصولا كليه رفتارهاي دوران نوجواني، جواني و بالاتر، چه اجتماعي باشد ويا ضد اجتماعي، در نتيجه تجربيات گذشته به وجود مي آيد و با توجه به اين تجربيات است كه ميتوان اين حالات و رفتارها را توجيه كرد.

بزهكاري در كودكان و نوجوانان هرچند مي تواند به عوامل بسيار، ازجمله مشكلات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و… وابسته باشد. امّا در گام نخست اين خانواده است كه كودك را به مسير صحيح هدايت مي كند يا بستر گناه و جرم و انحراف را براي او مهيا مي سازد. انسان به دليل ويژگي اجتماعي بودن خود از بدو تولد تحت تأثير افكار، عقائد و رفتار اطرافيان قرار مي گيرد و بعدها به تقليد از اين رفتارها و گفتارها، الگوهايي را كه به نحوي در ارتباط با او هستند سرمشق رفتاري خود قرار خواهد داد.خميرمايه مولفه هاي اصلي شخصيت متعادل و پويا يا متزلزل و آسيب پذير كودكان و نوجوانان در كانون خانواده و در سايه تعامل مطلوب با والدين، به ويژه مادر، شكل ميگيرد.پيامبر اسلام، حضرت محمد (ص) در تاكيد بر اهميت دوره هاي مختلف رشد و تحول شخصيت فرزندان، به ويژه هفت سال اول زندگي، فرموده اند: فرزند در هفت سال اول زندگي “محبت پذير است”، در هفت سال دوم “آموزش پذير است” و در هفت سال سوم حيات خود ” مشورت پذير است”.ويژگي هاي زيستي و رواني- اجتماعي كودكان در سالهاي اوليه رشد (هفت سال اول حيات) بگونه اي است كه بيشترين تعلق خاطر را به پدر و مادر دارند و ميخواهند همواره همه وجود پدرو مادر خود را در قبضه مهر خود داشته باشند. از همين رو زيباترين و موثرترين روش پرورش فرزند در اين دوران، حاكميت مهر و محبت وسيطره عاطفي كودك بر پيكره شخصيت پدر و مادر است.بنابراين محروميت هاي عاطفي، تنبيه، اعمال رفتارهاي خشونت آميز با كودك و تحميل آزردگي ها وناكامي هاي مكرر بر احساس فرزندي با شاكله محبت پذير، ميتواند آسيب هاي اجتماعي همراه داشته باشد.

گزل، پدر روانشناسي كودك ميگويد: شخصيت كودك در پنج، شش سالگي نسخه كوچكي از جواني است كه بعدا خواهد شد. كودكاني كه از مهر و محبت پدري و مادري محروم مانده و عموما در عين برخورداري از نعمت پدر و مادر، دچار بد سرپرستي شده اند و به گونه اي كه انتظار ميرود از تعامل عاطفي خوشايند و دوست داشتني با والدين بهره مند نميشوند، با دنيايي از نگراني و ناكامي، بي انگيزه و شكننده وارد مدرسه ميشوند.

+ نوشته شده در  90/09/10ساعت 10:23  توسط بادنوروز _ یاری میانه   | 

اعتیاد - مسعود یاوری


 مقدمه:

 اعتياد والدين (يا والد) مي‎تواند منجر به پيدايش يا افزايش ميزان اختلالات رفتاري در كودكان شود. پژوهش حاضر به بررسي ميزان اختلالات رفتاري در كودكان داراي پدر معتاد و مقايسه آن با ميزان اين اختلالات در كودكان داراي پدر غيرمعتاد اختصاص دارد. مواد و روش‎ تحقيق: اختلالات رفتاري در 250 دانش‎آموز متشكل از 125 دانش‌آموز با پدر معتاد و 125 دانش‌آموز با پدر غير معتاد با استفاده از پرسشنامه اختلالات رفتاري راتر ويژه معلمانمورد بررسي قرار گرفت.

 يافته‌ها: يافته‌هاي پژوهش نشان داد كه ميزان اختلالات رفتاري در كودكان داراي پدرمعتاد بيشتر از كودكان داراي پدر غيرمعتاد بود. ميزان اختلالات رفتاري در پسران بيشتر از دختران بود. ميزان تحصيلات پدر با ميزان اختلالات رفتاري فرزندان رابطه داشت؛ با افزايشتحصيلات پدر ميزان اختلالات رفتاري فرزندان كاهش مي‌يافت. ميزان غيبت از مدرسه و تعداد دفعات ارجاع به مشاور مدرسه در كودكان داراي پدر معتاد نسبت به كودكان داراي پدر غير معتاد بيشتر بود. بين اختلالات رفتاري و پيشرفت تحصيلي همبستگي منفي معناداروجود داشت. بحث و نتيجه‎گيري: بين اعتياد پدر و اختلالات رفتاري در كودكان رابطه وجود دارد. نقش خانواده‌ها در اعتیاد فرزندان چالش های دوران گذر از بلوغ روابط خانوادگی با معنای وسیع عاطفی و پراحساسش از آغاز تاریخ بشریت برای اعضای جامعه امری روشن و مفهوم بوده است. فیلسوفان و محققین اجتماعی معتقدند که جامعه متشکل از خانواده ها است.   روابط خانوادگی با معنای وسیع عاطفی و پراحساسش از آغاز تاریخ بشریت برای اعضای جامعه امری روشن و مفهوم بوده است. فیلسوفان و محققین اجتماعی معتقدند که جامعه متشکل از خانواده ها است. براساس قدیمی ترین نوشته های اخلاقی، جامعه هنگامی نیروی خود را از دست می دهد که افراد به وظایف خانوادگی خویش عمل نکنند. مثلا کنفوسیوس اعتقاد داشت که خوشبختی و ترقی از آن جامعه ای است که افرادش به عنوان یک عضو خانواده، رفتاری صحیح و کامل داشته باشند، بدین معنی که هیچ کس از وظایف خود نسبت به فرزندانش روگردان نباشد. زیرا خانواده پایه اساسی و سازنده مهمترین ساخت اجتماع است. و وجود همه نظامهای دیگر اجتماعی بستگی به مشارکت درنظام خانوادگی دارد. رفتار ناشی از نقشی که در خانواده آموخته می شود، نمونه و سرمشق رفتار در سایر قسمتهای جامعه خواهدبود. یکی از نتایج سودمند روانکاوی فروید این است که محققان و مردم را با تاثیر عظیمی که حوادث کودکی و زندگی خانوادگی در شخصیت انسان دارد، آشنا کرد. طبق نظریه او شخصیت کودک طی ۶ سال اول زندگی فرم اصلی خود را می یابد و روابط موجود در خانواده مثل، میزان محبت، میزان استقلال کودک درتصمیم گیریهایش و سازگاری یا عدم سازگاری والدین عواملی هستند که کودک را می سازند. باید بخاطر داشت که هر کودک از مراحل خاص رشد زیستی و عاطفی می گذرد و طی این مراحل احساسات و صفات منفی از قبیل تنفر، دشمنی، ترس، پرخاشگری، اضطراب و گناه بوجود می آید. این حالات در یک محیط خانوادگی تقلیل می یابد.   سالهای حساس زندگی بنابراین باید گفت که سالهای اولیه زندگی، سالهای تکوین و تاثیرپذیری است. اگر در خانواده هیجانات و طغیانهای مکرر عاطفی روی دهد، رشد عاطفی کودک به آسانی متوقف می شود. کودک گرفتار این مشکل می شود که از یک طرف احتیاجات عاطفی خود را ارضا کند و از طرف دیگر خود را با مشکل محیط زندگی سازش دهد. حس وابستگی و تعلق خاطر را از دست می دهد و در مورد هدایت خویش یعنی نقش خود، هم به عنوان فرد و هم بعنوان عضو خانواده و اجتماع دچار ابهام و پشیمانی می شود. علاوه بر دوران کودکی که از بدو تولد تا ۲۱-۰۱ سالگی ادامه داشته، دوران نوجوانی و بلوغ نیز از دوره های بسیار مهم و قابل توجه زندگی است، با شروع سالهای نخستین دهه دوم زندگی، تحول شگفت انگیز بلوغ آغاز می شود، که دارای جنبه های گوناگون جسمی و روانی اجتماعی است. خانواده ها باید اطلاعات کافی در این مورد داشته و بدانند که دورانبلوغ علاوه بر تغییراتی که در اندامها و شکل ظاهری بیرون دارد، از نظر روحی نیز دوران بی قراری ها و گرایشهای متضاد مثل افسردگیهای بی دلیل در لحظه های شادی، غرور در عین خودکم بینی ها، خودخواهی در عین نوع دوستی، معاشرت طلبی در تنهایی گزینی، کنجکاوی در عین بی تفاوتی، قدرت جویی و قدرت ستیزی، عشق ورزیدن به دنیا و پوچ انگاری آن، چشمداشت مسئولیت از دیگران در عین گریز از مسئولیت و مقررات و بسیاری دیگر از مشخصات و نوسانهای این دوره فشار و طوفانهای روحی است که البته هیچکدام از این رفتارها بی دلیل نیست، مثلا فرار از مقررات بخاطر رشد استقلال و تشخص طلبی است.  

اثرات خانواده بر اعتیاد  حس تفوق طلبی و برتری جویی و یا حس کنجکاوی که معمولا در این دوره به چشم می خورد از تمایلات طبیعی دوران بلوغ و جوانی است که اگر از علل این حالات خانواده ها به درستی اطلاع داشته و آن را به جوانان بشناسند. راهنمایی آن ها برای یک زندگی خوب و سالم دشوار نخواهد بود. حال که اهمیت خانواده در زندگی و آینده فرد روشن گردیده که شروع بسیاری از اختلالات شخصیتی و ناشی از دوران کودکی است. زیرا در این دوره کودک نتوانسته است رابطه، صمیمیت و همکاری و احترام با دیگران را برقرار سازد و نیز به او نیاموخته اند که اعمال خطا و شایسته کدامند تا نسبت به اعمال پسندیده احترام قائل شود و از اعمال خطا دوری جویند. می پردازیم به شرح نمونه هایی از اثرات روابط خانواده بر  اعتیاد: تحقیقاتی مثل «بررسی عوامل مؤثر در روی آوردن به مواد مخدر» «بررسی علل اعتیاد جوانان به هروئین» نقش خانواده در اعتیاد جوانان» وجود اختلاف بین پدر و مادر را نشان داده است. که عواملی از جمله مسایل مادی، اختلاف سنی زیاد بین پدر و مادر داشته است. بررسی علل اعتیاد در ایران نشان می دهد که تربیت خانوادگی آنان سستی و ضعف وجود داشته و سرپرستی معتادان از طرف خانواده متعارف نبوده است، به طوری که مسئولیت فقط ۳۰درصد آنان تا سن بلوغ بعهده والدینشان بوده است. یا تحقیقاتی چون «بررسی و شناخت عوامل» «اجتماعی مؤثر در اعتیاد افراد» «بررسی عوامل مؤثر در اعتیاد جوانان به موادمخدر» «بررسی علل و عوارض روانی- اجتماعی اعتیاد در ایران» و نقش خانواده در اعتیاد جوانان نشانگر آنست که رفتار والدین با فرزندان بی توجه، بدون محبت و خشونت آمیز و عدم وجود رابطه عاطفی بین آنها بوده و اغلب خانواده ها در هم پاشیده و نابسامان بوده اند.

 ● عوامل مؤثر در اعتیاد جوانان بدین ترتیب می بینیم که از هم گسیختگی خانوادگی و عدم وجود تربیت درست، از مسایلی است که امکان دارد افراد خانواده به نحوی از نتایج آن در رنج بوده و یا بر اثر آن ناگزیر از انتخابهای مشکل اخلاقی گردند. از مسائل دیگر خانوادگی در زمینه اعتیاد، نقش اعتیاد پدر و مادر و تأثیر آن در معتاد شدن فرزندان و همچنین اثر معتادان یکی از نزدیکان بر روی جوانان یک فامیل است که بخصوص مشاهده اعتیاد والدین و همانند سازی با والدین معتاد در مراحل گوناگون رشد سبب اعتیاد جوانان یک خانواده میگردد. «علل اعتیاد در اجتماع» نقش خانواده در اعتیاد جوانان «بررسی علل اعتیاد جوانان» «بررسی عوامل خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی مؤثر در اعتیاد افراد» «بررسی تأثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، و بعضی ویژگیهای شخصیتی روی نوجوانان و جوانان با سواد ۱۵ تا ۳۵ ساله» و «بررسی علل اعتیاد در ایران» نشان می دهد که خیلی از معتادان در خانواده، افراد معتاد از قبیل پدر، پدربزرگ، مادربزرگ و غیره داشته اند. بیسواد و یا کم سواد بودن والدین نیز از مسائل خانوادگی دلایل اعتیاد است. «بازگشت مجدد معتادان به «اعتیاد» «شناخت شخصیت گروهی معتادان ایرانی بوسیله آزمون تکمیل جملات ساکن ولوی» و «نقش خانواده در اعتیاد جوانان» «بررسی تأثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، و بعضی ویژگیهای شخصیتی روی اعتیاد نوجوانان و جوانان با سواد ۱۵ تا ۳۵ ساله» «بررسی علل و عوارض روانی، اجتماعی» «اعتیاد در ایران»« نشان می دهد که اکثر والدین معتادان، بیسواد یا کم سواد بوده اند این عوامل و عوامل دیگر همه و همه کمبودی در نظام و نقش خانواده باقی می گذارد که بدون شک در این خانواده ها اثرات مستقیم ناهنجاریها بر روی فرزندان و خانواده ها خواهند بود نتایج یک بررسی نشان می‌دهد فرزندان پدران معتاد در زمینه‌های مختلفی همچون شکایات جسمانی ،مشکلات اجتماعی ،رفتارهای بزهکارانه ،انزواطلبی و رفتارهای پرخاشگرانه مشکلات بیشتری را تجربه می‌کنند. بر اساس این تحقیق که توسط دکتر "حبیب آقا بخشی"،دکتر "حسن پاشا شریفی" و دکتر "لیلا رحیمی" انجام شد،مقایسه دو گروه دختران و پسران پدرهای معتاد نشان می‌دهد که این دو گروه از لحاظ تاثیر پذیری از اعتیاد پدر در شاخص‌های مورد بررسی تفاوتی ندارند. فرزندان افراد معتاد مشکلات بیشتری را تجربه می‌کنند   نتایج یک بررسی نشان می‌دهد فرزندان پدران معتاد در زمینه‌های مختلفی همچون شکایات جسمانی ،مشکلات اجتماعی ،رفتارهای بزهکارانه ،انزواطلبی و رفتارهای پرخاشگرانه مشکلات بیشتری را تجربه می‌کنند. بر اساس این تحقیق که توسط دکتر "حبیب آقا بخشی"،دکتر "حسن پاشا شریفی" و دکتر "لیلا رحیمی" انجام شد،مقایسه دو گروه دختران و پسران پدرهای معتاد نشان می‌دهد که این دو گروه از لحاظ تاثیر پذیری از اعتیاد پدر در شاخص‌های مورد بررسی تفاوتی ندارند.  یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که نباید مساله اعتیاد را مشکلی فردی تلقی کرد بلکه لازم است در بررسی تبعات اعتیاد افراد،به تاثیر پذیری اطرافیان ،بخصوص کودکان و نوجوانان توجه خاص شود. در این تحقیق،آزمودنی ها، ‪ ۱۴۶کودک ساکن تبریز در مقطع سنی ‪ ۱۲تا ‪۱۸ سال بودند که نیمی از آنها دارای پدر معتاد و نیمی دارای پدر غیر معتاد بوده‌اند.  نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت روانی و اجتماعی فرزندان پدران معتاد با وضعیت روانی فرزندان غیر معتاد تفاوت چشمگیری دارد. دراین تحقیق فرزندان پدران معتاد در پنج محور گوشه‌گیری ،شکایات مشکلات اجتماعی،رفتاربزهکارانه و رفتار پرخاشگرانه مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج نشان داد این افراد در پنج محور مورد بررسی مشکلات بیشتری را تجربه می‌کنند.  بر اساس این تحقیق ،این کودکان دارای عزت نفس پایین و خودکم بینی هستند و از رفتارهای گوشه‌گیری و انزوا به عنوان ابزارهایی برای انطباق با محیط استفاده می‌کنند. این کودکان حیطه وسیعی از مشکلات رفتاری ،عاطفی،شناختی و اجتماعی از خود بروز می‌دهند.  سطوح بالای استرس و تعارضات خانوادگی،خشونت،والدگری ناکافی،تماس کم والد و فرزند و نیز غفلت و سوء رفتار والدین از مواردی است که می‌تواند در بروز رفتارهای پرخاشگرانه،رفتارهای بزهکارانه و مشکلات اجتماعی کودکان این قبیل از خانواده‌ها موثر باشد.  بر اساس این تحقیق کودکان وابسته با والدین معتاد یا اصطلاحا "بچه های اعتیاد " کودکانی هستند که در محیط پرورشی خود با پدر و مادر یا یکی از اعضای معتاد خانواده خود همزیستی دارند. این کودکان لزوما معتاد یا مجرم نیستند بلکه در دایره‌ای بیمار و ناهنجار گرفتار آمده و در آن نشو و نما می‌یابند و از نظر رفتارهای اجتماعی به شدت در معرض آسیب قرار دارند. نتایج این تحقیق که توسط دکتر "حبیب آقا بخشی"،دکتر "حسن پاشاشریفی" و دکتر "لیلا رحیمی" انجام شده در جدیدترین شماره فصلنامه علمی و پژوهشی "مددکاری اجتماعی" به چاپ رسیده است اعتیاد والدین و خانه گریزی خانواده پيكره اصلي جامعه است و نقش مهمي در پرورش فرزندان دارد. والدين با ايجاد روابط سالم و دوستانه با فرزندان و توجه به نيازهاي جسماني و رواني آنان مي توانند آنها را از لحاظ شخصيتي و رواني متعادل و سالم بار بياورند . اما به اعتقاد بسياري از روانشناسان و جامعه شناسان ريشه اصلي آسيبهاي اجتماعي و از جمله فرار دختران ، خانواده است. به عقيده آنان يكي از مهمترين عوامل فرار ، سلب آرامش رواني و عاطفي فرزندان در محيط خانه و خانواده است . عدم توجه به مسايل تربيتـي فرزندان ، وجود اختلافات زناشويـي ، طلاق ، اعتيـاد والدين ، بي سرپرستي و يا بد سرپرستي ، زندگي با ناپدري و يا نامادري ، خشونت در خانواده ، تبعيض بين فرزندان، جمعيت زياد خانواده ، فقر اقتصادي ، تعصبات وپايبندي به آداب رسوم قومي(خصوصا در ازدواج دختران )، ضعيف بودن اعتقادات مذهبي خانواده و سواد پايين والدين از جمله مهمترين عوامل خانوادگي موثر بر خانه گريزي دختران مي باشد. وقتي در خانواده به جاي توجه به مسايل و نيازها ي فرزندان ، فقر فرهنگي و تربيتي و رفتاري و اقتصادي و حاكم شود ، دختران خانه را ترك مي كنند. آنها به پندار خود مي روند تا به يك زندگي بهتر و با وضعي مطلوبتر برسند و آرامش و محبت را تجربه كنند. اما خواسته و نا خواسته دچار انحرافات اجتماعي مثل اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي ، توزيع مواد مخدر ، سرقت ، تشكيل خانه هاي فساد و...مي شوند . نتايج تحقيقات انجام شده در خصوص خانه گريزي دختران نيز مويد اين مساله مي باشد كه مشكلات خانوادگي از جمله عوامل اصلي فرار دختران مي باشد به عنوان مثال در تحقيقي كه توسط سرهنگ « داوود جشان » با عنوان « علل فرار دختران از خانه » در مورد 120 دختر فراري در تهران انجام شده ، در خصوص علل فرار، 36% دختران فراري ، اختلاف با پدر و كتك خوردن از وي ،5% اختلاف با برادر و كتك خوردن از او ، 15% اختلاف با مادر و 3% ازدواج اجباري را ذكر كرده اند. 78% دختران فراري والدين معتاد داشته و85% از آنها داراي خانواده هايي هستند كه حداقل يك نفر از آنها به جرم سرقت به زندان رفته است . عوامل ديگري همچون ، تبعيض در خانواده (88%) ، كنترل شديد والدين (82%) ، اختلاف خانوادگي و احساس طرد شدگي از خانواده (84%) از دلايل ديگر فرار است. (ويژه نامه پيام زن ، شماره 12 ، ص403) دختران فراري ضمن اينكه خود مشكلات گوناگوني را تجربه كرده و انگيزه بيش تري براي اعتياد دارند، گزارشها حاكي از آن است كه تعدادي از دختران فراري به سبب تهيه مواد مخدر از خانه گريخته اند. زيرا در خانه ، والدين اصرار به ترك اعتياد آنان داشته اند وآنها به دليل اين كه اعتياد را ترك نكنند از خانه گريخته اند. از طرفي بر خي از دختران فراري بدليل اعتياد والدين و به خواسته آنان ، مجبور به خريد مواد مخدر براي والدين معتاد مي باشند . بنابر اين اعتياد خود و اعتياد والدين يكي ديگراز عوامل موثردر خانه گريزي دختران مي باشد.

+ نوشته شده در  90/09/10ساعت 10:14  توسط بادنوروز _ یاری میانه   |